خط جیرفتی یا دبیره جیرفتی

دبیرهٔ جیرفت، کهن‌ترین خط یا دبیرهٔ جهان است که حتی کهن‌تر از خط سومری نیز می‌باشد. این دبیره در سنگ نبشته‌های مربوط به شهرنشینی جیرفت ایران یافت شده‌است. بر پایهٔ کاوش‌هایی که در کاوشگاه باستانی جیرفت انجام شد، برخلاف نگر پیشین که سومریان مخترعان خط دانسته می‌شدند، ثابت شد که مردمان تمدن جیرفت ایران نخستین پدیدآورندگان خط (دبیره) در جهان بوده‌اند.[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸][۹] کارشناسان مختلف این خط را با نام‌های گوناگونی (شرقی، جیرفتی، هندسی، نیا ایرانی و…) نامیده‌اند.

تصویری بازسازی‌شده از بخشی از دبیرهٔ جیرفت

نمونه ای از خط‌های جیرفتی

الفبای خط سریانی

الفبای سُرْیانی خطی است که عمدتاً برای نگارش زبان سریانی از حدود سدهٔ یکم میلادی مورد استفاده قرار می‌گیرد.[۱] این الفبا یکی از خطوط ابجد سامی محسوب می‌شود که از الفبای آرامی و الفبای تدمری گرفته شده‌است[۲] و مشابهت‌هایی با الفبای فنیقی، عبری، عربی و الفبای سنتی مغولی دارد.

الفبای سُرْیانی

الفبای استرانگلو

نوعابجد

زبان‌هاآرامی (سریانی، آرام جدید غربی، آرامی جدید آشوری، آرامی جدید کلدانی، طوریه، آرامی مسیحیان فلسطین)، عربی (جرشونی)، زبان مالایالم (سریانی مالایالم)

دورهٔ زمانیحدود ۵۰ میلادی – اکنون

سامانهٔ مادرهیروگلیف مصری

  • خط نیا سینایی
    • الفبای فنیقی
      • الفبای آرامی
        • الفبای سُرْیانی

سامانهٔ فرزندسُغدی→خط اورخون

→الفبای مجارستانی باستان

→خط اویغوری

→خط مغولی

→خط مانوی

→الفبای نکو

ایزو ۱۵۹۲۴Syrc, 135

  • Syre, 138 (گونهٔ اسسترانگلو)
  • Syrj, 137 (گونهٔ غربی)
  • Syrn, 136 (گونهٔ شرقی)

جهتراست به چپ

مخفف یونیکدSyriac

دامنه یونیکد

  • U+0700–U+074F Syriac
  • U+0860-U+086F Syriac Supplement

سریانی از راست به چپ و به‌صورت افقی نوشته می‌شود. اکثر حروف آن به هم پیوسته‌اند ولی برخی حروف به حروف پیشین یا پسین خود نمی‌چسبند و هر واژه با یک فاصله از واژهٔ دیگر متمایز می‌شود.

همهٔ ۲۲ حرف الفبای سریانی بی‌صدا هستند، اگرچه نشانه‌های متمایزکنندهٔ اختیاری برای نشان‌دادن واکه و سایر ویژگی‌های زبانی وجود دارد.

هنگامی که زبان عربی در هلال حاصل‌خیز به‌عنوان زبان غالب تثبیت شد، متون با زبان عربی و به خط سریانی نوشته می‌شدند. زبان مالایالم نیز به خط سریانی نوشته می‌شد و سریانی مالایالم نامیده می‌شود

خط مانوی یا خط مانیک

خط مانوی یا خط مانیک دبیره‌ای بود که به دست مانی پیامبر آیین مانوی و از روی خط سریانی (سطرنجیلی) پدیدآورده بود. در اثرهای به جا مانده از آیین مانوی بیش از همه از این خط بهره برده شده‌است و همچنین این خط یکی از نخستین دبیره‌هایی که مانویان بدان می‌نوشتند نیز بوده‌است.

الفبای مانوی

خط منانی (مانوی) بازسازی‌شده توسط ابن ندیم در الفهرست

نوعابجد

زبان‌هاایرانی میانه مانوی

دورهٔ زمانیسده ۳ – سده ۱۰ (میلادی)

سامانهٔ مادرهیروگلیف مصری

  • الفبای نیاسینایی
    • الفبای فنیقی
      • الفبای آرامی
        • الفبای سریانی
          • الفبای سغدی
            • الفبای مانوی

ایزو ۱۵۹۲۴Mani, 139

دامنه یونیکدU+10AC0–U+10AFF
Final Accepted Script Proposal

ابن ندیم در الفهرست آن را منانی خوانده و دربارهٔ آن سخن رانده‌است و برخی از حرفهای آن را بازسازی نموده‌است. وی این خط را آمیزه‌ای از فارسی و سریانی می‌داند؛ و شمار حرفهای آن را نیز بیش از الفبای عربی می‌داند. به گفته وی مردم ورارود و سمرقند نیز که در نوشته‌های دینی خود از این دبیره بهره می‌بردند آن را خط دینی می‌نامیدند. ابن ندیم همچنین این دبیره را خط رازآمیز می‌خواند.[نیازمند منبع]

در یافته‌های باستان‌شناسان نمونه‌هایی از این خط در ترکستان چین به دست آمده‌است. این خط برای نوشتن زبانهای پارسی میانه، پارتی، سغدی و گاه ایغوری به کار می‌رفته‌است.

خط‌های مرسوم در ایران بزرگ

  • خط پهلوی بوده‌است. این خط از ویرایش خط پارتی ایجاد شده‌است.
  • دین دبیره (خط اوستایی)

مقالهٔ اصلی: دبیره اوستایی

در دورهٔ ساسانیان الفبایی از الفبای زبوری و پهلوی اختراع شد و اوستا بدان نوشته شد. این الفبا را الفبای اوستایی یا دین دبیره نامیده‌اند. این الفبا برای هر یک از آواهای اوستایی یک نشانه دارد. حرف‌ها (یا نویسه‌ها) ی الفبایی جدا از هم نوشته می‌شوند و در هر جای کلمه که بیایند یک صورت دارند.
چنان‌که معلوم است، مؤبدان دورهٔ ساسانی، خط پهلوی را در شأن کتاب اوستا ندیدند و بدین منظور خط اوستایی در میانه‌های سدهٔ سوم و پنجم میلادی برای نوشتن اوستا ابداع شد.[۱] این خط که از خط پهلوی برگرفته شده از آن بسیار کامل‌تر و دارای ۴۲ حرف است که از راست به چپ نوشته می‌شود. این خط نه مانند خط فارسی کنونی در نوشتن واج‌های صدادار بی‌تفاوت است و نه مانند خط لاتین برای نوشتن برخی از واج‌ها مانند kh = خ، ch = چ، gh = ق و sh = ش در انگلیسی یا sch = ش در آلمانی نیاز به کنارهم چینیِ چند نویسه دارد.

  • خط فارسی میانه کتابی
  • خط فارسی میانه کتیبه‌ای
  • خط مانوی
  • خط سریانی (سوری)
  • خط فارسی میانه مسیحی
  • خط سغدی
  • خط عبری

ثبت آثار ملی در آذربایجان شرقی

با سلام خدمت دوستان عزیزم خبر خوش برای دوستان تاریخ دوست در منطقه آذربایجان شرقی

معاونت میراث فرهنگی آذربایجان شرقی و موافقت شورای ثبت استان پرونده 10 اثر تاریخی این استان تا پایان امسال در فهرست آثار ملی ثبت می شود که یکی از آنها قبرستان با ارزش تاریخی 'النجق' است.
روستای النجق در فاصله حدود 20 کیلومتری شرق مرند از جمله روستاهای تاریخی این شهرستان می باشد که گورستان تاریخی ان شهر منطقه ای دارد.
در شرق این روستا دشت وسیعی وجود دارد که بقایای دیوارهای سنگی یک شهر قدیمی نیز در آن به چشم می خورد.
همچنین باقی مانده 2 قلعه در شمال و شمال شرق موسوم به 'قلعه جوق کوچک' و 'قلعه جوق بزرگ' این شهر ویران شده موجود است.
وی با بیان اینکه گورستان تاریخی روستای النجق مرند جزو آثار تاریخی آذربایجان شرقی است که در فهرست آثار ملی ثبت می شود، تاکید کرد: تائید ثبت این آثار در فهرست آثار ملی پس از بررسی در تهران، یک سال زمان می برد.
مسئول نمایندگی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان مرند عنوان کرد: این گورستان با 2 هزار و 500 سال قدمت از بقایای آق قویونلوها و قراقویونلوها بوده و هنوز هم قوچ های سنگی تراشیده شده بر سنگ قبرها بر جای مانده است.
جدایی افزود: این قبرستان آکنده از سنگ های مستطیل شکل تراشیده شده منظم و باشکوه است که امید می رود در فهرست ارزشمند آثار ملی ثبت شود.
وی خاطرنشان کرد: امسال 30 مورد از آثار تاریخی و باستانی شهرستان مرند برای ثبت در فهرست آثار ملی پیشنهاد شده است.
مسئول نمایندگی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شهرستان مرند همچنین با اشاره به تعداد آثار ملی این شهرستان اظهار کرد: تاکنون 44 مورد از آثار باستانی و تاریخی شهرستان مرند، ثبت ملی شده است.
به گزارش ایرنا، پرونده 10 اثر تاریخی غیر منقول از جمله کلیسای انجیلی ها، پناهگاه صخره ای روستای خلجان و رونق، حمام تاریخی لیقوان، حمام قدیمی باسمنج، حمام دیزج خلیل شبستر، حمام قدیمی متنق بستان آباد، گورستان تاریخی النجق مرند، مقبره امامزاده سلطان پیراحمد (مقبره قتانلو) هوراند، حمام قدیمی روستای هفت چشمه و کاروانسرای آلقو آذرشهر در راستای حفظ و احیای بناهای تاریخی و فرهنگی و حفاظت از ابنیه و محوطه‌های تاریخی برای ثبت ملی به سازمان مرکزی ارسال شده است.

نویسنده افتخاری ابوفضل نجفی

روش شناسایی طلا اصل و واقعی

سلام به دوستان بزرگوار امیدوارم بنده رو ببخشید بعلت مشغله کاری نتوانستم مدتی مطالبی که سالها زحمت کشیدم رو در اختیار شما سروران بزارم . امیدوارم از این به بعد در این امر کوشا باشم روش شناسایی طلا اصل و واقعی - غیر تخصصی

به منظور افزایش توان شناسایی خریداران طلا، در ادامه بصورت چکیده به هفت روش تشخیص طلای تقلبی از واقعی اشاره می شود. اما در ابتدا باید به این نکته کهشمش تقلبی چیست و آن را چگونه می توان تشخیص داد؛ آگاه گردید.

پیشنهاد می گردد مطالعه نمایید: استاندارد عیار و انگ طلا و نقره روی جواهرات

انواع شمش تقلبی

شمش و سکه روکش دار : سکه ها و شمش هایی که یک لایه بسیار نازک طلا و نقره روی فلز دیگری آبکاری شده است.

شمش توخالی : معمولاً لایه نازک تری از طلا دارد (برخی اوقات هم نقره) که داخل آن با تنگستن یا سرب پر شده و معمولاً 10 اونس تا 14 اونس است. کلاهبردارها با هدف کسب مبلغ هنگفت تر در تقلب شمش های بزرگ ریسک می کنند.

چگونه بدانم طلا و نقره ای که میخرم اصل است؟

در اینجا به چند روش مفید اشاره شده که برای اطمینان از اصالت طلا و نقره کمک می کند.

1. روش تست آهنربا : نقره دیامگنتیک است (یعنی آهنربا آن را جذب نمی کند) و زمانی که به آهنربای قوی نزدیک شود در سطح شمش نقره مقاومت احساس می شود.

نکته: اگر هر یک از محصولات طلا یا نقره شما به آهنربا جذب می شود، بدانید که یک جای کار می لنگد.

2. روش تست یخ : روی طلا یا نقره یک تکه یخ بگذارید. البته نقره در میان تمام فلزات بیشترین رسانای انرژی گرمایی است. باید یخ بلافاصله شروع به ذوب شدن کند گویی آن را روی شی داغی قرار داده اید و سرعت ذوب آن نباید مشابه ذوب در دمای اتاق باشد.

3. روش تست صدا یا پینگ : با یک تکه فلز دیگر به شمش ضربه کوچکی بزنید. باید صدای زنگ را بشنوید که 1 تا 2 ثانیه طول داشته باشد. اگر صدای عجیب دیگری شنیده شد، مشکلی وجود دارد.

4. روش تست اسید (وایتکس) : احتیاط کنید! اسید یک ماده خورنده است و به شمش آسیب می رساند. یک بسته تست اسید خریداری کنید. قطره ای اسید را به شمش بزنید. این باعث می شود رنگ محل تست تغییر کند. اگر رنگ آن قرمز، قهوه ای یا سبز بود، شمش واقعی است. اما هر رنگ دیگر نشان از تقلبی بودن شمش دارد.

5. روش سونوگرافی : یک روش بدون تخریب که در تشخیص بارداری استفاده می شود برای چک کردن همنواختی شمش هم استفاده می شود. مقیاس ضخامت فراصوتی این تست مشخص می کند چه مدت زمانی برای عبور صدا از ماده طول می کشد. صدا با سرعت های مختلف از داخل فلزات متفاوت عبور می کند.

6. روش تست وزن : شمش را روی ترازوی دقیقی وزن کنید و عدد آن را یادداشت کنید. داخل ظرفی آب بریزید و ظرف را روی ترازو قرار دهید سپس ترازو را به صفر برسانید. (در صورت امکان از آب مقطر استفاده کنید). شمش را بطور کامل در آب فرو ببرید اما به ظرف و ترازو دست نزنید. حالا عدد را یادداشت کنید. عدد اول را به عدد دوم تقسیم کنید. رقم به دست آمده برای نقره خالص باید 10.49 و برای طلای خالص 19.32 باشد.

7. روش تست کولیس : همه شمش ها ابعاد و تلرانس استحکام مشخصی دارند. بطور مثال عقاب نقره ای آمریکا همیشه یک تروی اونس وزن، 2.98 میلی متر ضخامت و 40.6 میلی متر قطر دارد که بر اساس این مشخصات به وضوح می توان انواع تقلبی را جدا کرد.
اما در نهایت پیشنهاد می شود بهترین راه اطمینان از واقعی بودن فلز گران بهایتان آن است که بدانید از چه کسی خرید می کنید و از کسانی که قیمت های منحصر بفردی روی وبسایت هایی نظیر ایسام و ebay پیشنهاد می دهند، دوری نمایید.

روش تشخیص طلا و عیار آن - تخصصی

برای تشخیص عیار طلا ، عواملی همچون سنگ محک و تيزآب (اسيد)، نیاز است.

سنگ محک: سنگی است سياه رنگ از جنس سيليسيوم و کوارتز که در شکل های مختلف در بازار وجود دارد و به نام سنگ ليدی هم شناخته می شود. در هنگام استفاده بايد دمای سنگ محک حدوداً به اندازه دمای بدن ، يعنی 37 درجه سانتیگراد باشد.

تيزآب: در بعضی از کتاب ها به تيزآب سلطاني نامیده شده، که همان اسيد نيتريک خالص مي باشد که توسط محمد زکريای رازی کشف شده است. اين اسيد را در اصطلاح عاميانه بنام جوهر شوره مي شناسند تيزآب سلطانی +0.5 برای عيار 18 (750) استفاده می شود. (تیزاب های عیار های مختلف درصد متفاوتی دارند)

برای شناخت طلا ابتدا فلز مشکوک به طلا را روی سنگ محک، 20 بار ميکشيم (در صورتی که فلز سکه باشد، گوشه سکه که همان کنگره خارجی نامیده می شود را مورد اصابت با سنگ محک قرار دهید) سپس مقداری تيزآب عيار شده را روی آن ميکشيم (به اندازه يک قطره). واکنش يکی از موارد زير است.

1) هيچ واکنشی ديده نمی شود، در نتيجه فلز مربوطه طلايی با همان عيار تيزآب می باشد.

2) رنگ در اثر کشيده شدن روی سنگ محک کم رنگتر مي شود، در اين حالت عيار فلز مربوطه پايين تر از عيار تيزآب می باشد.

3) اثر روی سنگ محک بکلی محو ميگردد، که حاکی از اين است که فلز مربوطه يا اصولاً طلا نيست و يا داراي مقدار کمی طلا مي باشد که می بايست با آزمايشات ديگری (ری گيری) مقدار آن مشخص شود.

روش ديگر اين است که روي قسمتي از فلز مشکوک به طلا را کمي سوهان ميکشيم (در صورتی که فلز سکه باشد، گوشه سکه که همان کنگره خارجی نامیده می شود را مورد اصابت با سوهان قرار دهید) تا چنانچه فلز آبکاری شده است، لايه آبکاری شده از بين برود. سپس در محل سوهان زده شده يک قطره (برای سکه کمتر از یک قطره) تيز آب عيار شده می زنيم. واکنش يکي از موارد زير است.

1) هيچ اثري بر روي آن ندارد و اين نشان مي دهد که فلز طلا بوده و هم عيار و يا بالاتر از تيزآب مي باشد (توجه: فلز روی و کورم در برابر تيزآب واکنش نمي دهد که بر اساس رنگ و خصوصيت فيزيکي و شيميايي قابل شناخت هستند.)

2) محل مربوطه به روی فلز بر اثر آب سياه مي شود که هر چه سياهی بيشتر باشد نشان دهنده آن است که فلز طلا با عيار پايين تر از عيار تيزآب می باشد.

3) بر اثر ريختن تيز آب محل به رنگ سبز به جوش مي آيد و بعد از پاک کردن تيز آب با يک دستمال محل براق می شود. در اين حالت فلز مربوطه طلا نبوده و مقطع براق شده رنگ اصلی فلز را نشان می دهد.

 

روش تشخیص نقره - تخصصی

در تعيين عيار نقره به روش سنتی نيازی به سنگ محک يا نمونه های نقره نيست مصنوعات نقره در بازار ايران با عيارهای مختلف ساخته و عرضه مي شوند، با افزودن مس در نقره، بسته به نسبت نقره و مس عيارهای متفاوتی ايجاد می شود. در بازار ايران نقره خالص را با عیار 99.9 و در بازار های جهانی نقره خالص با عیار 999.9 می شناسند، که این دو هیچ فرقی با هم ندارند. سکه های ماشینی نقره در ايران با عيارهای استانداردی همچون 90 یا 900 برای سکه های ماشینی قاجار و سری قدیم سکه های رضا شاه استفاده شده است. و عیار 82 یا 828 برای سکه های سری جدید رضا شاه (ریال) و عیار 60 یا 600 برای سکه های سری اول محمد رضا شاه ( 1322 تا 1330 ) استفاده شده است.

هرچه عيار نقره بالاتر باشد استحكام آن در مقابل اكسيداسيون بالاتر است ليكن استحكام مكانيكی كمتری خواهد داشت، برای تعيين عيار نقره جات كافی است با يک سوهان يک گوشه از سطح نقره را سائيده و يک قطره تيزآب خالص روي آن ریخته شود. با توجه به رنگ آن ناحيه در واكنش با اسيد و از روی تجربه عيار نقره تعيين مي شود. مثلاً نقره با عيار پايين تر از 84 دارای اثری با رنگ سبز متمايل به آبی خواهد شد در تشخيص عيار نقره با خلوص بالاتر تبحر بيشتری نياز است. البته این روش به هیچ عنوان برای سکه مناسب نیست، چون به سکه آسیب زیادی وارد می کند و در صورت کمیاب بودن سکه بیش از 50 درصد از ارزش آن میکاهد.

روش تشخیص نقره - غیر تخصصی

تشخیص سکه نقره برای افراد متخصص نیاز به هیچ گونه محکی ندارد، ایشان با دیدن سکه و بعضی از روشهای ساده مثل صدای سکه، نقره بودن سکه و حتی عیار آن را تشخیص می دهند. ساده ترین روش برای افراد ناوارد این است که مقداری مایع شوینده (وایتکس) را به نوک انگشت خود بزنند، بعد انگشت خود را به گوشه ای از سکه تماس دهند (تا آسیبی به سطح سکه وارد نشود). اگر سکه شما نقره با عیار بالا باشد کمتر از 10 ثانیه دچار تغییر رنگ خواهد شد و سیاه می شود. اگر عیار سکه پایین باشد بین 10 تا 30 ثانیه دچار تغییر رنگ خواهد شد و سیاه می شود. پس از مشاهده تغییر رنگ سکه را با آب و صابون بشویید. این روش برای تشخیص انگشتر نقره و ... نیز کاربرد دارد. البته باز هم توصیه می شود از کارشناسان کمک بگیرید و از این روش استفاده نکنید.


رمز گشایی

نشانه های دفینه چگونه رمز کشایی می شوند.
یکی از موضوعاتی که جستجوگران گنج با آن مشکل دارند ، به همین دلیل اگر چه کمک ناچیزی می باشد ولی میخواهم در مورد اینکه نشانه‌ها چگونه رمز گشایی میشوند به خوانندگان عزیز توضیخاتی در پایین بدهم.

۱. باید به این دقت کرد که، نشانه با آفت هایی طبیعی مثل آفتاب، باران، سیل و ... تاثیر نپذیرفته
و در تخته سنگی باشد که با قدرت چند نفر، از جایش تکان داده نشود.
تخته سنگ اصلی و ثابت که روی زمین می باشد، مورد قبولترین می باشد.
۲.این سوال را از خود پرسیده و اگر من جای او بودم، دفینه را کجا پنهان می کردم منطقه مناسب را پیدا کنید.
۳. منطقه را با چشم، به صورت فراخ زیر نظر بگیرید.
۴. اگر نشانه ایی پیدا کردید، از تجربیات چند نفر استفاده کنید.
۵. دقت کنید، رمزگشایی دفینه، تنها با یک نشانه نمی باشد. به همین دلیل، منطقه را به خوبی
بررسی کنید، دومین و سومین نشانه را که پیدا کردید، سعی کنید بینشان رابطه ای منطقی بیابید.
۶. بعضی نشان ها در جهت دهی ممکن است گمراه کننده باشند. در هنگام تفسیر، این وضیعیت
را فراموش نکنید.
۷. این را فراموش نکنید که انسانی که دفینه را حفر کرده، باهوشتر از فرد دفینه یاب می باشد.
۸. قبل از هرچیزی سعی کنید این را بفهمید که نشانه مربوط به کدام تمدن می باشد.
۹. منطقه تفتیشتان را حدالامکان کوچکتر کنید.
۱۰. فراموش نکنید که فرد دفن کننده ی دفینه، دفینه اش را درون و یا زیر نشانه ای که گذاشته
نخواهد گذاشت
جوامع دوران باستان، برای محافظت از وسایل ارزشمندشان در مقابل جنگ هایی که به طور پی در پی انجام می شده، حمله های ناگهانی، دزدیهای گروههای جانی و راهزن، به پنهان کردن نیاز
پیدا کرده اند. حتی امروزه نیز عده ای از روی عادت، آن را انجام می دهند. کارهای دفینه ای
معمولا توسط اوستاهای سنگ کاری و انسانهایی که در شکل دهی به اجسام سخت اوستا بوده
اند مجسمه سازی انجام میشده است. پس ما قبل هر کاری باید مطالعه و اندیشه کنیم . 

نعل اسب

با سلام به همه دوستان خوب امیدوارم در سال 96 به همه آرزو هاتون برسید.

دوستان عزیز با اینکه در این وبلاگ چندین مرتبه  نعل اسب رو توضیح دادم بازم دوستان عزیزی خواستار توضیح در مورد نعل اسب هستند . امیدوارم مطالب مفید باشد. 

نعل اسب در دفينه يابي تشخیص صحیح نعل اسب نیاز به دقت زیاد دارد ، چرا که خیلی ها آن را عوضی می گیرند. نعل اسب باید سوراخ میخ کاری روی آن نمایان باشد و اگر نباشد علامت نعل نیست بلکه علامت تونل است. تعداد نقطه ها (سوراخ ها) در نعل اسب نشان دهنده میزان فاصله وعمق دفینه است.

 

 

انواع جوغن ها

با سلام به همه دوستان خوب امیدوارم در سال 96 به همه آرزو هاتون برسید.

دوستان عزیز با اینکه در این وبلاگ چندین مرتبه جوغن ها رو توضیح دادم بازم دوستان عزیزی خواستار توضیح در مورد انواع جوغن هستند . امیدوارم مطالب مفید باشد. 

در اراضی حکاکی هایی میتونیم پیدا کنیم که شبیه اینها باشند که خیلی از اینها نشانه قبر نیست.
برای اینکه بفهمیم کدام یک از این حکاکی ها درست می باشد در اراضی و در جایی که کاوش می کنیم باید این سه عنصر وجود داشته باشد
1 -آب
2- زمین کشاورزی
3- منطقه مسکونی
هر سه عنصر باید ترکیب هم باشد. اگر یکی از این عناصر وجود نداشته باشد نشانه هایی که روی صخره ها حکاکی شده مفهوم خاصی نخواهد داشت
و حالا در مورد ابعاد و اندازه ها صحبت می کنیم
اولین معیار کیفیت است ، باید حکاکی ها یکنواخت و با کیفیت باشد
عمق 5 – 10 سانت ، قطرش هم باید بین 10 – 30 سانت باشد
با گفتن اینکه مثلا عمق حکاکی فلان قدر یا قطرش فلان قدر پیدا کردن فاصله و عمق هدف به صورت دقیق غیر ممکن خواهد بود .
حالا بعد از بررسی نمونه ها . نتیجه گیری می کنیم
قسمت داخل و دهانه باید صاف باشد
هدف از ساخت این نشانه ها تقدیم کردن چیزی برای مرده است… در باستانشناسی و نام علمی آن نیز ” نشانه گودال قبر” است ، ما نیز به این معرف گودال قبر می گوییم
نشانه گودال قبر ،حکاکی گرد روی صخرها
نشانه گودال قبر ،حکاکی مربع روی صخرها
نشانه گودال قبر ،حکاکی مستطیل روی صخره

حالا سئوالی که می پرسید این است که فاصله جوغن های (گرد ، مربع ، مستطیل) تا قبر چقدر است؟
جواب: بین نشانه ها تا قبر فاصله استاندارد وجود ندارد ، همانطور که در قبلا توصیح داده بود قبرهاخیلی نزدیک هستند… شاید از شنیدن جمله و مزخرفات افراد ناآگاه خسته شده اید !ذهنمان را از خرافات پاک می کنم. و جای آنها را با این اطلاعات پر می کنیم ، و از این به بعد کار گنج یابی را بصورت علمی وبا رهبری عقل و منطق انجام می دهیم

 


معنا و مفهوم جوغن های گرد ، مربع ، مستطیل
سه عدد نشانه است که در اراضی و مناطق مختلف کشورمان خیلی زیاد با آنها روبرو می شویم و در زمینه گنج یابی مورد بحث ترین علائم هستند
این سه نشانه کدام ها هستند؟
جوغن های گرد!!!
جوغن های مربع !!!
جوغن های مستطیل !!!
در اراضی حکاکی هایی میتونیم پیدا کنیم که شبیه اینها باشند که خیلی از اینها نشانه قبر نیست.
برای اینکه بفهمیم کدام یک از این حکاکی ها درست می باشد در اراضی و در جایی که کاوش می کنیم باید این سه عنصر وجود داشته باشد
1 -آب
2- زمین کشاورزی
3- منطقه مسکونی
هر سه عنصر باید ترکیب هم باشد. اگر یکی از این عناصر وجود نداشته باشد نشانه هایی که روی صخره ها حکاکی شده مفهوم خاصی نخواهد داشت
و حالا در مورد ابعاد و اندازه ها صحبت می کنیم
اولین معیار کیفیت است ، باید حکاکی ها یکنواخت و با کیفیت باشد
عمق 5 – 10 سانت ، قطرش هم باید بین 10 – 30 سانت باشد
با گفتن اینکه مثلا عمق حکاکی فلان قدر یا قطرش فلان قدر پیدا کردن فاصله و عمق هدف به صورت دقیق غیر ممکن خواهد بود .
حالا بعد از بررسی نمونه ها . نتیجه گیری می کنیم
قسمت داخل و دهانه باید صاف باشد
هدف از ساخت این نشانه ها تقدیم کردن چیزی برای مرده است… در باستانشناسی و نام علمی آن نیز ” نشانه گودال قبر” است ، ما نیز به این معرف گودال قبر می گوییم
نشانه گودال قبر ،حکاکی گرد روی صخرها
نشانه گودال قبر ،حکاکی مربع روی صخرها
نشانه گودال قبر ،حکاکی مستطیل روی صخره

حالا سئوالی که می پرسید این است که فاصله جوغن های (گرد ، مربع ، مستطیل) تا قبر چقدر است؟
جواب: بین نشانه ها تا قبر فاصله استاندارد وجود ندارد ، همانطور که در قبلا توصیح داده بود قبرهاخیلی نزدیک هستند… شاید از شنیدن جمله و مزخرفات افراد ناآگاه خسته شده اید !ذهنمان را از خرافات پاک می کنم. و جای آنها را با این اطلاعات پر می کنیم ، و از این به بعد کار گنج یابی را بصورت علمی وبا رهبری عقل و منطق انجام می دهیم

سکه هخامنش با نماد

سکه های هخامنشی:

سکه‌های هخامنشی شامل سکه‌های دارای نشان شیر و گاو نر در دوره کوروش بزرگ و کمبوجیه و سکه‌های دریک، سیگلوی که از دوره داریوش بزرگ تا پایان هخامنشیان رواج داشت، می شود. در سده ۶ پیش از میلاد در ساردیس لیدیه ضرابخانه ای وجود داشته است که از فتح ساردیس بدست کورش هخامنشی در ۵۴۷، از آن برای ضرب سکه های هخامنشی استفاده شد. این سکه ها تصویر روبرویی از یک شیر و یک گاو نر را در روی سکه، که نمادی بوده که همراه نام پارسه وجود داشته، و دو چهارگوش حک شده بر پشت سکه داشتند در دوره داریوش بزرگ سومین پادشاه هخامنشی (۵۲۱ تا ۴۸۵ پیش از میلاد) به فرمان وی نخستین سکه‌های زرین «دریک» و سیمین سیگلوی که شهرت جهانی یافتند، ضرب گردید. سکه‌هایی که مردم می‌توانستند آنها را به آسانی در تمام سرزمین پهناور ایران یعنی از مصر تا هندوستان که بخش سترگی از جهان آنروز را پایه ریزی می‌داد به کار برند و از این بابت دشواری‌هایی که میان قوم‌ها و ایالت‌های گوناگون ایران در امر داد و ستد وجود داشت، بر طرف گردید. سکه دریک زرین تنها به فرمان شخص پادشاه ضرب می‌شد لیکن سکه‌های سیمین چنین وضعی نداشت. داریوش هخامنشی اجازه داده بود، تا ساتراپهای او سکه‌های سیمین مورد نیاز را در ضرابخانه‌های واقع درقلمرو فرمانروایی خود ضرب نمایند. سکه‌های دریک در کلیه کشورهای مجاور به ویژه یونان بسیار رواج داشت، به گونه‌ای که بانکداران بیگانه با رغبت بسیار پول هخامنشی را می‌پذیرفتند و قسمت مهمی از داد و ستدها بانکی خود را با آن انجام می‌دادند.

در دوره داریوش سوم هخامنشی، دو دریکی که به وزن ۸۰/۱۶ گرم و نیم دریکی که نصف دریک بود و از دید نقش نیز ناچیز تفاوتی با دریک و سیگلوی داشت، ایجاد گردید. بر پشت سکه‌های دریک و سیگلوی، بیشتر فرورفتگی نا به سامان چهارگوش یا چهارگوش مستطیل وجو دارد که دربعضی از این فرورفتگی ها اگر دقت شود نقش دیده می‌شود. برخی از سکه شناسان در پژوهش های خود اشاره به نقوشی مانند جانور خوابیده یا سر جانور، یا سر اسب یا پرنده یا ماهی نموده‌اند. در مجموعه سکه‌های «هخامنشی» (ارنست بابلون) سکه‌ای است که در فرورفتگی پشت آن به گونه روشنی نقش قسمت جلوی کشتی دیده می‌شود. این سکه ضرب شهر کاری، در آسیای کهین است، زیرا یک حرف که نشانه این منطقه‌ است، بر روی آن فرورفتگی است.

بر روی شماری از سکه‌های شاهی هخامنشی نیز نشانه‌ها موجود است که بتوان آنها را به واسطه تفاوتی که با نشانه‌ها سکه‌های ضرب شده در شهرهای لیبی، یا مفیلی یا کیلیکیه دارند، ضرابخانه شهری را که سکه در آن ضرب گردیده تعیین نمود. به جز این نشانه‌ها، نشانه‌ها دیگر به همراه حروف نیز گاهی بر روی دو دریکی‌ها مشاهده می‌گردد که چون این نشانه‌ها بر روی سکه‌های ماژه که در بابل پس از دوران هخامنشی در مدت فرمانروایی خود ضرب زده و بر روی چند سکه اسکندر و سلوکوس نخست دیده شده‌است، می‌توان باور داشت که این سکه‌های دو دریکی پس از دوره هخامنشی ضرب زده شده و محل ضرب بابل بوده‌است. بر سکه‌های دو دریکی، یا شیارهای مواج با نقش دو هلال یا نقش قسمت جلو کشتی دیده می‌شود. و بر سکه‌های دریک داریوش سوم، تصویر کماندار، مانند کمانداران پیش از او نیزه به دست ندارد، بلکه به جای نیزه دشنه به دست گرفته‌ است.

در زمان هخامنشیان هیچیک از حکام و پادشاهان محلی حق نداشتند بدون اجازهٔ داریوش هخامنشی به نام خود سکه زنند، فقط اجازه داشتند با اجازهٔ داریوش سکهٔ نقره بزنند، چرا که ضرب سکهٔ طلا در انحصار مرکز بود.

سکه‌های زر را دریک (داریک) و سکه‌های سیم را سیگلوی می‌گفتند. وزن دریک ۸/۴۲ گرم و و وزن سیگلوی ۱۰/۷۵ گرم بود. عیار سکه‌های دریک بسیار بالا بود و با آزمایش روی نمونه‌های به دست آمده معلوم شده‌است که فلزش تنها ۳٪ آلیاژ می‌داشته‌است. این خلوص بالا باعث رواج این سکه شد و همواره سکه‌های طلای هخامنشی سخت معتبر بودند. در اواخر دوران هخامنشی دودریکی هم ضرب شد. کیفیت سکه‌های زر در تمام دوران هخامنشی ثابت ماند.

دریک‌ها و سیگلوی‌ها دارای نقش «کماندار پارسی»اند. این نقش در طول دو قرن سلطنت هخامنشیان تغییراتی داشت. از آنجا که سکه‌های هخامنشی تاریخ ضرب ندارند از روی قراین دیگر نقش‌های مربوط به دوران هر پادشاه را تعیین کرده‌اند. سکه‌های هخامنشی جز موارد استثنایی تنها در یک سو دارای نقش هستند و پشت آنها معمولاً فرورفتگی مربع شکل و ناهمواری‌های نامنظمی وجود دارد. اینها اثر قسمت برجستهٔ سندانی‌است که هنگام چکش‌زدن بر سکه گذاشته می‌شد.

در زمان هخامنشیان بعضی ساتراپی‌ها هم که در ادارهٔ امور داخلی خود آزاد می‌بودند سکه‌های مخصوص به خود ضرب می‌کردند که مثلاً تصویر الههٔ مورد پرستششان روی آنها نقش شده بود.
م .م خانپویا

کالبد ساروج

کالبد شکافی ساروج

1. آهک شکفته
2. خاک رس
3. ماسه بادی
4. خاکستر
5. الیاف
6. آب
7. سفیده تخم مرغ
8. شیر

استفاده از دو مورد آخر بسیار نادر و برای سازه های دارای اهمیت خاص بوده است.

آهک شکفته

آهک زنده هنگام شکفته شدن گرما پس می دهد و حجمش زیاد می شود. هرچه cao در آهک زنده بیشتر باشد بیشتر با آب ترکیب می شود و حجم آهک شکفته بیشتر می شود. حجم ملات ماسه آهک و شکفته آهکی ثابت است و پس از گرفتن و سفت شدن تغییر حجم نخواهد داد.

در واقع اصول تهیه و به کارگیری آهک، تبدیل سنگ آن به حالت قابل مصرف است.

سنگ های آهکی منشأ caco3 دارند و با تحمل 900 درجه سانتیگراد حرارت ، ترکیب caco3 می شکند و به آهک زنده تبدیل می شود.

خاک رس

خاک رس در نتیجه عمل فرسایش و هوازدگی بر فلدسپات ها و میکا ها و از پوسیدن آنها حاصل می شود. خاک رس پس از آب مکیدن؛ چسبناک ، خمیری و شکل پذیر می شود.

میزان مکیدن آب در خاک رس بسته به نوع دانه ها و ریزی و درصد رس آن دارد .

برخی معتقدند که نباید به ساروج خاک رس اضافه کرد و خاک رس ملات ساروج را به مرور زمان خراب می کند. اما در اکثر منابع از خاک رس به عنوان مواد اولیه در ترکیب ساروج نام برده شده است.

ماسه بادی

با توجه به بررسی های انجام شده و به دلیل چسبنده بودن خاک رس، خاکستر و آهک علت استفاده از ماسه در ملات ساروج احتمالاً افزایش کارایی ملات بوده است.

همچنین در بعضی مواقع که مواد اصلی تشکیل دهنده ساروج کمیاب بوده و یا برای به دست آوردن ساروج هایی با خاصیت های مختلف از ماسه استفاده می شده است.

خاکستر

خاکستر مصرفی در ملات ساروج از سوزاندن کود حیوانی یا کود گیاهی مانند پوسته برنج حاصل می شود.

آزمایشات نشان داده اند که مقدار خاکستر حاصل از سوزاندن برخی از گیاهان و سیلیس موجود در خاکستر آنها در پوسته برنج بیشتر از سایر گیاهان است . وزن مخصوص پوسته برنج 2290 kg/cm3 می باشد. از این فرآورده به عنوان ماده پوزولانی جهت تولید سیمان های پوزولانی در کشور های در حال توسعه استفاده می شود.

از 1000 کیلوگرم برنج تقریباً 200 کیلوگرم پوسته تولید شده که از سوزاندن آن حدود 40 کیلوگرم خاکستر به دست می آید که معمولاً بین 85 تا 95 درصد سیلیس دارد.

میزان فعالیت خاکستر پوسته برنج در برابر آهک با ازدیاد دمای سوزاندن و زمان نگهداری در آن حرارت ، نسبت عکس دارد. به طوری که در 500 درجه سانتیگراد و زمان 2 ساعت خاصیت پوزولانی در بالاترین مقدار است و در 1100 درجه سانتیگراد خاصیت پوزولانی کاملاً از بین می رود.

برای ملاتی با مقدار خاکستر پوسته برنج ثابت، با افزایش نرمی خاکستر، آب مورد نظر کاهش می یابد.

الیاف

الیاف مورد استفاده در ساروج شامل الیاف گیاهی مانند لوئی یا گل نی و یا الیاف حیوانی مانند موی بز، پشم شتر و یا گاهی موی سر انسان است.

دو دلیل اصلی برای استفاده از الیاف در ملات ساروج وجود دارد:

1- افزایش سختی ملات
2- افزایش باربری کششی و جلوگیری از گسترش ترک


🌺خانپویا م.م

فاکتور های مهم

افراد موفق و فاکتور های موفقیت در یک حفاری

اکثرا آدمهایی که دنبال گنج و حفاری میرن آدمهای موفقی نیستن چون فاکتورهای مهم این کار را ندارند. ولی اگر کسی فاکتورهای کار را داشته باشد احتمال موفقیتش خیلی بیشتر می شود.

حفاری دفینه

حالا ببینیم چه زمینه هایی برای موفقیت باید فراهم باشه:

1- اول اینکه آدمهای ورشکسته و گرفتار نمی تونند تو این کار موفق باشن ، شما وقتی میخواهی بری دنبال یک ثروت باد آوردۀ چند میلیاردی باید توان هزینه های کار را داشته باشی.

2- دوم اینکه این کار عجله بر نمیداره و باید صبور بود ممکنه آدم انقدر خوش شانس باشه که همون بار اول به نتیجه برسه و ممکنه این کار سالها طول بکشه

3- وسایل کارت باید همیشه آماده باشه.

4- با کسانی باید این کار رو انجام بدی که چشم و دل سیر باشن که اگه یک روز نتیجه گرفتی سر از قبر در نیاری.

5- میگن یک نفر برای حفاری کمه و دو نفر زیاد . خودت معنی کن که چقدر باید در انتخاب افراد دقت کنی

6- یکی از مهمترین مسائل تو حفاری دونستن جاهای پر بار هست یا داشتن سند (نسخه) که کار کردن به واقعیت نزدیکتر باشه.

7- داشتن یک دستگاه گنج یاب خوب که بتونه کارتو درست انجام بده.

خیلی ها هستن که میگن ما اینقدر میگیریم براتون دستگاه میزنیم ، همه دنبال پر کردن جیبشون هستن و کاری برای شما انجام نمی دن . اگه کسی دستگاهش کارائی داشته باشه یک بار برای خودش کار میکنه و این کار رو میبوسه و میزاره کنار. پس مطمئن باشید اینها یک مشت کلاه بردار و شیادن مگر اینکه قبلش دستگاه رو تست کنید و از کارائی اون مطمئن شوید.

در ضمن افرادی موفق هستن که بتونند یک دستگاه خوب برای خودشون تهیه کنند (بخرن) و تا انتهای کار دستگاه بالای سر کارشون باشه. چون گاهی اوقات افراد با نیم متر پس یا پیش از رسیدن به هدف باز میمونن.

اگه کسی خواست ، نسبت به سرمایه گذاریش بهش پیشنهاد میده دنبال چی بگرده.

8- داشتن یک شغل خوب ، چون این کار اگه بخواد کار اصلی شما باشه وای بحالتون. شما باید مشغول به کار باشی و به حفاری به عنوان یک تفریح یا کار دوم نگاه کنید. فقط این جور هست که اگه موفق نشدید یا زمان موفقیت طولانی شد مایوس نمیشید و ادامه میدید و چون مشکلات وارد زندگیتون نمیشه درصد موفقیتتون بالا میره.

۹- مهمترین مورد که موفقیت انسان را بالا میبره داشتن یک استاد اهل فن و خبره است. اگر بدون یک استاد به بیایان بروید احتمال موفقیت خیلی پائین است. باید از تجربه حفاران قدیمی استفاده کرد چون هر چه باشد آنها بیشتر از شما در بیابان بوده اند.

استاد باید بینشی فراتر از دیگران داشته باشد. یعنی:

1- باید آثار شناس باشد و هر آثاری را که در بیابان یا کوهستان یا هر جائی میبیند معنای آن را بداند.

2- خاک ها را لایه به لایه بشناسد.

3- به غارها تسلط کامل داشته باشد.

4- خطرات کار را بداند.

5- تله ها را بشناسد و طرز از کار انداختن آنها را بلد باشد.

اینها شرایط یک استاد هست که برای یاد گیری هر کدام وقت فراوان صرف شده است و هیچ وقت چنین استادی را نباید رها کرد و می توان از این استاد استفاده برد و درسها آموخت و به نتیجه رسید.

 

10- داشتن یک بلد خوب و مورد اعتماد در منطقه ای که می خواهید حفاری کنید

اینها فاکتورهای مهم موفقیت در حفاری هست که اگه نداشتید دنبالش نرید که فقط چند تا کفش آهنی پاره میکنی و از زندگی اصلی خودت می افتی و هیچ نتیجه ای هم نمیگیری

حرف دل برای دوستان

عزیزان توجه کامل داشته باشید به نکاتی که خدمتتون عرض میکنم!
تجربیات شخصی بنده خشایار خانپویا م.م.
زمانی که در کوه و بیابان وجنگل یاهرمکانی دنبال آثاروعلائم میگردید باید چند نکته رو مد نظرداشته باشید!!!
1-دنبال تفاوتهای جدی و مهم باش ،شاید خیلی تابلونباشن ولی دقت کنی واز فکرت کمک بگیری متوجه میشی.
2-دنبال عجایب وغرائب باش!
ببین وجود چه چیزی در مکانی که هستی غریبه،ویا ازجهات مختلف ودلایل متفاوت عجیبه بودنش دراونجا!
3-دنبال چیزی باش که علائم دیگه هم داشته باشه ومکمل هم باشن.حتی اگه ترکیده بود وتخریب شدیدی داشته باشه !نشونه هااکثرا تنها نیستن!
4-منطقه رو چک کن ببین اصلا وجود علائم ونشونه منطقیه اونجا؟شتر توجنگل بود شتر نیست!اردک تو کویر بود یا ماهی وسط صخره زار باشن اشتباهه پس طبیعی هستند.هرحیوونی دقیقا مثل الگوی حقیقیش ازش استفاده میشده دقیقا باتمام خصیصه های واقعی!
5-اگر آثار تراش وکنده کاری انسان نبود روش وقت نذار براش طبیعیه!
6-بدون هرگردی گردو نیست!هرسنگی سوراخ داره جوغن نیست اون سوراخ!یاشکلی میشد از توش مجسم کرد دلیل بر پیکره بودن نیست.تو طبیعت سنگهایی دیدم که از کار دست بشر زیباتربوده ولی طبیعی بودن!
7-ازعقلت کمک بگیر و خودتو ببر به گذشته!جزئیات از کلیات مهمتر هستند تو دفینه یابی!
8-خود نماد رو یک نگاه جامع بکن ودیگه بیخیال شو به جزئیات واطراف نشونه اصلی توجه کن!عقاب بار نداره داخل شکمش،جهت نگاهش وحالت نشستنش مهمه پس باید به امتدلدنگاه ونقطه تلاقی نگاهش باسنگها توجه کنی!
9-تمام پیکره ها و علائم نشانه دفینه نیستند!
10-ازمشورت وتجربه افراد مطلع وکارکشته استفاده کن عارنیست پرسیدن هیچ چیزی،ولی ندونستن و الاف شدن و عمر وسرمایه رو تباه کردن عار که هیچ ننگه!
برای تک تکتون آرزوی موفقیت وکامیابی دارم.

حرف دل برای دوستان

عزیزان توجه کامل داشته باشید به نکاتی که خدمتتون عرض میکنم!
تجربیات شخصی بنده خشایار خانپویا م.م.
زمانی که در کوه و بیابان وجنگل یاهرمکانی دنبال آثاروعلائم میگردید باید چند نکته رو مد نظرداشته باشید!!!
1-دنبال تفاوتهای جدی و مهم باش ،شاید خیلی تابلونباشن ولی دقت کنی واز فکرت کمک بگیری متوجه میشی.
2-دنبال عجایب وغرائب باش!
ببین وجود چه چیزی در مکانی که هستی غریبه،ویا ازجهات مختلف ودلایل متفاوت عجیبه بودنش دراونجا!
3-دنبال چیزی باش که علائم دیگه هم داشته باشه ومکمل هم باشن.حتی اگه ترکیده بود وتخریب شدیدی داشته باشه !نشونه هااکثرا تنها نیستن!
4-منطقه رو چک کن ببین اصلا وجود علائم ونشونه منطقیه اونجا؟شتر توجنگل بود شتر نیست!اردک تو کویر بود یا ماهی وسط صخره زار باشن اشتباهه پس طبیعی هستند.هرحیوونی دقیقا مثل الگوی حقیقیش ازش استفاده میشده دقیقا باتمام خصیصه های واقعی!
5-اگر آثار تراش وکنده کاری انسان نبود روش وقت نذار براش طبیعیه!
6-بدون هرگردی گردو نیست!هرسنگی سوراخ داره جوغن نیست اون سوراخ!یاشکلی میشد از توش مجسم کرد دلیل بر پیکره بودن نیست.تو طبیعت سنگهایی دیدم که از کار دست بشر زیباتربوده ولی طبیعی بودن!
7-ازعقلت کمک بگیر و خودتو ببر به گذشته!جزئیات از کلیات مهمتر هستند تو دفینه یابی!
8-خود نماد رو یک نگاه جامع بکن ودیگه بیخیال شو به جزئیات واطراف نشونه اصلی توجه کن!عقاب بار نداره داخل شکمش،جهت نگاهش وحالت نشستنش مهمه پس باید به امتدلدنگاه ونقطه تلاقی نگاهش باسنگها توجه کنی!
9-تمام پیکره ها و علائم نشانه دفینه نیستند!
10-ازمشورت وتجربه افراد مطلع وکارکشته استفاده کن عارنیست پرسیدن هیچ چیزی،ولی ندونستن و الاف شدن و عمر وسرمایه رو تباه کردن عار که هیچ ننگه!
برای تک تکتون آرزوی موفقیت وکامیابی دارم.

سد سازی در ایران باستان

سدسازی در ایران باستان:
قسمت نخست :

سدسازي در ايران باستان
سدسازی تا قبل از هخامنشیان

سدسازی یا بندسازی از فعالیت های مهندسی به شمار می رود كه شرایط تاریخی و جغرافیایی خاص مناطق در پیدایش، شكل گیری و گسترش آن سهم به سزایی دارند. در گذشته و در هر منطقه خاص جغرافیایی بنابر ضرورت یا نیاز ساكنین آن جا نسبت به ایجاد سد، بند یا آبگیر اقدام می كرده اند تا نیازهای خود در زمینه آبیاری و آبرسانی را مرتفع سازند. در مناطقی نیز به خاطر پایین بودن سطح آب های رودخانه ها یا نیاز جهت تغییر مسیر رود، سد سازی انجام می گرفته تا بتوانند سطح آب را بالا آورده و برای نیازهای كشاورزی و عمرانی از آن استفاده كنند.

 

در ایران نیز به جهت كمبود آب، شرایط اقلیمی خاص و نیازهای روزمره آب ماده ای بسیار ارزشمند محسوب می شده كه این امر را علاوه بر بندسازی، سدسازی و آثار به جا مانده می توان در فرهنگ ایرانی و ارزشی كه برای آب قایل می شدند و حافظه تاریخی مردم ایران به وضوح مشاهده و مطالعه كرد. در سرزمین های ایران و مصر كه از قدیم در معرض سیلاب و طغیان رودخانه ها قرار داشتند ، ساخت بندهای متفاوت در طول مسیر رودخانه ها و یا مناطق سیل خیز به جلوگیری از خسارات این گونه طغیان ها كمك فراوانی می كرد.

 

تاریخ سد سازی در ایران ، مصر و بین النهرین (میان رودان) قدمتی بسیار طولانی دارد و هنوز هم می توان نشانه هایی از آنها را در این سرزمین ها یافت. به طور كلی سدسازی و نیز لایروبی و مرمت آنها از دیر باز در ایران دیگر سرزمین ها، مانند سایر كارهای عام المنفعه و پروژه های بزرگ معمولا به دست حكومت ها و پادشاهانی كه به امور آبادانی و آبادی علاقه بیشتری داشتند انجام می گرفته است و در این میان رونق اقتصادی و پیشرفت آبادی ها و شهرهای مرتبط با سیستم های آبیاری و آبرسانی نیز بستگی بسیار زیادی با مقوله سد و سد سازی و اهمیت حكمرانان به این مسایل داشته است.

سد سازی در ایران باستان :
قسمت دوم:
سدسازی از دوره هخامنشیان تا قبل از اسلام

پادشاهان هخامنشی به واسطه نیاز جغرافیایی كشور ایران و علاقه ای كه در گسترش و آبادانی سرزمین تحت فرمانروایی از خود نشان می دادند و در زمان امپراتوری خود سدها و بندهای زیادی در بخش های جنوب غربی و جنوبی ایران ساختند.

بسیاری از سیستم های آبرسانی و آبیاری كه تا سال های متمادی نیز در ایران از آنها استفاده شد مرهون تلاش مهندسان و صنعتگران ایرانی است كه در زمان های بسیار دور تلاش نمودند تا نیازها و كمبودها را در زمینه های عمرانی و آبادی بر طرف نمایند و آثار و شواهد آن را نیز می توان در نقاط مختلف ایران درك نمود. علاوه بر آن بسیاری از آثار به جا مانده از این دوران ها در سرزمین های تابعه حكومت های ایران باستان نیز قابل مشاهده است.

 

یكی از رودخانه هایی كه از قدیم به رودخانه اروند می پیوسته است «دیاله» بوده است كه بنا به دستور كوروش بزرگ سدی برای آبیاری، از خاك و چوب بر روی این رودخانه بسته شده بود كه شبكه كانال های آبرسانی را تغذیه می كرد. همچنین در زمان هخامنشیان اولین كوشش ها جهت سد سازی بر روی اروند و فرات به عمل آمد. از مشخصات این رودخانه ها آن بود كه سطح فرات بالاتر از دجله قرار داشت و نیز در زمان حكومت بابلیان بر بین النهرین تمایل رود فرات نسبت به شرق بیشتر از امروز بوده و این رود تنها دارای یك مجرا بوده است. انشعاب فرات به دو مجرا بین سال های ۶۰۰ ق.م تا ۱۰۰ ق. م اتفاق افتاده است .

چنان كه پیداست هخامنشیان سدهایی بر روی رودخانه های فرات و اروند ساختند و گام هایی دیگر در گسترش شبكه كانال های آبیاری برداشتند. بدون شك هنگامی كه اسكندر مقدونی در حدود سال ۴۰۰ ق. م به آنجا ها رسید آن سدها ساخته شده و برپا بوده اند. استرابو جغرافی دان سده اول میلادی یونان خبر از ویرانی آنها به دست اسكندر مقدونی می دهد. ولی واقعیت این كه اسكندر این سدها را ویران كرده باشد كاملا معلوم نیست چون برخی نیز گفته اند كه اسكندر آنها را خراب نكرده است و حتی به حفر كانال ها و نظارت بر این سدها به طور مرتب مشغول بوده است. به هر حال آنچه مسلم است آبیاری با بهره وری از بند سازی در فرات و اروند پیرامون سده چهارم پیش از میلاد كاملا روا بوده است و این سیستم های سد بندی و آبیاری بعدها در زمان ساسانیان به حد بالای گسترش خود رسید.

 

علاوه بر بندها و آبگیرهایی كه در زمان هخامنشیان بر روی رودخانه های اروند و فرات ساخته شد، در آن زمان بر روی رودخانه « كر» در فارس نیز بندهایی برای آبیاری زمین های پیرامون تخت جمشید ایجاد شد. با این كه آثاری از تمامی سدهای ساخته شده در زمان هخامنشی ها در دست نیست، ولی برخی از بندها كه تا به امروز بر روی آن رودخانه بر جای مانده اند دارای پایه های هخامنشی هستند.ا ز جمله این سدها «بند ناصری» است كه در ۴۸ كیلومتری شمال غربی تخت جمشید واقع شده است.

 

ابن بلخی (سده پنجم ) سد ناصری را چنین توصیف می كند: «در این قسمت رودخانه در زمان های قدیم سدی ساخته شده بود كه آب كافی را برای آبیاری زمین ها تأمین می كرده است، اما در روزگاران هرج مرج كه اعراب به سرزمین ایران تاختند این سد رو به خرابی نهاد و در تمام حوزه های رامجرا (را مجرد ) دیگر كشاورزی انجام نشد. ..» سد دیگر بند فیض آباد نام دارد كه در حدود ۴۸ كیلومتری شمال تخت جمشید قرار گرفته است چنان كه گفته شده است یكی از سه بندی كه بر روی رود كر ساخته شده بوده ۲۵ متر درازا و ۲۵ متر بلندا داشته است.

پویا
کمک نویسنده مهرداد و شهرام 

مهرورزی

با سلام به همه هموطن های عزیز مخصوصا بوشهری های مهربان . برازجانیها خون گرم . سالار همه آقا جهانگیر

نیاشگاه تاریشا

اشکفت سلمان:

بزرگترين خط نوشته ميخي ايلام‌ نو نيايشگاه تاريشا يا اشكفت سلمان، بزرگترين خط نوشته ميخي ايلام‌ نو را در خود جا داده است. در اشكفت سلمان چهار نقش برجسته وجود دارد كه دو تاي آن داخل غار و دو تاي ديگر در خارج از غار ديده مي شود. بزرگ ترين نوشته خط ميخي از دوره ايلامي در اين غار موجود است كه از زمان شاهك عيلامي، شاه بومي آيا پيريا آياتم، به جاي مانده و همچنين براي نخستين بار حضور مصور زن، دوشادوش مرد در نقش برجسته هاي اين غار ديده شده است. در نقوش، «هوهين»، همسر و خواهر شاهك، در يك مراسم آييني شركت كرده و كاهن بزرگ در جلوي آنها به چشم مي خورد. اين نشانه ها مشخص مي كند اشكفت سلمان نيايشگاه «تاريشا» بوده و غار ديگري در كنار اين اشكفت در دوره ايلخاني به مكاني مقدس تبديل شده و رو به روي آن ساخت و سازه هاي مذهبي شكل گرفته است.

ن‍ی‍‍ای‍ش‍گ‍‍اه ‌ت‍‍اری‍ش‍‍ا یا اشکفت در جنوب ایذه بزرگترین خط نوشته میخی “عیلام نو” را در خود جا داده‌ و درب‍رگ‍ی‍رن‍ده ‌چ‍‍ه‍‍ارن‍ق‍ش‌ب‍رج‍س‍ت‍ه‌‌ عی‍لام‍‍ی ‌‌اس‍ت ‌ک‍ه‌ ن‍ی‍‍ای‍ش‌”‌ه‍‍ان‍‍ی” پ‍‍ادش‍‍اه‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌‌ آی‍‍اپ‍ی‍ر ب‍ه‌‌ه‍م‍ر‌اه‌ وزی‍ر و خ‍‍ان‍و‌اده‌‌اش ‌ر‌ا ب‍ه‌ن‍م‍‍ای‍ش‌ گ‍ذ‌اش‍ت‍ه ‌‌اس‍ت‌

 

نیاشگاه تاریشا

اشکفت سلمان:

بزرگترين خط نوشته ميخي ايلام‌ نو نيايشگاه تاريشا يا اشكفت سلمان، بزرگترين خط نوشته ميخي ايلام‌ نو را در خود جا داده است. در اشكفت سلمان چهار نقش برجسته وجود دارد كه دو تاي آن داخل غار و دو تاي ديگر در خارج از غار ديده مي شود. بزرگ ترين نوشته خط ميخي از دوره ايلامي در اين غار موجود است كه از زمان شاهك عيلامي، شاه بومي آيا پيريا آياتم، به جاي مانده و همچنين براي نخستين بار حضور مصور زن، دوشادوش مرد در نقش برجسته هاي اين غار ديده شده است. در نقوش، «هوهين»، همسر و خواهر شاهك، در يك مراسم آييني شركت كرده و كاهن بزرگ در جلوي آنها به چشم مي خورد. اين نشانه ها مشخص مي كند اشكفت سلمان نيايشگاه «تاريشا» بوده و غار ديگري در كنار اين اشكفت در دوره ايلخاني به مكاني مقدس تبديل شده و رو به روي آن ساخت و سازه هاي مذهبي شكل گرفته است.

ن‍ی‍‍ای‍ش‍گ‍‍اه ‌ت‍‍اری‍ش‍‍ا یا اشکفت در جنوب ایذه بزرگترین خط نوشته میخی “عیلام نو” را در خود جا داده‌ و درب‍رگ‍ی‍رن‍ده ‌چ‍‍ه‍‍ارن‍ق‍ش‌ب‍رج‍س‍ت‍ه‌‌ عی‍لام‍‍ی ‌‌اس‍ت ‌ک‍ه‌ ن‍ی‍‍ای‍ش‌”‌ه‍‍ان‍‍ی” پ‍‍ادش‍‍اه‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌‌ آی‍‍اپ‍ی‍ر ب‍ه‌‌ه‍م‍ر‌اه‌ وزی‍ر و خ‍‍ان‍و‌اده‌‌اش ‌ر‌ا ب‍ه‌ن‍م‍‍ای‍ش‌ گ‍ذ‌اش‍ت‍ه ‌‌اس‍ت‌

 

نیاشگاه تاریشا

اشکفت سلمان:

بزرگترين خط نوشته ميخي ايلام‌ نو نيايشگاه تاريشا يا اشكفت سلمان، بزرگترين خط نوشته ميخي ايلام‌ نو را در خود جا داده است. در اشكفت سلمان چهار نقش برجسته وجود دارد كه دو تاي آن داخل غار و دو تاي ديگر در خارج از غار ديده مي شود. بزرگ ترين نوشته خط ميخي از دوره ايلامي در اين غار موجود است كه از زمان شاهك عيلامي، شاه بومي آيا پيريا آياتم، به جاي مانده و همچنين براي نخستين بار حضور مصور زن، دوشادوش مرد در نقش برجسته هاي اين غار ديده شده است. در نقوش، «هوهين»، همسر و خواهر شاهك، در يك مراسم آييني شركت كرده و كاهن بزرگ در جلوي آنها به چشم مي خورد. اين نشانه ها مشخص مي كند اشكفت سلمان نيايشگاه «تاريشا» بوده و غار ديگري در كنار اين اشكفت در دوره ايلخاني به مكاني مقدس تبديل شده و رو به روي آن ساخت و سازه هاي مذهبي شكل گرفته است.

ن‍ی‍‍ای‍ش‍گ‍‍اه ‌ت‍‍اری‍ش‍‍ا یا اشکفت در جنوب ایذه بزرگترین خط نوشته میخی “عیلام نو” را در خود جا داده‌ و درب‍رگ‍ی‍رن‍ده ‌چ‍‍ه‍‍ارن‍ق‍ش‌ب‍رج‍س‍ت‍ه‌‌ عی‍لام‍‍ی ‌‌اس‍ت ‌ک‍ه‌ ن‍ی‍‍ای‍ش‌”‌ه‍‍ان‍‍ی” پ‍‍ادش‍‍اه‌ م‍ح‍ل‍‍ی‌‌ آی‍‍اپ‍ی‍ر ب‍ه‌‌ه‍م‍ر‌اه‌ وزی‍ر و خ‍‍ان‍و‌اده‌‌اش ‌ر‌ا ب‍ه‌ن‍م‍‍ای‍ش‌ گ‍ذ‌اش‍ت‍ه ‌‌اس‍ت‌

 

تل ابلیس یکی از معروفترین تل های ایران

تل ابلیس:

تل ابلیس در دشت بردسیر در ۸۰ کیلومتری جنوب غربی شهر کرمان واقع گردیده‌است.آثار باستانی تل ابلیس این منطقه در هفت لایه شکل گرفته است. که قدیمی ترین و عمیق ترین آن اواخر هزاره پنجم قبل از میلاد و متاخرترین لایه های باستانی تل ابلیس هم مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد می باشد.

در فصل اول کاوش های آن “کلدول” هفت لایه مشخص کرد که شامل آثار بسیار متنوعی بودند سفال های منحصر بفرد ابلیس از هرطبقه قابل مقایسه با سفال های همعصر خود در نواحی مجاور بودند آزمایش های کربن ۱۴ قدمت هر طبقه از نوع سفال را هم تائید نمود. سفال های مکشوفه از عمیقترین لایه این تپه نخودی رنگ و متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد بودند.سفال های نخودی مکشوفه در تل ابلیس تاریخی بین هزاره پنجم تا چهارم قبل از میلاد را تائید کرد. در فصل دوم کاوش های باستان شناختی که در پائیز سال ۱۳۴۵ انجام شد چند تراشه برای کشف و دسترسی به معماری آغاز گردید اجاق های مکشوفه و کوره های آن که از خشت خام ساخته شده بودند نوید بخش تحول بزرگی در معماری ابلیس بودند .در تل ابلیس کوره های برای ذوب مس وجود داشته.همچنین اشیای سنگی مانند هاون کاسه،انواع ساینده، سنگ ساب تبر سنگی،پیکرک سنگی و ابزارهای سنگی در این تپه از دل خاک بیرون‌آورده شد. همچنین اشیای استخوانی،صدفی وگلی متعدد،اشیای فلزی مسی و انواع اجسام گلی از این تپه بدست آمده است.طبق شواهد بدست آمده صنعت فلزکاری در هزاره پنجم قبل از میلاد در این منطقه از پیشرفت زیادی برخوردار و به طرز وسیعی رایج بوده‌است. آنچه فلزکاری ابلیس را بی نظیر می‌سازد، روش فلزگدازی و در درجه حرارت کم و بیش کنترل شده‌ای انجام می‌گرفته‌است.افراد ساکن این تپه در هزاره پنج پ م در خانه هایی با بیش از یک اتاق که با خشت دست ساز ساخته میشد زندگی میکردند.کشاورزی و دامداری کار آنها بود.زیر یکى‌ از اتاقهای‌ خانه‌ای‌ مسکونى‌ در تل‌ ابلیس‌، بقایای‌ اسکلت‌ مرد بالغى‌ قرار داشت‌. همراه‌ این‌ اسکلت‌، یک‌ لیوان‌ سنگى‌ نیز به‌ دست‌ آمد که‌ نشان‌ دهندة عقاید مذهبى‌ ساکنان‌ آنجا بوده‌ است‌. از وضع‌ این‌ اتاق‌ و ارتباط آن‌ با بقیة اتاقها، معلوم‌ شد که‌ این‌ محل‌ عمداً برای‌ دفن‌ جسد ساخته‌ شده‌ بود. به‌ این‌ ترتیب‌، قبرهای‌ ساکنان‌ تل‌ ابلیس‌ در داخل‌ دهکده‌ و در اتاق‌ خانه‌ها قرار داشته‌ است‌. به‌ نظر کالدول‌، اهالى‌ تل‌ ابلیس‌ با مرودشت‌ فارس‌ و سپس‌ با بخشهای‌ مرکزی‌تر فلات‌ مرکزی‌ ایران‌ ارتباط فرهنگى‌ داشتند و در دوره‌های‌ بعدی‌، همین‌ رابطه‌ را با بین‌النهرین‌ نیز برقرار کردند. دکتر سرفراز که کاوش های باستانی در تل ابلیس را ادامه داد تاریخ هزاره پنجم قبل از میلاد را پذیرفته است.

آتشکده خانه دیو

آتشکده خانه دیو:

خانه دیو یک آتشکده و از بناهای معماری (احتمالا دوران ساسانیان) در روستای فشتنق سبزوار است. از این محل از دوران ساسانی تا دورهٔ سلجوقی استفاده می‌شده و کاربردی آیینی داشته‌است. نحوهٔ تاق زدن آتشکدهٔ سبزوار در نوع خود منحصر به‌ فرد است که پلان آن با پلان آتشکدهٔ تخت سلیمان در آذربایجان قابل مقایسه‌ است. این بنا از بناهای جالب در روستای فشتنق است و به عبارت دیگر دیو خانه که چندی پیش باستانشناسان ایرانی با لهستانی‌ها استقرارهای ساسانی را در سبزوار بررسی کردند.

بررسی، گمانه‌زنی و نقشه‌برداری بقایای معماری در چهارتاقی سبزوار «دیوخانه» با همکاری دو هیات ایرانی و لهستانی در روستای فشتنق سبزوار آغاز شده‌است. براساس شواهد، نشانه‌ای از آتش‌دان و تالار طواف از نظر ساخت معماری در این مکان کشف شده‌اند.

چارتاقی «خانه دیو» یکی دیگر از چارتاقی‌های منفرد ایران است که در کوهستان‌های دورافتاده شمال غربی سبزوار در استان خراسان و بر قلهٔ صخره‌ای سخت و صعب‌العبور جای دارد. دستیابی به چارتاقی، پس از ساعت‌ها پیاده‌روی و کوه‌پیمایی ممکن می‌شود و اکنون برای صعود از صخرهٔ حامل چارتاقی، از میلهٔ نقاله‌های بالابر که برای حمل مصالح ساختمانی برپا شده‌اند، کمک گرفته می‌شود.

چارتاقی خانه دیو یکی دیگر از نمونه‌های چارتاقی‌های منفرد در ایران با شکل متقارن چهار وجهی است. بنا از چهار پایه با چهار تاق تشکیل شده که گنبدی به واسطه چهار فیلپوش بر روی آنها ساخته شده است. این گنبد و بخش‌های وسیعی از پایه‌ها و تاق‌ها به مرور زمان تخریب شده‌اند. چهار سوی بنا به مانند دیگر چارتاقی‌های منفرد ایران، چشم‌اندازی باز و بدون هیچگونه در یا پنجره و مانعی است.

مختصات چارتاقی عبارت است از ۳۶ درجه و ۲۰ دقیقه شمالی، ۵۷ درجه و ۲۱ دقیقه شرقی و محور بنا با چهار جهت اصلی به اندازه ۲۲ درجه میل غربی دارد. ویژگی‌های کالبدی و خصوصیات معماری و سازه بنا نشان می‌دهد که هم عصر با دیگر چارتاقی‌های منفرد ایران است و قدمتی در حدود ۲۰۰۰ سال دارد. بنا را می‌توان به اواخر دوره پارتی (اشکانی) و به احتمال کمتر به اوایل دوره ساسانی منسوب کرد.

خانه دیو نیز همچون دیگر چارتاقی‌های منفرد ایران و از جمله چارتاقی مشهور نیاسر، ملاحظات تقویمی و تناسب با نقاط طلوع خورشید به هنگام اعتدالین و نیز انقلاب‌های تابستانی و زمستانی بکار بسته شده است. محور و ساختار بنا و نسبت اندازه طول پایه‌ها به فاصله میان آنها و زاویه‌های منتج شده از آن با توجه به ارتفاع افق محلی به گونه‌ای است که در هنگام‌‌هایی از سال، پرتوهای خورشید در راستاهای سنجیده شده‌‌ای از بنا می‌تابند و از روزنه‌های میان پایه‌ها دیده می‌شوند.

در اعتدال بهاری و پاییزی یعنی در نوروز و مهرگان باستانی (آغاز ماه مهر) پرتوهای خورشید بامدادی در امتداد قطر بنا می‌تابند و از دو روزنه دیده می‌شوند

طلوع خورشید در انقلاب تابستانی در امتداد روزنه تشکیل شده میان گوشه‌، در حالیکه در انقاب زمستانی نیز پرتوهای خورشید بامدادی در امتداد روزنه دیگر قابل مشاهده است

عده‌ای گمان برده‌اند که چارتاقی خانه دیو، همان آتشکده مشهور آذربرزین مهر باشد. اما موقعیت مکانی و دشوار چارتاقی، دوری آن از شهرهای امروزی یا باستانی، و نیز وسعت بسیار اندک محوطه آن، حتی امکان تصور چنین پنداری را هم نمی‌دهد. به ویژه که در چندین فصل از کاوش‌های باستان‌شناختی که انجام شده، هیچگونه آثار و بقایایی از آتش و آتشکده شناسایی نشده است. از آنجا که بناهای مقدس، همواره مقدس می‌مانند و از بین نمی‌روند، مکان این آتشکده و یا هرگونه بنای مقدس دیگری را می‌باید در بناهای مقدس بزرگ امروزی جستجو کرد

کاخهای سه گانه هخامنشیان

کاخ هخامنشی چرخاب:  در شهرستان برازجان آثار و بقایای 3 کاخ هخامنشی به نام‌های کاخ چرخاب، کاخ سنگ سیاه (که در بین اهالی به کاخ نظرآقا مشهور است) و کاخ بردک سیاه وجود دارد. محوطه‌های باستانی محل واقع شدن این سه کاخ هم از لحاظ تاریخی دارای ارزش‌های بالایی است و هم بناهای موجود در آنها آثاری ویژه در هنر معماری ایرانیان محسوب می‌شوند. براساس شواهد و اسناد به دست آمده معماری داخلی این 3 کاخ وام گرفته از کاخ بزرگ آپادانا در شوش پایتخت اصلی هخامنشی بوده است. کاخ چرخاب از کاخ‌های زمستانی کوروش هخامنشی بوده و تنها و یا حداقل اصلی‌ترین سند معماری است که ثابت می‌کند خلیج فارس از دوران باستان متعلق به ایرانیان است. همچنین در این محوطه باستانی یک لوح تاریخی به خط پارسی باستان در رابطه با کنترل هخامنشیان بر خلیج فارس کشف شده که بهترین سند در این باره است. این بنا که از لحاظ ارزش‌های باستانشناسی همسطح با تخت جمشید و پاسارگاد است در نزدیکی برازجان در استان بوشهر و به فاصله 20 کیلومتری از دریای خلیج فارس بدون محافظت و هیچگونه نگهداری رها شده است این محوطه باستانی و بی نظیر هم از لحاظ تاریخی واجد ارزش‌های بالایی است و هم یک بنای فوق‌العاده در هنر معماری ایرانیان است. کاخ چرخاب جزو کاخ‌های زمستانی امپراتوری بزرگ هخامنشی محسوب می‌شده است. کاخ چرخاب نیز کاخ ناقصی است که هرگز مسکونی نشد و کاوش‌های باستان‌شناسی در آن نشان می‌دهد ساخت این کاخ بزرگ به فرمان کوروش کبیر بوده و احتمالا با مرگ وی نیز متوقف شده است. بخشی از دروازه شاهی این کاخ که ناتمام مانده برخلاف تالار اصلی با لعابی از جنس سیلیس کف سازی شده است. 10 پایه ستون کوچک تالار اصلی کاخ کوروش در چرخاب برازجان در جریان عملیات پاکسازی این محوطه به دست آمد که شبیه پایه ستون‌های پاسارگاد طراحی شده است. مهم‌ترین ویژگی‌ این کاخ، تکنیک ساخت پایه ستون‌های سنگی مکعب شکلی است که به طریق دقیق و ظریفی تراش و صیقل داده شده به گونه‌ای که در اتصال سنگ‌ها، از هیچ نوع ملاط یا وسیله دیگری استفاده نشده است. این پایه ستون‌ها با شالی‌های بسیار زیبا مجموعه‌ای ناقص هستند و تنها 4 سرستون آن‌ها سالم باقی مانده است و در دروازه شاهی نصب شده‌اند، بخشی از کاخ نیمه ساخته کوروش هخامنشی است که پس از مرگ وی ساخت این کاخ متوقف شده است. فاصله هر یک از پایه ستون‌ها از یکدیگر حدود 2 متر است و بخشی از این بقایا به واسطه وجود سازه آبی‌ که همزمان با کشف این پایه ستون‌ها کشف شده آسیب دیده و آب باعث فرسایش بعضی از نقاط این ستون‌ها شده است. به عقیده کارشناسان روش صیقل سنگ و اتصال آنها و نحوه استفاده از ترکیب رنگ، عایق‌بندی و مقاوم سازی در این سازه هخامنشی حتی در تخت جمشید و پاسارگاد هم مشاهده شده است. موضوع مهم دیگر در معماری و زیبایی شناسی در این کاخ، انتخاب و تنوع رنگ در ستون‌هاست که برای اولین بار در محوطه‌های سنگی هخامنشی دیده می شود. بنابر اطلاعات باستان‌شناسی این کاخ معاصر با پاسارگاد و تخت جمشید بوده است اما از دو اثر سنگی یاد شده در تراش ستون‌ها، به رنگ سنگی که ستون از آن تراش خورده اکتفا شده است در حالی که در این کاخ تکنیک صیقل و تراش سنگ‌ها این امکان را به هنرمند داده است که از سنگ‌هایی با دو رنگ متفاوت سیاه و سفید استفاده کند. کاخ کوروش هخامنشی در چرخاب بوشهر، تنها نمونه از معماری این عصر است که در بنای آن هم از سنگ استفاده شده و هم از آجر. استفاده از لعاب سلیس روی کف بنا نیز از دیگر موضوعات جالب توجه در این کاخ است که به عنوان اندود کف به کار گرفته شده و از نظر رنگ و جنس و روش ساخت موضوع قابل تاملی است به طوریکه بخشی از دروازه شاهی این کاخ که ناتمام مانده، برخلاف تالار اصلی، با لعابی از جنس سیلس، کف سازی شده است. 

تومولوس ها در ایران

با سلام بدوستان گلم با اینکه قبلا در مورد تومولوسها در ایران مطالب نوشته بودم . باز دوستان سوالاتی داشتند در مورد تومولوسها که مطالب ذیل را دوباره برای یادآوری نگارش کردم . حق نگهدارتان 

ارادتمند همه پویا

تومولوس=====
مزاری که برای پادشاه و خانواده پادشاه بوده و اتاقیست که اول بر روزی زمین یا کمی پایین تر از سطح زمین بنا می شود و سپس با توده ای از خاک و یا تپه ای که از سنگ تشکیل شده ، پوشیده می شود . این مزار ها از طرف معماران روز ساخته می شد .

نباید با نگاه به ظاهر بیرونی آن گول خورد ، زیرا معمولا معماری عظیمی را در درونشان حفاظت می کنند. پادشاه و یا افرادی که از خانواده پادشاه می مردند ، با اشیایی که استفاده می کردند و هدیه هایی که دریافت میکردند، در اتاقهایی ساروجی یا سنگی و یا چوبی ساخته میشد و به همراه جسد دفن می شدند .

بلندی تومولوس، و زیبایی معماری آن با توجه به ثروت و ارزش فرد مرده ، متغیر می باشد، آنها که ارتفاع بلندتری دارند، برای پادشاهان و حکام ثروتمندتری می باشد.

این بناها همیشه دارای ارتفاعاتی با ضرایب 9 ، مثل 9 ، 18 ، 27 ، 36 متر می باشند.

البته بايد در نظر داشت كه فرسايش و نيز گاهي اوقات سازه هايي كه در سالهاي پس از آن بر روي تپه ساخته مي شده است نيز مي تواند ارتفاع را تا دو متر بيشتر و يا كمتر بنمايد.

تومولوس ها تپه های ساختگی می باشند و علیرغم اینه شبیه به تپه های کوچک دست ساز می باشند ولی با توجه به ویژگی هایشان ، از تپه های کوچک دست ساز متمایز می باشند، مشخص ترین ویژگی آنها این است که به شکل قیف وارونه می باشند.
@Ganjhaaa ورودی
اگر از دور و نزدیک به تومولوس دقت شود، همیشه ساختگی بودنش کاملا مشخص می باشد. البته معماری درون و بیرون تومولوس ، با توجه به ارزش و قدرت فرد مرده و موقعیت جغرافیایی و آیین و رسوم اقوام مختلف، تغییر می کند و استاندارد مشخصی ندارد .

برای اینکه خاک نلغزد و باعث رانش نشود، در موضع پایین دیوارهایی وجود دارد که از سنگهای بزرگی تشکیل شده است.

در تومولوس ها علاوه بر اینکه بر جلوگیری از دستبرد تدابیری در نظر گرفته می شده است، در مکانی ساخته می گشت که از دور دست ها به وضوح دیده بشود.
@Ganjhaaa ورودی
تمام تومولوس ها آنطور که حدس زده می شود ، پر از طلاهای درخشان یا مومیایی و ... نمی باشند. در این گونه مزارها ، اشیایی وجود دارد که انسانهای مرده در طول حیاتشان صاحب آنها بوده اند و بدین ترتیب در بعضی از این مزارها اشیایی ناچیز و در بعضی از آنها بسیار زیاد و ارزشمند وجود دارد.

معمولا در تومولوس های متعلق به زنان، زیورآلات و آویزه های زیادی موجود است و در تومولوس هایی که متعلق به مردان می باشد، وسایل و ابزار جنگ و نبرد بیشتر به چشم می خورد.

ضمنا تومولوس ها جزو مناطق و محوطه های حفاظت شده تلقی می گردند و حفاری آنها با توجه به قوانین کشورمان ممنوع می باشد.

حکایت ارامگاه کوروش بزرگ مرد ایران

پاسارگاد،آرامگاه کوروش


پاسارگاد،آرامگاه کوروش بزرگ،قبر کوروش کبیر،کاخ کوروش،دژحفاظتی پاسارگاد،پاسارگاد کجاست،زندان سلیمان، او كه هویت نخستین و ریشه های استوار خویش را باز نشناسد، آینده ای استوار نخواهد داشت ، و انسان بی آینده ، سرانجام به هر یوغی گردن خواهد نهاد.
کوروش بزرگ


پاسارگاد مجموعهای از آثار باستانی برجایمانده از دوران هخامنشی است که در 70 کیلومتری شمال مرودشت در منطقه پاسارگاد استان فارس واقع شدهاست.
این مجموعه ازآثاری چون :
کاخ دروازه
کاخ بار عام
کاخ اختصاصی
دو کوشک
آبنماهای باغ شاهی
آرامگاه کمبوجیه
استحکامات دفاعی تل تخت
آرامگاه کوروش بزرگ
محوطه مقدس
تنگه بلاغی تشکیل شده است.
خاندان پارس، که به رهبری کوروش بزرگ (که از529 تا559 پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال 550 پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند و، کوروش بزرگ این منطقه را به پایتختی انتخاب کردمحوطه اصلی شهر پاسارگاد160 هکتار توسط یک منطقه طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شدهاست (حدوداً 7127 هکتار).


مهمترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد آرامگاه کوروش بزرگ است که چون گوهری در میان دشت خودنمایی میکند. حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شدهاست. بنای آرامگاه میان باغهای سلطنتی قرار داشته و از سنگهای عظیم ، که درازای بعضی آنها به هفت متر میرسد،ساخته شدهاست. تخته سنگهای آرامگاه با بستهای فلزی، به هم پیوسته بودهاست.که بعدها آنها را کنده و بردهاند و اکنون جایشان به صورت حفرههایی دیده میشود که بیشترشان را تعمیر کردهاند. بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد، یکی سکویی ۶ پلهای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است و دیگری اطاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر میرسد. پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی تشکیل شدهاست، که از آنها اولی به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد آخری ۵۷٫۵ سانتی متر هستند. ارتفاع کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است.این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفتهاست. خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. پس از کشته شدن کوروش بزرگ در جنگ با ساکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. در حمله اسکندر مقدونی، یک شخص مقدونهای در این آرامگاه را شکسته و اشیای آن را تاراج کرده و کالبد را گزند رسانده بود. در شیب سقف آرامگاه دو حفرهٔ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگها و کم کردن از بار سقف ایجاد شدهاست و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانستهاند. آرامگاه کوروش در همه ادوارمقدس به شمار میآمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود.



کوروش بزرگ مرد تاریخ ایران

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند ...


هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند. کوروش به طوری که افلاطون و هرودوت و گزنفون و دیگران نوشته اند علاقه به تجمل نداشت و در زندگی خصوصی از تجمل پرهیز می کرد، ولی می دانست که در تشریفات رسمی باید تجمل داشته باشد تا اینکه آن دسته از مردم که دارای قوه فهم زیاد نیستند تحت تاثیر تجمل وی قرار بگیرند. در آن روز کوروش، از جواهر می درخشید و اسبش هم روپوش مرصع داشت و به سوی معبد "بعل" خدای بزرگ صور می رفت و رسم کوروش این بود که هر زمان به طور رسمی وارد یکی از شهرهای امپراطوری ایران(که سکنه آن بت پرست بودند) می گردید، اول به معبد خدای بزرگ آن شهر می رفت تا اینکه سکنه محلی بدانند که وی کیش و آیین آنها را محترم می شمارد.

در حالی که کوروش سوار بر اسب به سوی معبد می رفت، "ارتب" تیرانداز برجسته فینیقی وسط شاخه های انبوه یک درخت انتظار نزدیک شدن کوروش را می کشید!

در صور، مردم می دانستند که تیر ارتب خطا نمی کند و نیروی مچ و بازوی او هنگام کشیدن زه کمان به قدری زیاد است که وقتی تیر رها شد از فاصله نزدیک، تا انتهای پیکان در بدن فرو می رود. در آن روز ارتب یک تیر سه شعبه را که دارای سه پیکان بود بر کمان نهاده انتظار نزدیک شدن موسس سلسله هخامنشی را می کشید و همین که کوروش نزدیک گردید، گلوی او را هدف ساخت و زه کمان را بعد از کشیدن رها کرد. صدای رها شدن زه، به گوش همه رسید و تمام سرها متوجه درختی شد که ارتب روی یکی از شاخه های آن نشسته بود. در همان لحظه که صدای رها شدن تیر در فضا پیچید، اسب کوروش سر سم رفت. اگر اسب در همان لحظه سر سم نمی رفت تیر سه شعبه به گلوی کوروش اصابت می کرد و او را به قتل می رسانید. کوروش بر اثر سر سم رفتن اسب پیاده شد و افراد گارد جاوید که عقب او بودند وی را احاطه کردند و سینه های خویش را سپر نمودند که مبادا تیر دیگر به سویش پرتاب شود، چون بر اثر شنیدن صدای زه و سفیر عبور تیر، فهمیدند که نسبت به کوروش سوءقصد شده است و بعد از این که وی را سالم دیدند خوشوقت گردیدند، زیرا تصور می نمودند که کوروش به علت آنکه تیر خورده به زمین افتاده است.

در حالی که عده ای از افراد گارد جاوید کوروش را احاطه کردند، عده ای دیگر از آنها درخت را احاطه کردند و ارتب را از آن فرود آوردند و دست هایش را بستند...

کوروش بعد از اینکه از اسم و رسم سوءقصد کننده مطلع گردید گفت که او را نگاه دارند تا اینکه بعد مجازاتش را تعیین نماید و اسب خود را که سبب نجاتش از مرگ شده بود مورد نوازش قرار داد و سوار شد و راه معبد را پبش گرفت و در آن معبد که عمارتی عظیم و دارای هفت طبقه بود مقابل مجسمه بعل به احترام ایستاد. کوروش بعد از مراجعت از معبد، امر کرد که ارتب را نزد او بیاورند و از وی پرسید برای چه به طرف من تیر انداختی و می خواستی مرا به قتل برسانی؟


ارتب جواب داد ای پادشاه چون سربازان تو برادر مرا کشتند من می خواستم انتقام خون برادرم را بگیرم و یقین داشتم که تو را خواهم کشت، زیرا تیر من خطا نمی کند و من یک تیر سه شعبه را به سوی تو رها کردم، ولی همین که تیر من از کمان جدا شد، اسب تو به رو درآمد و اینک می دانم که تو مورد حمایت خدای بعل و سایر خدایان هستی و اگر می دانستم تو از طرف بعل و خدایان دیگر مورد حمایت قرار گرفته ای نسبت به تو سوءقصد نمی کردم و به طرف تو تیر پرتاب نمی نمودم!

کوروش گفت در قانون نوشته شده که اگر کسی سوءقصد کند و سوءقصد کننده به مقصود نرسد دستی که با آن می خواسته سوءقصد نماید باید مقطوع گردد. اما من فکر می کنم که هنگامی که به طرف من تیر انداختی با هر دو دست مبادرت به سوءقصد کردی و با یک دست کمان را نگاه داشتی و با دست دیگر زه را کشیدی. ارتب گفت همین طور است. کوروش گفت هر دو دست در سوءقصد گناهکار است و من اگر بخواهم تو را مجازات نمایم باید دستور بدهم که دو دستت را قطع نمایند ولی اگر دو دستت قطع شود دیگر نخواهی توانست نان خود را تحصیل نمایی، این است که من از مجازات تو صرفنظر می کنم.

ارتب که نمی توانست باور کند پادشاه ایران از مجازاتش گذشته، گفت ای
پادشاه آیا مرا به قتل نخواهی رساند؟ کوروش گفت : نه. ارتب گفت ای پادشاه آیا تو دست های مرا نخواهی برید؟ کوروش گفت: نه. ارتب گفت من شنیده بودم که تو هیچ جنایت را بدون مجازات نمی گذاری و اگر یکی از اتباع تو را به قتل برسانند، به طور حتم قاتل را خواهی کشت و اگر او را مجروح نمایند ضارب را به قصاص خواهی رسانید. کوروش گفت همین طور است. ارتب پرسید پس چرا از مجازات من صرفنظر کرده ای در صورتی که من می خواستم خودت را به قتل برسانم؟ پادشاه ایران گفت: برای اینکه من می توانم از حق خود صرفنظر کنم، ولی نمی توانم از حق یکی از اتباع خود صرفنظر نمایم چون در آن صورت مردی ستمگر خواهم شد.

ارتب گفت به راستی که بزرگی و پادشاهی به تو برازنده است و من از امروز به بعد آرزویی ندارم جز این که به تو خدمت کنم و بتوانم به وسیله خدمات خود واقعه امروز را جبران نمایم. کوروش گفت من می گویم تو را وارد خدمت کنند.

از آن روز به بعد ارتب در سفر و حضر پیوسته با کوروش بود و می خواست که فرصتی به دست آورد و جان خود را در راه کوروش فدا نماید ولی آن را به دست نمی آورد. در آخرین جنگ کوروش که جنگ او با قبایل مسقند بود نیز ارتب حضور داشت و کنار کوروش می جنگید و بعد از آنکه موسس سلسله هخامنشی(کوروش بزرگ) به قتل رسید، ارتب بود که با ابراز شهامت زیاد جسد کوروش را از میدان جنگ بدر برد و اگر دلیری او به کار نمی افتاد شاید جسد موسس سلسله هخامنشی از مسقند خارج نمی شد و آنها نسبت به آن جسد بی احترامی می کردند، ولی ارتب جسد را از میدان جنگ بدر برد و با جنازه کوروش به پاسارگاد رفت و روزی که جسد کوروش در قبرستان گذاشته شد، کنار قبر با کارد از بالای سینه تا زیر شکم خود را شکافت و افتاد و قبل از اینکه جان بسپارد گفت : بعد از کوروش زندگی برای من ارزش ندارد.

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی پادشاهی انسان دوست بود و از صفات و خدمات او بخشندگی‌، بنیان گذاری حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و... شناخته شده‌ است.
خیر نقر روی آن جدید است

اسطورهای ایرانی همیشه زنده اند آرش کماندار

(روستای فیال زادگاه آرش کمانگیر).آرش کمانگیر قهرمان بزرگ ایرانی در روستای فیال بروجرد متولد شده است. در بالای این روستا خرابه‌هایی وجود دارد که به شهر باستانی گوراب یا فیال اولیه مشهور می‌باشد و تاریخ نویسان این مکان را زادگاه آرش کمانگیر می دانند. تندیسی از آرش کمانگیر بر روی تپه چغای بروجرد در نزدیکی روستای فیال نصب شده است. (در بالای روستای فیال خرابه‌هایی وجود دارد که مربوط به شهر باستانی گوراب یا فیال اولیه می‌باشد که زاد گاه آرش کمان گیر می‌باشد. این منطقه در بین اهالی کنونی به شهر خرابه معروف است) نویسندهٔ کتاب آرش کمانگیر، آرش را بروگردی نوشته است.او نیز از اوستا نامهٔ زرتشت گرفته است و می‌گویند در آثار الباقه بیرونی نیز آرش را بروگردی نوشته‌اند. محققان فرنگ ویس و رامین عاشق و معشوق افسانه‌ای ایران باستان را از مردم شهر گوراب که در جنوب فیال ویروگرد می‌باشد دانسته‌اند. ویرو ازشاهزادگان اشکانی بوده که در حدود نهاوند حکومت داشته است و در بنای بروجرد سهیم بوده است(بروجردیا ویروگرد=شهری که توسط ویرو ساخته شده)بروجرد-ویروگرد-وروگرد-ورو یرد-دیگرنامهای این سرزمین است
فیال درلغت به معنی=سرزمینی که نخستین بار درآن کشت شودبرخی معتقدند ممکن است نخستین بارسکونت درناحیه بروجرداز این منطقه آغازشده باشد

اسطورهای ایرانی همیشه زنده اند

هما در اسطوره‌های ایرانی جایگاه مهمی دارد و معروف است که سایه‌اش بر سر هر کس بیافتد به سعادت و کامرانی خواهد رسید به همین دلیل به مرغ سعادت معروف شده‌است. در افسانه‌های ایران مثل ققنوس در اساطیر مصر و یونان صاحب کرامت است. هما در ادبیات ایران به عنوان نماد سعادت است و برعکس تازیان که آموختند جغد نماد شوم است البته هما می‌تواند پرنده‌ای افسانه‌ای و اساطیری باشد.نقش این پرنده در کنده کاریها و برخی از سر ستون های پارسه نیز پیداست. هواپیمایی ملی ایران با بکارگیری ایهام نام هما و نیز نماد هما به بهترین شکل چه به در تعبیر پرنده سعادت و چه در استفاده از حروف کوتاه شده برای نامش این باور فرهنگ عامه را با فعالیت تجاری خود پیوند زده بود. در نشان کنونی باشگاه فوتبال پرسپولیس هم نمادی از سر این پرنده به کار گرفته شده است.

«همای گو مفکن سایه ٔ شرف هرگز/بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد»
حافظ

کوشک اردشیر

کوشک اردشیر
.

با توجه به شواهد و بقایای مخروبه بناهای باقیمانده در دشت پُشت پَر (بُزپَز یا بسپر) ، شهری بزرگ با معماری خاص زمان ساسانیان قرار داشته و احتمالا با شهرهای واقع در مسیر فیروزآباد به بیشابور در ارتباط بوده است.  مشهود ترین نمونه از بقایای این شهر باستانی، بقایای بنایی ساخته شده از قلوه سنگ در فاصله حدود ۷۸۰ متری جنوب شرق گور دختر است که به کوشک اردشیر ساسانی معروف میباشد.
.

این بنا با قلوه سنگ و با استفاده از ملات ساروج ساخته شده است. بقایای ساختمان در حال حاضر به شکلی شبیه به مستطیل در جهت جنوب شرقی به شمال غربی قرار گرفته و با احتمال زیاد ورودی اصلی آن در سمت شمال شرق قرار داشته است. البته با توجه به پیش آمدگی ایوان شمال شرقی ساختمان، بقایای ایوان جنوب غربی و رعایت اصل قرینه سازی در بناهای مشابه دوران ساسانی، این بنا به احتمال قوی دارای پلانی صلیب شکل بوده است.
.

عمده ترین عناصر باقیمانده و قابل تشخیص این بنا در حال حاضر، دو ایوان بلند با طاقهای گنبدی در جهات شمال شرقی و جنوب غربی میباشند که شباهت زیادی به ایوانهای کاخ فیروزآباد فارس البته در مقیاسی کوچکتر دارند. البته به نظر میرسد ایوان شمال شرقی در اصل بقایای تالاری با سقف گنبدی بلندی باشد. چند اطاق با سقف هلالی نیز در اطراف این ایوانها قابل تشخیص است ولی سالم ترین قسمت بنا یک راهرو طولانی و سرتاسری در طول ساختمان و از جنوب شرق تا شمال غرب بنا میباشد که سقف هلالی آن ارتفاعی در جدود ۶ متر دارد. تزئینات این بنا شباهت زیادی به تزئینات کاخ فیروزآباد فارس دارد بخصوص  دندانه موشيها و گوشواره هاي باقیمانده ایوان شمال شرقی که کاملا یادآور کاخ فیروز آباد است.
همچنین بر بالای قسمت جنوب شرقی بنا ستونی از قلوه سنگ به شکل یک مناره قرار دارد که کاربرد آن مشخص نیست ولی احتمال داده میشود که جهت نگهبانی و یا قرار دادن روشنایی جهت راهنمایی در شب بوده باشد
.
در حال حاضر حفاظت خاصی از این بنا به عمل نمی آید به گونه ای که زمینهای کشاورزی تا چند متری آن پیش رفته و هر ساله شخم زده میشوند. همچنین نفوذ آب باران و رویش گیاهان نیز باعث تسریع در تخریب این بنا میباشند. رسوبات و فضولات حیوانی به ارتفاع چند متر از کف این بنا در قسمتهای مختلف را پوشانده اند خصوصا در اطاقها و ایوان ضلع جنوب غربی که تا فاصله کمی از سقف پر شده است.

زندان سلیمان

🎗🔍زندان سلیمان نام کوهی مخروطی‌شکل و میان تهی که در سه کیلومتری غرب تخت سلیمان قرار دارد. این کوه هزاران سال پیش، بر اثر رسوب کانی‌های آب دریاچهٔ آن به وجود آمده‌است. ارتفاع این کوه از زمین مجاور خود ۹۷ تا ۱۰۷ متر می‌باشد و بر فراز آن گودال عمیقی در حدود ۸۰ متر دیده می‌شود که قطر دهانه آن به طور تقریب ۶۵ متر است.

این کوه در زمان مانایی‌ها ـ ۸۳۰ تا ۶۶۰ پ. م. ـ نیایشگاه بوده‌ است. در اطراف کوه زندان سلیمان چشمه‌های آب گرم گوگردی متعددی دیده می‌شود که دارای خاصیت درمانی متعدد می‌باشد.

زندان سليمان که تپه‌ای است به ارتفاع يکصد متر از سطح زمين، و مخروطی شکل، زمان ساسانيان محل قربانی و نيايش موبدان زرتشتی بوده و البته بقايای بناهای دور مخروط زندان سليمان، نشانگر اهميت اين محل مقدس می‌باشد. موبدان پس از نيايش در محل و استفاده از برسم، حيوان در نظر گرفته شده را برای قربانی کردن به جايگاه مخصوص می‌بردند تا نذر آتشکده کنند. احتمالاً دوهزار سال پيش مخروطی که امـروز خالی از آب است و در دهانه تپه قرار دارد، پر از آب بوده و بقايای آب‌ انبارهای اطراف مخروط، نشانگر غيرقابل استفاده بودن آب اين دهانه و درياچه درون آن است؛ اما به مرور زمان و بر اثر حجم رسوبات و فرو ريختن به دهانه، شکاف‌های اين درياچه که در عمق ۱۰۰ متری قرار داشتند، بسته شده و مخروط خشک شده است.

اهالی محل این کوه زیبا را بنام زندان سلیمان یا زندان دیو می‌شناسند و معتقدند که حضرت‌سلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی می‌کردند در این کوه زندانی می‌کرده‌ است. این نام نیز به واقعیت و با توجه به نسبت دادن محل به حضرت سلیمان بر این کوه گذارده شده‌است.

 

راز درخت گز

درخت گز :
درخت گز به طور کلی در مناطق گرمسیر رشد بهتر و دوام و ماندگاری بیشتری دارد . از خانواده میخک هاست . دلیل عمر طولانی آن ( گاهی هزار سال و بیشتر ) ریشه ها و دسترسی ریشه ها به آبهاست .

شکل ظاهری : همه انواع درخت گز دارای برگهای سوزنی و باریک و به هم فشرده اند . شاخه های این درخت از ارتفاع پایین شروع شده و دست انسان به شاخه های پایین آن به راحتی می رسد و بلند ترین آنها درخت گز شاهی یا شاهنشاهی است که تا پانزده متر هم میرسد .

چند نوع درخت گز در ایران وجود دارد که در شیراز و شمال کشور و خوانسار از انواع آن است .

برگ درخت گز شور است و معمولا غیر از شتر حیوان دیگری از آن تغذیه نمیکند .

درخت گز یکی از علایم پر کاربرد در دفینه یابی است دلیل آن هم استقامت و طول عمر آن است .

اگر دو یا سه درخت گز در کنار چشمه ای باشد و در نزدیکی قبرستان یا سکونتگاه قدیمی باشد احتمال قرار گرفتن دفینه در آن منطقه زیاد است .

به طور معمول دفینه های با علامت درخت گز ، یک سربار در عمق کم دارند .

اگر سه درخت گز با شرایط فوق باشد معمولا نیمساز وسط در عمق کم محل دفینه است و اگر دو درخت گز در روبروی هم با فاصله کمتر از 10 گز یا ده پانزده متر باشد دفینه در فاصله یک متری ( یک گز ) درخت جنوبی( بین دو درخت ) است . درختی که نسبت به دیگری به جنوب نزدیکتر است درخت هدف است این دفینه ها مربوط به اوایل دوره اسلامی است و معمولا عدد ثابتی دارد و تعداد سکه ها به یکصد و سی عدد می رسند . البته مشروط به اینکه نشانه دیگری نباشد.