"گفتمان تاراج" یا "حرکت نمادین فرهنگی" لبخند ژکوند به غارت میراث فرهنگی+ تصاویر موزه‌هاي آمريکا از سوي دولت‌ مصر، ايتاليا و يونان زير فشارهاي شديد قضايي براي استرداد آثار باستاني مسروقه قرار گرفته‌اند. در فوريه 2006 موزه متروپوليتن مجبور شد بيست قطعه از آثار باستاني ايتاليا را بازگرداند.با این توصیف آیا بلوکه کردن میراث فرهنگی ایران و سرپیچی از پروتکل‌های بین‌المللی نشانه حسن نیت است؟ گروه فرهنگی مشرق - سالیان درازی است که غرب، برای توسعه ی تمدنی خود به پروژه "دیگر سازی" روی آورده و علی رغم ادعای بی طرفی در خدمت به اهداف علمی و دانش پژوهی، همواره بازنمایی های غلطی را نسبت به شرق داشته است و راه را برای سلطه ی نظامی، جایگزینی فرهنگی و بهره برداری اقتصادی هموار کرده است. یکی از مصادیق این رفتار، غارت میراث فرهنگی کشورهای شرقی است که در چندین دهه گذشته به مسابقه ای نفس گیر میان کشورهای غربی تبدیل شده بود. بر طبق پروتکل‌های بین المللی میراث فرهنگی، در هنگام تبادل آثار تاریخی می بایست آزمایشات دقیق کارشناسی توسط طرفین انجام شده و طرف تحویل گیرنده پس از تأیید نهایی و کسب اطمینان کامل، اصالت اثر را به افکار عمومی اطلاع رسانی کند و صد افسوس اینکه طبق اظهارنظر مسئولین ایرانی، از زمان تحویل تا زمان مراسم رونمایی جام شیردال، هیچ آزمایش کارشناسی توسط طرف ایرانی انجام نشده است. طي سال‌هاي 1357-1333، که روابط ايران و آمريکا در عالي‌ترين سطوح بود، هیچگاه آثار باستانی به یغما برده شده از کشورمان توسط دولت آمریکا بازپس داده نشد. اکنون قریب به هفتاد سال است که ده ها هزار اثر تاریخی و میراث فرهنگی ایرانی در موزه های آمریکایی، به بهانه پژوهش از کشور خارج شده و به عنوان امانت نگهداری می شود و امروز، دولت آمریکا با خیانت در امانت، این آثار را غصب کرده و از عودت آن امتناع می کند. این آثار در موزه هایی چون موزه هنر متروپولیتن نیویورک، موزه شرق شناسی دانشگاه شیکاگو، موزه هنرهای زیبای بوستون، موزه هنرهای زیبای فیلادلفیا و موزه هنرهای زیبای کانزاس سیتی موجود است. دکتر محمد قلی مجد، از پژوهشگران ایرانی مقیم آمریکا در توصیف غارت آثار باستانی ایران و انتقال آن به آمریکا چنین می گوید: "من از موزه‏هایی مانند موزه هنر نیویورک و موزه‏های متعدد اسمیتسونیان در واشنگتن دیدن‏ کرده‏ام.امری که در همه آنها مرا بی‏ نهایت به حیرت انداخت این بود که موزه‏های مذکور تقریبا تمام آثار باستانی و مصنوعات هنری ایران را در فاصله زمانی 1925 تا 1941 تصاحب کرده‏ بودند.به ویژه متوجه شدم موجودی عظیم اشیاء دوران ساسانی و اسلامی از جمله سفالینه‏های به‏ غایت منحصر به فرد و ارزشمند نیشابور در موزه متروپولیتن همگی در دهه 1930 به تملک این‏ موزه درآمده ‏اند. محمد علی نجفی پس از بازگشت از آمریکا گفت: موزه داران آمریکایی به بنده گفتند: "اگر آثار ایرانی را از موزه هایمان خارج کنیم، دیگر چیز قابل توجهی برای ارائه به مخاطب باقی نمی ماند". یک سوال: آیا بلوکه کردن میراث فرهنگی ایران، و سرپیچی از پروتکل های بین المللی و بیان ادعا های بی اساس (همانند ادعای این موزه داران) نشانه حسن نیت است؟! روزنامه شيکاگو ساندي تايمز در سال 1383، در ادعایی مضحک اعلام کرد که به دليل وقوع انقلاب اسلامي و «بسته شدن درهاي رابطه بين دو کشور ايران و آمريکا در سال 1979» دانشگاه شيکاگو نتوانست اين الواح (در این سال، تنها سیصد لوح گلی از میان ده ها هزار اثر تاریخی موجود در آمریکا، به ایران تحویل داده شد)را زودتر به ايران بازگرداند. اما اين روزنامه آمریکایی، این پرسش را مطرح نکرد که چرا دانشگاه شيکاگو طي سال‌هاي 1357-1333، که روابط ايران و آمريکا در عالي‌ترين سطوح بود، باقيمانده الواح را به ايران بازنگرداند و چرا اکنون به ‌ناگاه امانت‌دار شد؟ "شیردال" آمد و ما باز هم از حسن نیت آمریکایی ها شرمنده شدیم هواپیمای حامل دکتر حسن روحانی و هیات همراه در فرودگاه مهرآباد به زمین نشست و آقای محمد علی نجفی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، در فرودگاه از سفیر حسن نیت(لقبی که رسانه های اصلاح طلب برای جام شیردال انتخاب کردند) رونمایی کرد و گفت: این جام، هدیه ای از سوی ملت آمریکا و نشانه ای از حسن نیت دولت آمریکا می باشد. حال 2 نکته در خصوص این جام وجود دارد: 1) طبق مقررات بین‌المللی، دولت آمریکا "موظف و متعهد" است که این اثر و ده ها هزار اثر تاریخی دیگر را که از سال ۱۹۷۰ از ایران خارج شده، فوراً به ایران بازگرداند. در نتیجه نمی‌توان اصطلاحات و تعابیری همچون بخشش و هدیه را برای اقدامی به کار برد که انجام آن، وظیفه بوده است. 2) بر طبق پروتکل‌های بین المللی میراث فرهنگی، در هنگام تبادل آثار تاریخی می بایست آزمایشات دقیق کارشناسی توسط طرفین انجام شده و طرف تحویل گیرنده پس از تأیید نهایی و کسب اطمینان کامل، اصالت اثر را به افکار عمومی اطلاع رسانی کند. این در حالی است که آقای نجفی در مراسم رونمایی از جام شیردال تنها به اقدامات کارشناسی طرف آمریکایی اشاره کرده است و صد افسوس اینکه طبق اظهارنظر مسئولین ایرانی،از زمان تحویل تا زمان مراسم رونمایی، هیچ آزمایش کارشناسی توسط طرف ایرانی انجام نشده است و این ترفند مسئولین آمریکایی در کنار سهل انگاری مسئولین ایرانی، موجب شده است تا برخی از کارشناسان، بر تقلبی بودن این جام تاکید کنند. وقتی "گفتمان تاراج"، در یک اقدام منفعلانه، "حرکت نمادین فرهنگی" نامیده می شود و یک "متهم"(دولت آمریکا)، به "منجی" تبدیل می شود ماجرای انفجار در بازار "بن یهودا"؛ سرپیچی از یک پروتکل بین المللی و حسن نیت آمریکایی خیلی عجیب و مضحک است اگر بخواهیم حسن نیت را جزیی از ادبیات دولت آمریکا بنامیم.چرا؟ دلیل بسیار است. یکی از آن دلایل، ماجرای بمب گذاری سال 1997 و حواشی آن است. بر طبق پروتکل های بین المللی باستان شناسی، تمامی کشورهای دنیا موظف و متعهد هستند که آثار باستانی دیگر کشورها را که در موزه های خود نگهداری می کنند، به کشور مبدأ بازگردانند.تصویب این قانون در مجامع بین المللی موجب وحشت دولت آمریکا شد چون عودت ده ها هزار اثر تاریخی و میراث فرهنگی، ضربه بزرگی بر موزه های متعدد آمریکایی و منافع اقتصادی ناشی از آن وارد می کرد. بنابراین دولت آمریکا در اقدامی سخیف، ماجرای بمب گذاری سال 1997 در بازار بن یهودا در بیت المقدس(اورشلیم) را بدون هیچ مدرک و سندی، به گردن ایران انداخت و در یک دادگاه نمایشی، ایران را به پرداخت پنج میلیون دلار غرامت محکوم و موزه داران آمریکایی را( که هیچ ارتباطی به این موضوع نداشت) به عدم ارجاع آثار باستانی ایران موظف کرد. آیا این رفتار نیز نشانه ای از حسن نیت دولت آمریکاست؟ حال آن گروهی که از هول حلیم به داخل دیگ افتاده اند، در خصوص این ماجرا و محکومیت اقدام شنیع دولت آمریکا هیچ صحبتی نمی کنند. بر طبق پروتکل های بین المللی باستان شناسی، تمامی کشورهای دنیا موظف و متعهد هستند که آثار باستانی دیگر کشورها را که در موزه های خود نگهداری می کنند، به کشور مبدأ بازگردانند. در تصویر فوق، بخشی از میراث ارزشمند فرهنگی کشورمان که در موزه های آمریکایی بلوکه شده اند، نمایش داده شده است. مهدی حجت، قائم مقام سازمان میراث فرهنگی: ما این هدیه را به عنوان نماد فرهنگی قبول می کنیم. حتی اگر این شی تقلبی هم باشد برای ما ارزش دارد. اصلا اگر فقط یک گل هم می دادند بازهم یک نماد بود". مهدی حجت، قائم مقام سازمان میراث فرهنگی، ضمن بی توجهی کامل به سرپیچی دولت آمریکا از پروتکل های بین المللی باستان شناسی و ماجرای انفجار سال 1997و بلوکه کردن میراث فرهنگی کشورمان،در حرکتی منفعلانه، وارد شدن به بحث‌های حاشیه‌ای و انحرافی در ارتباط با بازگشت جام شیردال را به دور از ادب فرهنگی دانسته و می گوید: "نباید به این حرکت نمادین فرهنگی خدشه وارد کرد. ما این هدیه را به عنوان نماد فرهنگی قبول می کنیم. حتی اگر این شی تقلبی هم باشد برای ما ارزش دارد. اصلا اگر فقط یک گل هم می دادند بازهم یک نماد بود". آیا اظهارات آقای حجت و تبدیل یک "متهم" به "منجی"، توهین به شعور و فرهنگ ایرانی نیست. آیا شما به تاریخ رجوع نکردید و ندیده اید که در طی سال های 1333 تا 1357، که روابط ایران و آمریکا در بهترین سطح دیپلماتیک بود، دولت آمریکا هیچگاه از رفتار دوستانه طرف ایرانی استقبال نکرد و همواره گفتمان استعمار و تاراج را در برخورد با کشورمان انتخاب می کرد. شما که اینقدر از هدیه صحبت می کنید، خاطرتان هست که در گذشته ی نه چندان دور، دولت آمریکا یک "هدیه داغ" به هموطنانمان داد و آن را بین 290 مسافر هواپیمای ایرانی تقسیم کرد؟ نيويورک تايمز و ساير منابع آمريکايي خبر مي‌دهند که موزه‌هاي آمريکايي از سوي دولت‌هاي مصر، ايتاليا و يونان در زير فشارهاي شديد قضايي براي استرداد آثار باستاني مسروقه قرار گرفته‌اند. در ماه فوريه 2006 موزه متروپوليتن نيز مجبور شد بيست قطعه از آثار باستاني ايتاليا را، که به‌طور اماني در اين موزه نگهداري مي‌شد، به کشور فوق بازگرداند. عده ای از دوستان به ظاهر روشنفکر می گویند : وقتی خودمان توانایی نداریم، همان بهتر که در موزه های کشورهای غربی نگهداری شود. پاسخ نگارنده : چرا صورت مسأله را پاک می کنید و از یک وظیفه ملی شانه خالی می کنید؟ بعضی از دوستان می گویند که وقتی خودمان توانایی نگهداری آثار تاریخی کشورمان را نداریم، همان بهتر که در موزه های کشورهای غربی نگهداری شود. هم سالم می ماند و هم اینکه با توجه به وضعیت گردشگری ایران، وجود این آثار در آنسوی مرزها، به معرفی ایران به مردم جهان کمک شایانی می کند. این اظهارنظر دوستان دقیقا پاک کردن صورت مساله است. چرا؟ یک مثال: در سالیان پیش،یکی از بازدیدکنندگان ایرانی موزه لوور پاریس پس از بازدید از این موزه چنین گفت: "موزه لوور پاریس در بخش جنبی خود نمایشگاهی با عنوان"راه عرب" برگزار کرده بود. با توجه به سابقه لوور در تحریف نام خلیج فارس و شایعاتی که همیشه درباره نحوه همکاری آن با کشورهای عربی وجود دارد من هم در دیدار از موزه لوور تنها برای ارضای حس کنجکاوی خود تصمیم گرفتم به این نمایشگاه جانبی سری بزنم. اما دیدن نام تحریف شده خلیج فارس در ورودی این نمایشگاه فکر بازدید را از خاطرم برد و باعث شد بدون توجه به اشیای موجود در نمایشگاه فقط به دنبال نحوه انعکاس نام خلیج فارس در نقشه‌ها باشم تا مطمئن شوم این فقط یک اشتباه در یک نقشه خاص نبود. بعد از نگاه سریع به نقشه‌ها و راهنماها با شگقتی دیدم در تمامی آنها هرجا نامی از خلیج فارس به زبان عربی آورده شده بود «الخلیج العربی» بود و ترجمه انگلیسی آن (Arabian Gulf) این بار بر خلاف چهار سال قبل (که از نام خلیج استفاده کرده بودند)، نه تنها نام فارس را از دنباله خلیج حذف کرده‌اند، بلکه از خلیج عربی در توضیحات نمایشگاه و دفترچه راهنمای آن استفاده کرده بودند". این مثال، دلیل روشنی است بر عدم تعهد کشورهای غربی در معرفی صادقانه کشور ایران و همچنین عدم تعهد در حفظ و نگهداری آثار تاریخی و فرهنگی کشورمان. باید گفت که اظهارنظر این دوستان، شانه خالی کردن از وظیفه ملی در پاسداری و حفظ میراث فرهنگی کشورمان است. اقدام صحیح این است که ضمن توجه جدی به نواقص عدیده فعلی، در حفظ و نگهداری میراث فرهنگی موجود در کشور یک تجدید نظر کلی صورت گیرد و در کنار آن، در مجامع حقوقی بین المللی، با جدیت و نه از موضع ضعف و انفعال و نه افراط و تندروی، موضوع بازپس گیری میراث فرهنگی غارت شده ی کشورمان به صورت جدی پیگیری شود و بتوانیم با عزت، این آثار را به سرزمینمان بازگردانیم.

قاچاقچیان ، آثار ، بی‌شناسنامه



قاچاق آثار باستانی یکی از مشکلات میراث ملی است که برای مقابله با آن بارها موزه داران و کارشناسان پیشنهاد کرده‌اند این آثار شناسنامه‌دار شوند اما به دلیل بی‌توجهی مسئولان همچنان این آثار از کشور خارج و در بازارهای بین المللی حراج می‌شود.

به گزارش مهر، لزوم توجه ویژه به آثار باستانی ایران و حفظ میراث ملی کشور، یک وظیفه همگانی است که عزمی ملی می طلبد. به خصوص در شرایطی که بسیاری از آثار عهد عتیق ایران، در حراج های جهانی به تاراج می رود و گنجینه های فاخر این مرز و بوم با دلارهای سرمایه داران غیر وطنی معاوضه می شود، لزوم گردآوری مجموعه آثار ملی و مذهبی به جا مانده از سده های پیشین، جهادی فرهنگی و قابل ستایش است.

در حال حاضر، سه موزه خصوصی برجسته در سطح کشور وجود دارد که در این موزه ها، بسیاری از آثار باستانی و نسخ خطی از تاریخ کهنسال ایران (قبل و پس از اسلام) به نمایش درآمده است.

بدیهی است که صاحبان این سه موزه پرگنجینه، می توانستند منابع مالی خود را به بازارهای پردرآمد داخلی و خارجی منتقل و سودهای سرشاری کسب کنند اما آنها با خرید آثار باستانی ایران از حراجی های بین المللی و انتقال این آثار برجسته به خاک کشور، به حفظ و اعتلای فرهنگ و تاریخ این دیار، خدمت شایانی کرده اند.

چندی قبل در مراسمی با عنوان "بزرگداشت و تجلیل از موزه داران" از تلاش های چندین ساله "محمدتقی هاشمیان"، "محمد صادق محفوظی" و "صادق خرازی" تقدیر شد و مدیر کل امور موزه های کشور و رئیس کمیته ملی موزه های ایران از خدمات فرهنگی این سه موزه دار خصوصی تجلیل کردند.

همین موضوع بهانه ای شد تا دگربار، کتاب یادگارهای این کهن بوم را ورق بزنیم و در خصوص وضعیت فعلی موزه داری خصوصی در ایران و دغدغه های حفظ میراث ملی، پای صحبت های فعالان فرهنگی و موزه داران خصوصی کشور بنشینیم.

میراث گرانبهایی برای آیندگان به جا گذاشتیم
محمد تقی هاشمیان، مدیرعامل موسسه پژوهشی تاریخ و تمدن شرق، مدیر یکی از مطرح ترین موزه های خصوصی کشور است که در این موزه خصوصی، گنجینه ای شامل نسخ و نمونه های خطی کلام الله مجید، آثار علمی و ادبی سده های پیشین، کلکسیونی از مهره ها و نگین های تاریخی، سکه های باستانی و مجموعه‌ای از آثار نقاشی، تجسمی و خوشنویسی دیروز و امروز ایران را گردآوری کرده است.

وی همچنین گفت: متاسفانه در طول یکی دو سده‌ اخیر، بخش قابل توجه و جبران ناپذیری از میراث تمدن و فرهنگ ما به دلیل بی‌توجهی عمومی، نبود برنامه ریزی و عنایت ویژه مسوولان، از کشور خارج شده و در بازارهای بین المللی تاراج شد که واقعا جا دارد انسان بر این ماجرای ناگوار بگرید.

هاشمیان بر این باور است که باید به گونه‌ای برنامه ریزی کنیم که در کنار عرضه ‌آثار هنری مدرن خود در نمایشگاه‌های بین المللی، بتوانیم آثار کهن حوزه‌ فرهنگی و هنری ایران اسلامی را نیز معرفی کنیم. این گونه برنامه ریزی و فعالیت ها، درنهایت به ترسیم شمایلی واقعی و درست از مردم ایران اسلامی و فرهنگ غنی و ارجمند آنان در جهان می انجامد.

وی، حمایت قاطع از صنایع ظریفه کشور را یک وظیفه خطیر برای حفظ میراث ملی دانست و اظهار داشت: یکی از فعالیت این موسسه، ایجاد کارگاه هایی‌ است که صنایع ظریفه‌ در حال نابودی و انقراض را احیا می کند. برخی از این هنرهای خاص، بخشی از هویت و جهان بینی ما را در سطح جهانی باز می تاباند و به گمان من، حمایت از این دسته هنرمندان، وظیفه‌ خطیری است که نمی توان به راحتی از آن چشم پوشید.

مدیریت "میراث ملی ایران" غیر تخصصی است!
صادق محفوظی، یکی دیگر از موزه داران خصوصی کشور است که از سال 1360 تاکنون، مدیریت "موسسه پژوهشی ابن سینا" را به عنوان یک مرکز علمی و فرهنگی بر عهده دارد. مرکز دایرة المعارف انسان شناسی و گنجینه نسخ خطی و فرهنگی این موسسه، به عنوان یکی از بزرگترین موزه های خصوصی کشور شناخته می شود.

در این موزه حدود 100 هزار اثر خطی و فرهنگی وجود دارد که در فضای این موزه خصوصی، کتب خطی، نسخ قرآنی، خطوط ایرانی و اسلامی، نقاشی و کتیبه ها، انگشتری و مهر، آثار لاکی و نقاشی های پشت شیشه، حرز و ادعیه در معرض نمایش عموم قرار گرفته است.

محفوظی در گفتگو با خبرنگار مهر نسبت به بی توجهی به میراث ملی و باستانی کشور انتقاد کرد و گفت: اگر عصاره تمام متولیان آثار و میراث ملی کشور را بگیرید، یک قطره اندیشه مفید نیز برای عرصه میراث فرهنگی کشور چکانده نخواهد شد. متاسفانه یکی از غیر تخصصی ترین مدیریت ها در سالیان اخیر، حوزه میراث فرهنگی در کشور بوده است که در این زمینه، بی توجهی کلانی به میراث ملی می شود.

وی یکی از عمده مشکلات موزه های خصوصی در ایران را نا امن بودن ساختمان موزه ها در مقابل زلزله و آتش سوزی دانست و بیان کرد: قاچاق آثار باستانی نیز، یکی دیگر از مشکلات حوزه میراث ملی کشور است که برای رفع این معضل هم، بارها پیشنهاد داده ایم که آثار باستانی ایران را شناسنامه دار کنند تا دیگر هیچ سودجویی نتوانند آثار فاخر ملی را به خارج از کشور منتقل کند.

تخریب میراث ملی، از مرز هشدار گذشته است
وجود آثار متعدد ایران باستان در حراجی های جهانی، شاخص قابل تاملی است که نشان می دهد، قاچاق اموال ملی و تاراج هویت ایرانی، رفته رفته به روندی ادامه دار و غیر قابل توقف تبدیل شده است.

در هر حال، در این شرایط که میراث ملی ایران از سوی زمین و آسمان و انسان، مورد تهاجم گسترده قرار گرفته است، حمایت وافی از موزه داران خصوصی می تواند در نهایت به حفظ و حراست از اشیای باستانی کشور کمک کند.

در حالی که مطابق قانون، دولت موظف است به موزه داران خصوصی در مرمت آثار یاری رساند و با اعطای "تنخواه" از آنان حمایت کند، اما اغلب موزه داران خصوصی ترجیح می دهند که از این کمک های ناچیز چشم پوشی کنند.

همچنین، مطابق قوانین باید وام های مناسبی نیز جهت افتتاح و تجهیز موزه های خصوصی در کشور پرداخت شود اما تعداد محدود موزه های خصوصی در کشور، قرینه واضحی است که نشان می دهد تدوین این دسته از قوانین نیز تاکنون نتوانسته است موزه داری خصوصی را که مستقیما با حراست از میراث ملی ما مرتبط است، توسعه ببخشد.

میراث به تاراج رفته ایران در موزه بریتانیا


میراث به تاراج رفته ایران در موزه بریتانیا( تصاویر)
این موزه به دلیل داشتن مشهورترین اثر باستانی ایران برای ما ایرانی ها موزه ای جالب توجه است.
این موزه ‏ یکی از عظیم‌ترین و غنی‌ترین موزه‌های جهان است که بیش از ۷ میلیون گنجینه و آثار باستانی از بسیاری از فرهنگ‌ها، قوم‌ها و کشورهای جهان را از دوران پیش از تاریخ تا زمان حال را در خود جای داده است.
موزه بریتانیا در سال ۱۷۵۳ میلادی و با مجموعه اهدایی از هانس سلون طبیعی‌دان انگلیسی، شامل دستنوشته‌ها، کتاب‌های قدیمی و آثار باستانی گردآوری شده از برخی مستعمرات وقت بریتانیا رسماً تاسیس شد.
بخش خاورمیانه موزه بریتانیا شامل اشیای باستانی بسیار پرارزشی است که از کشورهای ایران، عراق و دیگر کشورهای منطقه را شامل می‌شود. گفتنی است بیش از سیزده هزار شئی باستانی ایران در موزه بریتانیا قرار دارد.
برخی از معروف ترین آثار در این موزه به قرار زیر است.
بشقاب نوازندگان 

از آثار باستانی دوران ساسانیان (سده هفتم میلادی) است که در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود. این بشقاب در طبرستان یافته شده‌است.
بشقاب نقره‌ای گروه نوازندگان، از جنس نقره بوده که با طلا زراندود شده‌است، این اثر تاریخی نقش قلم زنی شده از ضیافت و بزم شاهانه را نشان می‌دهد. در تصویر شاه یا بزرگ زاده‌ای در حال نشستن، مشغول نوشیدن می‌باشد و گروه نوازندگان که از سه نفر تشکیل شده‌اند در حال اجرای موسیقی زنده برای بزرگ بزم هستند. در پایین بشقاب اجاقی که در حال پخت غذا می‌باشد، روشن است و درختی بیش از نیمی از طرح لبه بشقاب را پر کرده‌است. بر روی درخت پرنده‌ای نشسته‌است. از میان نوازندگان یک نفر در حال نواختن سازی است که با دهان از خود صدا تولید می‌کند و نوازنده‌ای دیگر در حال نواختن یک ساز زهی است.
ارابه طلایی چهار اسب

از آثار باستانی دوره هخامنشیان است که در گنجینه آمودریا یافت شده‌است. این ارابه متعلق به ۳۰۰ تا ۵۰۰ سال پیش از میلاد است. این اثر دارای ارابه‌ای چهاراسب است که دو نفر با لباس هخامنشی‌ها بر آن سوار هستند، این اثر هم‌اکنون در موزه بریتانیا نگهداری می‌شود.
بازوبند طلایی بز و پرنده هما

یکی از آثار باستانی متعلق به دوران هخامنشیان است. پرنده هما و بز از حیواناتی هستند که در آثار به جا مانده از این دوران زیاد دیده می‌شوند. این بازوبند مزین به حیوانی اساطیری است که از شاخ و تن بز و صورت و بال پرنده همای اساطیری تشکیل شده‌است و به صورت متقارن رو به روی هم قرار گرفته‌اند. این بازوبند متعلق به حدود ۵۰۰ سال پیش از میلاد است. بازوبند طلایی بز و پرنده همای هخامنشی دارای سنگ ها و نگین های گرانبها بوده است که همگی از آن کنده شده اند. این بازوبند عضوی از صدها عتیقه گنجینه آمودریا بوده است.
استوانهٔ کوروش بزرگ

یا منشور حقوق بشر کوروش لوحی از گل پخته است که در سال ۵۳۸ پیش از میلاد به فرمان کوروش بزرگ هخامنشی پادشاه و بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی نگاشته شده‌است. نیمهٔ نخست این لوح از زبان رویدادنگاران بابلی و نیمهٔ پایانی آن سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) نوشته شده‌است. این استوانه در سال ۱۲۵۸ خورشیدی/ ۱۸۷۹ میلادی در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک، خدای بزرگ بابلی) در شهر بابل باستانی پیدا شده و در موزه بریتانیا در شهر لندن نگهداری می‌شود.این منشور یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ ایرانی است.

جام نقره ساسانی

جامی با کنده کاری ها و نقره کاری های شگفت انگیز که از خصوصیات دوره ساسانی است این جام در مازندران کشف و در موزه بریتانیا نگه داری می شود.

سنگ‌نگاره ویرانی شوش

 
سنگ‌نگاره آشور بانی‌پال یکی از آثار باستانی است که به مناسبت غلبه آشوریان بر عیلامیان در سال ۶۴۷ پیش از میلاد خلق شده‌است. در این نقش برجسته، سپاهیان آشور در حال ویران کردن معبد با کلنگ دو سر و دیلم هستند و همچنین از شهر شوش زبانه‌های آتش بلند می‌شود.
تعدادی هم از سربازان آشوری مشغول خارج کردن گنج‌های آن هستند. این اثر باستانی در موزه بریتیش می‌وزیوم لندن نگهداری می‌شود.البته این تمدن جزو تمدنهای ایرانی محسوب نمی شد اما قسمتی از جنوب غربی ایران در دوران اوج آشور زیر سیطره آنها بود.

لماس جواهرات قدیمی زیر خاکی سفالینه عتیقه عقیق قدیمی تریم پرچم مرمر نقشه زیر خاکی واقعی پرچم قدیمی ک


کویر لوت سرزمین اسرار آمیزی است. از کلوت ها و افسانه های پر از جن و پری اش که بگذریم، کمتر کسی فکرش را می کرد که در نزدیکی لوت یکی از قدیمی ترین تمدن های دنیا تشکیل شده باشد. اما کشف قدیمی ترین پرچم دنیا از این منطقه، نام لوت را به تمدن کهن خبیص پیوند داد. قدیمی ترین درفش فلزی جهان، شباهت زیادی به درفش کاویانی دارد. درفشی که از حوالی کویر لوت در کرمان کشف شد و برگ تازه ای از تاریخ را رو کرد.
این روزها همه از وجود قدیمیترین لوحهای تمدن جهان در کرمان و در تمدن ارت در جنوب کرمان می گویند اما کمتر کسی از تمدن خبیص در حاشیه شمال شرقی کرمان و در لبه کویر لوت سخن می گویند. تمدن خبیص شهداد یکی از حلقه های گم شده بین تمدن شرق آسیا و بین النهرین است؛ تمدنی که مانند بسیاری از محوطه های باستانی فلات ایران سر از زمین بیرون آورده است اما کمتر از داشته هایش گفته شده و همچنان رمز و راز خود را در پهنه خاک مدفون کرده است.


قدیمی ترین پرچم جهان در ایران

اجزاء کامل قدیمیترین پرچم دنیا

 

 

سرزمین نخل، کویر، آب و درفش

اینجا شهداد داد سرزمینی که نخستین درفش فلزی جهان در آن کشف شده است. اینجا شهداد است سرزمین نخل؛ کویر، آب و تاریخ. تمدین قدیم شهداد هنوز نا شناخته است همانند بسیاری از زیستگاههای پیش از تاریخ ایران از شش هزار سال قبل بشر در شهداد می زیسته و هنوز زندگی می کند.

داستان درفش شهداد

در حفاریهای باستانشناسی در این منطقه کهنترین پرچم فلزی جهان به دست آمده است، درفش شهداد فلزی مربع شکل و ۲۳ در ۲۳ سانتیمتر است و بر فراز خود عقابی دارد و بر میله ای نصب شده است.

بر روی این درفش داستانی شکل گرفته است از افسانه های کهن ایران زمین؛ قصه ای از نعمت، شکر گزاری، نخل و سپاس در وسط درفش انسانی است که بر صندلی نشسته و دیگران در پیرامونش قرار دارند از سایر انسانها گرفته تا عناصر طبیعت و حیوانات وحشی و اهلی. فرد نشسته بر صندلی بزرگتر از دیگران است و یک زن در کنارش و دو خدمتگذار در اطرافش.

درفش با خورشید شیر و گاو کوهاندار و آراسته شده که گویا داستانی را روایت می کند. این درفش پس از کشف به تهران منتقل شد و در موزه نگهداری می شود و باز این داغ را بر دل کرمانیان می گذارد که چرا اشیا کشف شده در استان کرمان جایی برای نگهداری در استان تاریخی کرمان ندارند؟

شهداد در ۷۰ کیلومتری شمال شرق شهر کرمان قرار دارد و کویری‌ترین بخش استان کرمان به شمار می‌رود.

قدیمی ترین پرچم جهان در ایران

نمایی نزدیک نقوش درفش شهداد

این ناحیه از کرمان، در ابتدا هیچگاه مورد توجه باستان شناسان نبود، زیرا تصور وجود تمدن باستانی در صحرای خشک لوت غیر ممکن بود. اولین هئیت کاوش در سالهای ۴۶ به سرپرستی دکتر احمد مستوفی از موسسه جغرافیایی دانشگاه تهران  برای بررسی موقعیت جغرافیایی دشت لوت و اطراف آن وارد آنجا شدند و در حین اکتشافات خود  “چاله تکاب” به تعدادی سفال برخورد کردند که قسمتی از آنها از زمین بیرون و این آثار نشان از وجود تمدنی پیشرفته در این ناحیه بود.

آراترای گم شده یا همان تمدن خبیص شهداد

اما هم اکنون باستان شناسان، شهداد را کلیدی برای شناخت فعالیتهای اجتماعی و فرهنگی تمام منطقه جنوب شرقی ایران در هزاره سوم ق.م می‌دانند. عده‌ای هم آن را با شهر گمشده سومری آراتا منطبق می‌دانستند، در گل نوشته سومری نام آراتا بسیار به کار رفته‌است. طبق متون سومری آراتا سرزمینی بود در شرق “انشان”.

هانسمن انگلیسی، سرزمین انشان را همان فارس می‌داند و شهر سوخته واقع در استان سیستان را شهر حماسی آراتا می‌دانست، اما اکتشافات بعدی در استان کرمان این موضوع را اثبات کرد که آراتا همان شهداد کرمان است.

شهداد مرکز ایالت آراتا بود که یکی از چند ایالات خود مختار امپراتوری عیلام به شمار می‌رفته و دارای اجتماعی شکل یافته و منسجم بود. علاوه بر حاکم و حکومت، دارای طبقات اجتماعی و اصناف بود.

کشف گورستان شهداد از مهمترین اکتشافات باستان‌شناسی دوران معاصر است. از آنجاییکه پیشینیان، بنا بر اعتقادشان به اینکه بعد از مرگ در دنیایی دیگر محتاج آب و غذا و مسکن خواهند بود، تمامی متعلقات خود، از ظرف و لباس گرفته تا زیورآلات را با خود به گور می‌بردند. به علت جهت گردش خورشید گورستانهای شهداد اغلب شرقی، غربی هستند. ساکنان شهداد، از افراد بزرگ و سرشناس خود از جمله حکمرانان، کاهنان، مجسمه‌هایی می‌ساختند و پس از فوت آنها در هنگام تدفین آنرا با اشیای دیگر در گور جای می‌دادند.در بین مجسمه‌ها، تعداد زیادی مجسمه زن نیز وجود دارد. همچنین قدیمی ترین درفش کشف شده در جهان با عنوان درفش شهداد در این منطقه بوده است.

اما در نخستین حفاریهای شهداد یک شی قابل توجه نیز کشف شد که همان درفش شهداد نام گرفت.

اجزا درفش شهداد

این درفش قدیمی‌ترین پرچم جهان است که از یک صفحه با میله و لولا و دسته برنزی ساخته شده است و البته چون در این چند هزار سال زنگ زده شده به رنگ سبز مبدل شده است ولی در اصل نوعی درخشش فلزی داشته که آفتاب را باز می‌تابانده است.

روی آن، نقشی از یک نخل دیده می‌شود و دو  درخت دیگر و پنج  آدم کوچک و بزرگ که همه از بزرگان هستند و دو شیر و یک گاو کوهان‌دار و چند مار شبیه مارهای تمدن جیرفت هم به چشم می‌خورند.

قدیمی ترین پرچم جهان در ایران

طرحی نمادین از نقوش درفش شهداد

موضوع جالب عقاب روی میلهً درفش است در اساطیر کهن ایرانی به نام سیمرغ علاوه بر این که سمبل ایزد خورشید بوده است، تحت نامهای سومری و هوریانی آنزو و زروان خدای خرد و باد اساطیری بزرگ بومیان دیرین فلات ایران به شمار می آمده است و بدین جهات نیز بوده که تمثالش در بالای درفش کاویانی پارسیان دوره هخامنش نیز نصب بوده است.

پروین محمد رضایی، محقق تاریخ در گفتگو با مهر اظهار داشت: اصل این کشفیات از جمله درفش شهداد که به عنوان شی ملی شناخته شده در موزه ملی تهران نگهداری می شود.

این محقق باستانشناسی گفت: کهن ترین پرچم ایران و جهان با عنوان درفش شهداد در کنار کلوتهای کویر مهمترین آثار گردشگری شهداد هستند.

وی اظهارداشت: شهداد یکی از مناطق تاریخی و گردشگری کرمان محسوب می شود که طی بررسیهای صورت گرفته درفش شهداد مربوط به دوران پیش از میلاد مسیح قدیمی ترین پرچم ایران است که از مهمترین آثار گردشگری این منطقه محسوب می شود.

وی بیان داشت: با توجه به اثر حک شده بر دهانه یک کوزه می توان قدمت برخی دیگر از اشیا کشف شده را به هزاره سوم پیش از میلاد رساند.

محمدرضایی اظهار داشت: این اشیاء از سه گورستان و سیصد گور به دست آمده اند.

این مسئول بیان داشت: باتوجه به اشیاء کشف شده سه محله به نامهای کشاورزان، صنعتگران و جواهر سازان نیز از دل خاک بیرون آمده بود.

ادامه نوشته

فهرست جاذبه‌های گردشگری در استان لرستان


فهرست جاذبه‌های گردشگری در استان لرستان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
پرش به: ناوبری، جستجو

استان لرستان یکی از استان های غربی ایران است. استان لرستان سرزمینی با آب و هوای معتدل و کوهستانی است که بین ۴۶ درجه و۵۱ دقیقه تا ۵۰ درجه و۲۲ دقیقه عرض شمالی در کوههای زاگرس میانی واقع شده‌است.اشترانکوه با ۴۱۵۰ متر ارتفاع بلندترین نقطه استان لرستان است و پست‌ترین نقطه در جنوبی‌ترین منطقه استان با ارتفاع ۵۰۰ متر از سطح دریا قرار دارد.جاذبه های گردشگری این استان را می توان در سه گروه طبیعی، تاریخی و فرهنگی جای داد.

ادامه نوشته

بررسی‌های تاریخی نشان می‌دهند پیش از شكل‌گیری شهر فعلی الیگودرز، در محل كنونی آن؛ شهری با همین نام وجود داشته كه به علل نامعلوم از بین رفته است. مردم این دیار، مذهب شیعه قدیم (علوی) داشته‌اند و خانقاه آن، مركز تعلیمات دینی قزلباشان و درویشان بوده است. شاه اسماعیل صفوی در یكی از سفرهای خود از این خانقاه دیدن كرده است. در كوه‌ها و تپه‌های الیگودرز، آثاری از قبیل آجرهای مكعب مستطیل و ظرف سفالی و فلزی مربوط به قرن هفتم هجری قمری به دست آمده است. هسته اولیه شهر الیگودرز در درجه اول در اثر رودخانه‌ها، قنات ها و چشمه‌ها پدید آمده است. موقعیت ارتباطی از عوامل مهم دیگر در ایجاد و گسترش این شهر بوده؛ به طوری كه یكی از راه‌های مهم اصفهان به غرب كشور از فریدن، الیگودرز، گاپله و بروجرد می‌گذشت. همچنین این منطقه، نواحی بختیاری را به فلات مركزی ایران (اراك، خمین، گلپایگان، خوانسار) متصل كرده است.
سراب‌های غار تمندرو گردكانک، سراب‌های ماهی‌چال، گایكان و سردره، آبشار آب سفید، غارهای تمندر و بزنوید و قلعه سیله از جمله دیدنی های این شهرستان است که می تواند باعث رونق گردشگری این شهرستان شود.

منابع:
iranyad (dot) ir

  موزه های سنگی یا هنر صخره ای  

سنگ نگاره ها يا هنرهاي صخره اي، کهن ترين آثار تاريخي و هنري بجای مانده از بشر هستند. به تعبيري بستر به وجود آمدن حروف رمزي، خط، تبادل پيام، زبان، تاريخ، اسطوره ها، هنر و فرهنگ از سنگ نگاره هاست و آنها از بهترين ابزارهاي رمزگشايي ما قبل تاريخ هستند. تعداد آنها فقط در يك منطقه محدود در ايران به بيش از 21 هزار مورد مي رسد كه  عمر بعضي از آنها به چهل هزار سال مي رسد و بشر تا کنون موفق به کشف هيچ پديده تاريخي و هنري بدين قدمت نشده است.

ادامه مطلب »

  آبشار آب سفید  

این آبشار در منطقه پیشكوه ذلقی در حدود 50 كیلومتری شهر الیگودرز واقع شده است. ارتفاع این آبشار حدود 30 متر و پهنای آن در فصل پرآبی حدود 15 متر می باشد.
.


کوروش کبیر فخرعالم است


(اولین اعلامیه حقوق بشر)



اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم :

كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .

م

ادامه نوشته

مهر پرستی


ایین مهرورزی

مهر پرستی یا آیین میترایسم یکی از ادیان قدیمی است  در این جستار میخواهیم انکی با آداب و رسوم و تاریخچه این دین آشنا شویم


تاریخچه

 کاسپی ها  اولین گروه ایرانی بودند که وارد فلات ایران شدند که در منابع سومری به آنها آفتاب پرست گفته میشد. تاریخ این دین به 8000  سال قبل میرسد

 

این آیین به غیر از ایران در اروپا نیز پیروان زیادی داشت و طی قرنهایی دین اصلی مردم اروپا محسوب میشد . این دین در سده‌های سوم و چهارم میلادی به اوج خود رسید و بویژه در میان سربازان رومی باورمندان بسیاری داشت. پس از فرمان تئودوس یکم در ۳۹۱ میلادی که طی آن همه کیش‌ها و آیینهای غیرمسیحی ممنوع اعلام شد و همه اروپاییان مجبور بودند یا مسیحی شوند یا اینکه از تمام نعمات زندگی محروم باشند در این زمان آیین مهر پرستی کم کم از اروپا رخت بر میبندد گرچه نمادها و پرستشگاه‌های آن در سراسر اروپا و مفاهیم آیین مسیحی و رفتارهای مسیحیان باقی مانده.

 

زندگانی میترا



mithras_statue.jpg


مهر یا میترا در شب یلدا پا به عرصه هستی میگذارد و زندگانی پر فراز و نشیبی را آغاز میکند در این شب میترا از دل سنگی درون غاری به دنیا میآید. در هنگام تولد تنها یک کلاه بر سر دارد و شمشیر و تیروکمان در دست . برخی زاده شدن مهر از درون سنگ را استعاره از فروغ ناشی از برخورد دو سنگ به هم میدانند. میترا به هنگام تولد کره‌ای در دست دارد و دست دیگرش را بر دایره بروج گرفته‌است. و در مسیحیت چون روز میلاد مسیح مشخص نبوده این روز را روز تولد مسیح اعلام کردند

 

مبارزه با گاو

 میترا گاو مقدس را در حال چرا دستگیر میکند و بر شانه می‌اندازد و به غار خود میبرد. در برخی جاها میترا پیروزمندانه سوار بر گاو میشود و به سمت غار حرکت میکند. این گاو آبی رنگ بوده‌است.

 


قربانی کردن گاو

 پس از رسیدن به غار میترا گاو را بر زمین میزند و بر پشت آن مینشیند و چاقوی خود را بر کتف گاو فرو میکند. در این هنگام سگ و مار برای لیسیدن خون گاو میایند و عقرب برای این که تخم گاو را نیش بزند. سگ نشان پاسداری ،مار نشان زندگی و عقرب نماینده اهریمن است که میخواهد منی گاو را آلوده کند. از محل زخم گاو سه خوشه گندم و نهال تاک در میآیند.

 

معجزه آب

 میترا با زدن تیری به صخره از آن چشمه‌ای جاوید به وجود آورد. این همان چشمه آب زنده گانی میباشد.

 

معجزه شکار

 میترا سوار بر اسب تاخته و حیوانات را شکار میکند تمام تیر‌های او به هدف میزنند و با هر تیر موجودی را شکار میکند. بعد از شکار میترا به سراغ دشمنان خود میرود و آنها را از پای در میآورد. لقب مهر نبرز یا مهر شکست ناپذیر از همین جا پدید میآید.

 

شام آخر

 در آخرین روز زندگی زمینی میترا او در ضیافتی شرکت میکند. و خون گاو،گوشت او،نان و شراب میخورد. این ضیافت درون غاری انجام میشود.

 

عروج میترا

 بعد از ضیافت میترا سوار ارابه خورشید شده و به آسمان عروج میکند.

 

رستاخیز

  در آخر کار جهان آتشی عظیم در تمام جهان درمیگیرد و تنها پیروان میترا از آن آسوده خواهند بود.


 

آیین‌های مهرپرستان

 آزمایش های مهر پرستان

چشمان نو آموز را میبستند مهیار نو آموز را به جلو میراند سپس ناگهان او را هل میداد و شخص دیگری قبل از زمین خوردن اورا در آغوش میگرفت که به این شخص ناجی گفته میشد.

 در منابعی گفته شده که مچ دو دست نوچه را با روده مرغ میبستند سپس آنها را درون برکه آبی میانداختند شخصی با شمشیر روده را پاره میکرد که همان ناجی بود. ترساندن نوچه ،خوابیدن در قبر،شنای طولانی،مبارزه با گاو ،گرسنگی طولانی ،ماندن در آب یخ زده ،روزه داری از دیگر آزمایش‌ها بوده‌است. به قولی نوچه باید چهل آزمایش را پشت سر میگذاشت تا به سلک مهریان در آید. باد از انجام این آزمیش‌ها نوچه درون آب میرفت و هنگام بیرون آمدن میگفتند که حیات دوباره پیدا کرده‌است. سپس قسم میخورد و خالکوبی میکرد. هنگام قسم خوردن نوچه دست راست را بلند میکرد.و اینگونه شخصی میتوانست به آیین مهر در آید

 

مهرپرستان در هنگامی که در مهرابه جمع میشدند گاوی را قربانی میکردند .گوشت این حیوان را کباب میکردند و خون آن را در جامی در زیر مهراب میریختند. این خون را باشیره هوم و شراب مخلوط میکردند و به آن آب حیات میگفتند. این آب مقدس را در جام‌های مخصوص به نام دوستکامی میریختند. و حاضران آن را به همراه کباب و نان میخوردند. سپس سرودهایی در سپاس از مهر میخوانده‌اند. در مهرابه‌ها شمع و آتش روشن میکردند که نماد مهر بود.

 

مهرابه‌ها

به پرستشگاه‌های مهرپرستان مهرابه گفته می‌شود. که از مهر آبه ساخته شده‌است . آبه به معنی جای گود است .

ساختمان مهرابه‌ها از یک ورودی سپس دهلیز درونی که به سه راهرو منتهی میشد تشکیل شده‌است. تالار روبرویی بزرگ بوده و تالار اصلی معبد بوده‌است. دو راهرویی که در سمت چپ و راست قرار داشتند تنگتر بوده و سقف آن هم کوتاهتر است.مهراب بالای تالار اصلی قرار میگرفت و عبارت است از گودی اندکی در دیوارکه نقش مهر(و گاهی مجسمه او) در حال کشتن گاو در آن دیده میشد دو مهربان نیز در دو سوی او دیده میشدند. در دو طرف تالار اصلی نیمکتهایی سنگی قرار میدادند. روشنی مهرابه از روزنه‌های کوچک سقف و یا پنجره‌های باریک تامین میشد ، به طوری که فضای مهرابه تقریباً تاریک بود. و این برای آن بود که حالت اصلی غار حفظ شود.

http://www.fertorakos.hu/vallalkozasok/szerdahelyi.jpg

 

نمادهای مهری

 

صلیب : علامت صلیب    tاز علائم مهر پرستان است. مهریان به صلیب شکسته نیز به نام چرخ خورشید احترام میگذاشتند. א این نماد نشانه چرخ خورشید است .


درخت کاج : در میان مهر پرستان به درخت کاج اهمیت به سزایی داده میشود


ناقوس :  در آیین‌ مهرپرستی‌ از ناقوس‌ استفاده‌ می‌شده‌ كه‌ در كلیسا نیز این‌ موضوع‌ دیده‌ می‌شود



http://www.egodeath.com/images/egodeatharticle/HighRes/MithrasSolShoulder_HiRes.jpg

كتيبه حوضچه دختر گبر اقليد  


كتيبه حوضچه دختر گبر اقليد
 

شهر اقلید مركز شهرستان‌ اقليد است‌ و در ارتفاع‌ 2250متر از سطح‌ دريا قرار دارد. هنگامي كه از آباده به سوي اقليد مي آييم در سمت چپ جاده به چند تپه بر ميخوريم .در پاي تپه دوم امامزاده اي با گورستاني بزرگ قرار دارد. در نيمه هاي اين تپه در صخره سنگي، حوضي تراشيده شده است كه در نماي جلوي آن در قابي 160*56 سانتيمتري نبشته اي در 21 سطر عمودي حك شده است. اين حوض به حوض گبر معروف است.بخشي از هشت سطر نخست نبشته آسيب ديده است.تاريخ نبشته 11-12 آبان از ششمين سال فرمانروايي يزدگرد است.با توجه به سبك قبر احتمالا اين نبشته مربوط به زمان يزدگرد سوم است.اين نبشته به همراه نبشته هاي دربند قفقاز و چند نبشته در حوالي تخت جمشيد از مهمترين نبشته هاي پهلوي به خط شكسته با سطرهاي عمودي هستند.اين حوض سنگي در نبشته ياد شده دخمه ناميده مي شود.هومباخ به اين نتيجه رسيده كه دخمه در اصل آرامگاه محصور است. به اين ترتيب در حوض سنگي، يك نفر به راحتي مي توانسته است با زانوي جمع شده دفن شده باشد.در روزگاري اين حوض سرپوشي از تخته سنگ داشته است. اين كتيبه قديمي ترين كتيبه سنگ مزار كشف شده در ايران به خط پهلوي است

:ترجمه متن

  1. اين دخمه
  2. .......
  3. بابكان
  4. يكم
  5. ....
  6. ......
  7. ......
  8. زرتشتيان
  9. وبيشاپور
  10. مرزبان فرمود
  11. ساختن و اين ماه
  12. آبان در
  13. سال 6 يزدگرد
  14. شاهان شاه
  15. وروزخور به بخت
  16. شدوروز ماه
  17. تني به اين آيين را
  18. به دخمه نهاده و
  19. خواسته(اي) به ارزش
  20. 12000 مزد
  21. فرمود دادن
نویسنده.. خان پویا (م.م)

نشان فروهر

معنای واقعی فروهر


 مقدمه

برخی معتقدند که نقش فروهر نقشی از خداست و خیلی هم معتقدند که نقشی از فرشته و... است ، که همه به کلی غلط اند! چون ایرانیان از آنجایی که از همان ابتدا یکتا پرست بوده اند و مایه افتخار همه ایرانیان است که برخلاف تمامی تمدن های هم عصر خود یکتاپرست بوده اند و بنابراین از آن جایی یکتاپرستان معتقدند هرگونه تصویری از خدا ، برابر با کفر است ، پس فروهر نقش خدا و یا نقشی همانند او ، نیست.

 

معنای واقعی فروهر

چهره فروهر یک پیرمرد سرد و گرم چشیده است که به حالت نصیحت قرار گرفته است. دست راست این نقش به حالت نیایش به سمت بالا قرار گرفته است (که نشانه بارز یکتاپرستی ایرانیان است) و در دست چپ این شخص یک حلقه قرار گرفته است که نشان عهد که همان حلقه عهد و دوستی یا حلقه پیمان است ، حلقه ازدواج و اعتقاد ایرانیان به ازدواج در کل دنیا نیز محسوب می شود ، است.

در بال فروهر از سه ردیف پر تشکیل شده است که نشان دهنده اعتقادات زرتشتیان که انسان را به اوج و افتخار میرساند یعنی: گفتار نیک و پندار نیک (اندیشه نیک) و کردار نیک است و دم وی هم از سه ردیف پر تشکیل شده است که نشان دهنده گفتاربد و کرداربد و پندار بد است که همین افکار بد اسان را به سوقط و تباهی می کشد و کنار دم وی هم دو شاخک وجود دارد که شاخک سمت راست نشان نیکی و شاخک سمت چپ نشان بدی است و دایره ای که مرکز این نقش قرار دارد ، که نشان دنیا باقی و روح و روان است و شاید هم اینکه دنیا بر اساس اعتقادات و کارهای آدمی می چرخد ، است و حلقه ای در دست که همان حلقه عهد و پیمان می باشد و هنوز در قبایل سرخپوست برای بستن قرارداد بین دو گروه با هم بسته می شود و جالب اینجاست که بدانیم همین حلقه های نامزدی و ازدواج نیز همین حلقه عهد است که زوجهای جوان آن را در دست می کنند . (توضیحات بیشتر از حوصله این بحث خارج است)

 

اگر تاكنون به تخت جمشيد مسافرت كرده باشيد متوجه شده ايد كه در تمامى پلكان ها و بيشتر قسمتهاى درونى كاخ ها (كه هنوز سالم مانده و قابل تشخيص است) و همچنين در سردر آرامگاه كوروش بزرگ در پاسارگاد (كه اكنون قابل تشخيص نيست) گل هاى 12 پرى نقش شده اند

كه دلايل مختلفى مبنى بر خوب بودن و مقدس بودن آنها بيان شده كه مهمترين آنها اين است: عدد 12 جزء معدود اعدادى است كه به 4 عدد تك رقمى قابل تقسيم است (2 و 6 و 3 و 4) و عددى است كه هم عدد ماقبل آن (11) فقط به يك و خودش قابل تقسيم است و هم عدد بعد آن (13) فقط به يك و خودش قابل تقسيم است. 

همانطور كه گفته شد عدد 12 براى ايرانيان قديم به ويژه در عصر هخامنشيان بسيار عدد خوب و جالبى بوده اما بحث بعدى ما عدد 13 است ، كه متاسفانه در كشور ما عددى نحس محسوب مى شود ؛ اين مسئله را غربى ها (به علت اينكه خودشان به نحسى اين عدد اعتقاد داشتند) وارد كشور ما كردند و عملا يك تهاجم فرهنگى به راه انداختند. در حالى كه در جامعه ما (به ويژه در عصر هخامنشيان) اعتقاد بر اين بوده كه انسان در سيزدهمين روز از پيدايش خلقت و از پيوند خوردن ساقه دو گياه سبز و نازك (منظور سبزه اى است كه هنوز در سفره هفت سين وجود دارد) به وجود آمده و به همين دليل سيزدهمين روز از سال نو ر جشن مى گرفته اند و براى اين كه آن سال برايشان سرچشمه موفقيت ها شود ساقه دو گياه (سبزه) را به هم گره مى زدند و اگر دخترانى كه ديگر وقت ازدواجشان بود و از خداوند شوهرى خوب را طلب مى كردند ، اين كار را با دقت و وسواس بيشترى انجام مى دادند. پس بياييم روز 13 فروردين را به خاطر نحسى به دامن طبيعت نرويم ، بلكه به خاطر پاكى اين روز به دامن طبيعت رفته و اين روز را جشن بگيريم.    

نویسنده .. خان پویا      (م.م)

گو ل این پیامک را نخورید!     «ما عشایریم، مقداری جنس پیدا کردیم، شماره‌ی شما رو استخاره کردم، پی

گول این پیامک را نخورید!

 

«ما عشایریم، مقداری جنس پیدا کردیم، شماره‌ی شما رو استخاره کردم، پیام برات نوشتم، اعتماد کردم به قرآن، اگر می‌تونی این وسایل را برامان بفروش، نصف شما، نصف ما، قرآن وکیل راسته، کاری از دستت برمیاد جواب بده.»

این، متن یک پیامک است که این روزها از چند شماره‌ی همراه اول و ایرانسل که کد آن‌ها بیشتر مربوط به مناطق شمال غربی کشور است، به شماره‌های رُند همراه اول فرستاده می‌شود. آن‌گونه که این پیامک نشان می‌دهد، فردی ساده اقدام به نوشتن این متن کرده است، در حالی که احتمال‌های دیگر را نیز نباید از ذهن دور داشت. احتمالاتی به حقیقت نزدیک‌تر، مانند پشت پرده‌هایی که به قاچاقچیان آثار تاریخی می‌رسد.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از مدتی پیش، به نام پیدا کردن آثار عتیقه توسط قشر محدودی از مردم، چنین پیامک‌هایی به تعدادی شماره فرستاده می‌شود تا از یک‌سو، فروشنده شناسایی نشود و از سوی دیگر، انگ قاچاقچی به این افراد خورده شود.

«سلام برادر من سیدرسول هستم، راننده تراکتور. داشتم زمین شخم می‌زدم، مقداری سکه با مجستمه پیدا شود، استخار گرفتم، به اباالفظل شمار شما خوب آمد، پیام دادم کمک کنی، بفروشی، اباالفظلی هرچه بردن، نصم نصم، تو را به فاطمه زهرا کمک کن، به کسی نگو، اگر پلیسی بگو».

ولی آیا این همه‌ی ماجراست، آن هم برای دامی که به‌تازگی با هدف کلاهبرداری از ساده‌لوحانی که دوست دارند یک‌شبه پولدار شوند، پهن شده است؟ کارشناسان آثار تاریخی - فرهنگی در این زمینه اعتقاد دیگری دارند.

محمدحسن قراخانی بهار در این‌باره به خبرنگار ایسنا توضیح داد: این پیامک، نمونه‌ای از صدها پیامکی است که توسط افرادی که به خود اجازه می‌دهند مردم ناآگاه را طعمه قرار دهند، با هدف کلاهبرداری از شماره‌های ناشناس به شماره‌های مختلف و بیشتر رُند فرستاده می‌شوند. در این شرایط، کسانی که به داشتن آثار تاریخی علاقه‌مندند، به خریدن آن‌ها تمایل پیدا می‌کنند و این اول ماجراست.

این کارشناس آثار تاریخی - فرهنگی ادامه داد: افرادی که این کار را انجام می‌دهند، معمولا یک شخص روستایی و ساده‌لوح را برای صحبت با خریدار جلو می‌فرستند و آثار تقلبی را به نام اثر اصلی جا می‌زنند و متأسفانه برخی افراد نیز به‌راحتی گول می‌خورند. در این شرایط، پس از اطلاع از کلاهبرداری، قربانی هیچ نشانه‌ای از طمع‌کار اصلی ندارد و میلیون‌ها تومان پول خود را به‌راحتی از دست می‌دهد.

او با بیان این‌که در حال حاضر در مناطقی مانند الیگودرز، درود و ازنا که عشایر بیشتر تردد دارند، قاچاقچیان فعالیت بیشتری می‌کنند، گفت: در این مناطق، کارگاه ضرب آثار تاریخی و مولاژ آن‌ها، زیاد وجود دارد؛ اما قاچاقچیان به خریدار می‌گویند زمین را شخم زدیم و این آثار را پیدا کردیم. این صحیح نیست و کلاهبرداران آثار تقلبی را به جای اصلی معرفی می‌کنند.

قراخانی بهار افزود: اگر با اداره‌ی آگاهی تماس بگیرید، متوجه می‌شوید که ده‌ها پرونده‌ی کلاهبرداری در این زمینه در حال بررسی است. امیدوارم افراد دیگر، گول این پیامک‌ها را نخورند.

او با تأکید بر لزوم توجه و آموزش بیشتر شورای فرهنگ عمومی به مردم در این زمینه، ادامه داد: تا کنون سازمان میراث فرهنگی یک دستگاه مضمحل بوده است و هیچ امیدی به آن نداشتیم. امیدواریم مدیریت جدید، نگاه جدیدی به این حوزه وارد کند، هرچند تا کنون نگاهی تازه بر مبنای واقعیت وارد شده است که جای امیدواری دارد.

به گزارش ایسنا، فائق توحیدی نیز در این زمینه به خبرنگار ایسنا گفت:‌ برخی افراد یکسری اشیای بدلی را با کهنه‌نمایی به افراد ساده‌لوح می‌فروشند و از آن‌ها پول‌های کلان می‌گیرند، در حالی که خریدن آثار تاریخی از این طریق، کلاهبرداری است.

این کارشناس اموال فرهنگی و تاریخی با اعتقاد به این‌که سازمان میراث فرهنگی به‌تنهایی نمی‌تواند این مسأله را برطرف کند، اظهار کرد: اکنون قانونی در حال تصویب است تا افرادی که اقدام به خرید و فروش اشیای بدلی می‌کنند، دو برابر قیمت اصلی شیء جریمه بپردازند.

وی با اشاره به مجازات‌هایی مانند زندان که در گذشته برای قاچاقچیان آثار تاریخی در نظر گرفته می‌شد، ادامه داد: قاچاقچیان، زندان را استراحتگاه خود می‌دانستند. به همین دلیل، ترسی از گرفتار شدن نداشتند؛ ولی حالا با پرداخت جریمه‌ی نقدی، وضعیت متفاوت شده است.

او همچنین ساخت برخی فیلم‌ها را که به‌تازگی در شبکه‌ی نمایش خانگی به فروش می‌رسند، یکی از عواملی دانست که در فعالیت بیشتر قاچاقچیان آثار تاریخی موثر است و افزود: این فیلم‌ها به مردم آموزش می‌دهند که چگونه چنین فعالیت‌هایی را انجام دهند


برچسب‌ها: اخاذی گنج یابی پیامک گنج یابی, ازنا الیگودرز اطلاعات میراث فرهنگی اخاذی عتیقه جات  

نوسنده .. رمضان


اسم خود را به خط میخی پارسی باستان ببینید

نویسنده.. فضل الله دره میانه





برای وارد کردن اسم خود کلیک کنید.
این خط مال دوران هخامنشیانه می باشد.





 


برچسب‌ها: اسم خود را به خط میخی پارسی باستان ببینید
خط میخی چیست؟

 



خط میخی خطی است که توسط اقوام باستانی آسیای غربی مثل سومری ها، آشوری ها، بابلی ها، ایلامی ها و ایرانی ها از هزاره سوم پیش از میلاد تا نیمه سده اول میلادی برای نوشتن استفاده می شده است. در این خط واژه ها یا هجاها یا حروف آن از نشانه های میخ مانندی که در کنار هم قرار گرفته اند درست شده است. این میخ ها با توجه به جهت قرار گرفتنشان تشکیل چهار عنصر را می دهند. عنصر پنجمی هم وجود داردکه از ترکیب دو میخ به صورت زاویه ای با دهانه باز به سمت راست درست شده است. این احتمال می رود که سومری ها نشانه های خط میخی را در حدود 2900 پیش از میلاد در جلگه های پایین دجله و فرات، با ساده کردن خط تصویری ساخته اند . اکدی ها نیز با کوچ کردن به بابل، از سال 2400 پیش از میلاد خط میخی گرفته شده از خط تصویری را از سومری ها آموختند. ولی خط میخی اکدی سومری شکل بسیار پیچیده ای داشت . این خط بیش از 2000 نشانه و 20000 هزوارش داشت. بعدها بابلی ها با کاستن از تعداد نشانه های خط میخی، آن را به 400 تا 350 نشانه رساندند. اکدی ها با صرف نظر کردن از تاثیر معنی واژه، در شکل واژه فصل تازه ای را در تاریخ خط گشودند و از واژه نگاری به هجا نگاری توجه نمودند. در زمان فرمانروایی اکدی ها در بابل، خط میخی به آشور و ایلام نیز راه یافت و اندکی بعد کاری ها در آسیای صغیر نیز به خط میخی روی آوردند. خط میخی کمی پس از سال 2000 پیش از میلاد، به سوریه راه یافت و از این راه هیتی ها هم با خط میخی آشنا شدند. این خط حدود 1400 پیش از میلاد خط بین المللی بخش بزرگی از غرب آسیا را تشکیل می داد. در هزاره اول پیش از میلاد اورارتوها هم خط میخی آشوری را گرفتند و ایرانیان در سده پنجم پیش از میلاد، برای نخستین بار به فرمان داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان را از خط ایلامی درست کردند. خط میخی پارسی باستان با این گمان که از خط ایلامی گرفته شده است خط مستقلی است و آن را می توان تنها خط میخی الفبایی نامید. 

برچسب‌ها: خط میخی چیست
آموزش: خط میخی پارسی باستان-

 فضل الله درمیانه

خط میخی پارسی باستان از خطهای میخی ایلامی و بابل

ی زاده شده است.این خط در نگاه نخست فرقی با دیگر خطهای میخی ندارد،اما در یک نگاه در می یابیم که این خط دارای ویژگیهای خود است و مخصوصا از نظر سادگی نشانها و شمار محدود آنها کاملا متفاوت از دیگر خطهای میخی است.خط میخی پارسی باستان،36 حرف یا نشان و 8 هزوارش(ایدئوگرام یا لوگوگرام) دارد و از چپ به راست نوشته میشود.ویژگی این خط نسبت به خطهای میخی دیگر این است که:

1-هیچ نشانی کمتر از دو میخ(جز نشان فاصل و نشان عدد 1)و بیش از پنج میخ(جز هزوارشهای زمین و اهورامزدا)ندارد.
2-هیچ نشانی بیش ازچهار میخ افقی ندارد(جز هزوارش اهورامزدا)
3-هیچ نشانی بیشتر از سه میخ عمودی ندارد.
4-در هیچ نشانی بیشتر از دو عنصر زاویه که خود از دو میخ درست شده است وجود ندارد.(جز هزوارشهای زمین و اهورامزدا)
5-جز در نشان "وی" هیچگاه دو میخ همدیگر را بصورت عمود بر هم قطع نمی کنند.
کهن ترین نبشته هایی که به این خط به دست آمده،یکی از لوح های زرین آریامنه و ارشام و سنگ نبشته های منسوب به کوروش بزرگ در پاسارگاد میباشند.متن لوح زرین آریامنه چنین است:آریامنه شاه بزرگ،شاه شاهان،شاه در پارس،پسر چیش پیش شاه،نوه هخامنش.این کشور که من دارم،دارای اسبان خوب و مردان خوب است،خدای بزرگ اهورامزدا به من داد.به درخواست اهورامزدا من شاه در این کشورم.اهورامزدا ورا پشتیبانی فرماید.
لوح زرین ارشام پسر آریامنه با تفاوتی بسیار ناچیز دارای همان متن لوح آریامنه است و نوشته منسوب به کوروش کبیر تنها از چهار واژه درست شده است.من کوروش،شاه هخامنشی
اگر در زمان کوروش کبیر خط میخی پارسی باستان وجود میداشت،بیشتر از آریامنه و ارشام،او میتوانست خود را شاه شاهان بخواند اما در همه نبشته های منسوب به او تنها این چهار واژه بدست آمده است.این عبارت دروغ نیست اما در مقایسه با لوح های آریامنه و ارشام،در ارتباط کوروش کبیر حق مطلب ادا نشده است.هزوارشها پس از سنگ نبشته داریوش در بیستون ساخته شده اند.واژه شاه بیش از صد بار در بیستون تکرار میشود که اگر بصورت هزوارش نوشته شود،در بیستون ،ششصد نشان خط میخی پارسی باستان کمتر میشد.همچنین از هزوارشها تنها هزوارش شاه در سنگ نبشته های (به غیر از بیستون)داریوش آمده است و پیداست که دیگر هزوارشها پس از داریوش فراهم آمده اند.بنابر این دامن و آستین لباس کوروش به راستی نمی توانسته اند در زمان خود او دارای نبشته ای به خط میخی پارسی باستان و استفاده از هزوارش شاه باشند.همچنین داریوش بزرگ در بند هفتاد متن ایلامی در بیستون،خود را پدید آورنده خط آریایی میداند.ترجمه بند هفتاد متن ایلامی چنین است.داریوش شاه میگوید:با یاری اهورامزدا خطی درست کردم از نوعی دیگر،یعنی به آریایی.آن که پیش از این نبود،هم بر لوح های گلی،هم بر پر گامنت.همچنین امضا و مهر کردم.این خط نوشته شده و برایم خوانده شد.سپس فرستادم این خط را به همه کشورها.مردم این خط را آموختند.
مجموع این دلایل ثابت میکند که پیش از داریوش بزرگ خط میخی پارسی باستان وجود نداشته و این خط به دستور داریوش بزرگ برای اینکه جوابگوی امپراطوری چند ملیتی ایران باشد به یکباره ابداع گردید.

برچسب‌ها: آموزش, خط میخی پارسی باستان