تل ابلیس یکی از معروفترین تل های ایران

تل ابلیس:

تل ابلیس در دشت بردسیر در ۸۰ کیلومتری جنوب غربی شهر کرمان واقع گردیده‌است.آثار باستانی تل ابلیس این منطقه در هفت لایه شکل گرفته است. که قدیمی ترین و عمیق ترین آن اواخر هزاره پنجم قبل از میلاد و متاخرترین لایه های باستانی تل ابلیس هم مربوط به هزاره دوم قبل از میلاد می باشد.

در فصل اول کاوش های آن “کلدول” هفت لایه مشخص کرد که شامل آثار بسیار متنوعی بودند سفال های منحصر بفرد ابلیس از هرطبقه قابل مقایسه با سفال های همعصر خود در نواحی مجاور بودند آزمایش های کربن ۱۴ قدمت هر طبقه از نوع سفال را هم تائید نمود. سفال های مکشوفه از عمیقترین لایه این تپه نخودی رنگ و متعلق به هزاره دوم قبل از میلاد بودند.سفال های نخودی مکشوفه در تل ابلیس تاریخی بین هزاره پنجم تا چهارم قبل از میلاد را تائید کرد. در فصل دوم کاوش های باستان شناختی که در پائیز سال ۱۳۴۵ انجام شد چند تراشه برای کشف و دسترسی به معماری آغاز گردید اجاق های مکشوفه و کوره های آن که از خشت خام ساخته شده بودند نوید بخش تحول بزرگی در معماری ابلیس بودند .در تل ابلیس کوره های برای ذوب مس وجود داشته.همچنین اشیای سنگی مانند هاون کاسه،انواع ساینده، سنگ ساب تبر سنگی،پیکرک سنگی و ابزارهای سنگی در این تپه از دل خاک بیرون‌آورده شد. همچنین اشیای استخوانی،صدفی وگلی متعدد،اشیای فلزی مسی و انواع اجسام گلی از این تپه بدست آمده است.طبق شواهد بدست آمده صنعت فلزکاری در هزاره پنجم قبل از میلاد در این منطقه از پیشرفت زیادی برخوردار و به طرز وسیعی رایج بوده‌است. آنچه فلزکاری ابلیس را بی نظیر می‌سازد، روش فلزگدازی و در درجه حرارت کم و بیش کنترل شده‌ای انجام می‌گرفته‌است.افراد ساکن این تپه در هزاره پنج پ م در خانه هایی با بیش از یک اتاق که با خشت دست ساز ساخته میشد زندگی میکردند.کشاورزی و دامداری کار آنها بود.زیر یکى‌ از اتاقهای‌ خانه‌ای‌ مسکونى‌ در تل‌ ابلیس‌، بقایای‌ اسکلت‌ مرد بالغى‌ قرار داشت‌. همراه‌ این‌ اسکلت‌، یک‌ لیوان‌ سنگى‌ نیز به‌ دست‌ آمد که‌ نشان‌ دهندة عقاید مذهبى‌ ساکنان‌ آنجا بوده‌ است‌. از وضع‌ این‌ اتاق‌ و ارتباط آن‌ با بقیة اتاقها، معلوم‌ شد که‌ این‌ محل‌ عمداً برای‌ دفن‌ جسد ساخته‌ شده‌ بود. به‌ این‌ ترتیب‌، قبرهای‌ ساکنان‌ تل‌ ابلیس‌ در داخل‌ دهکده‌ و در اتاق‌ خانه‌ها قرار داشته‌ است‌. به‌ نظر کالدول‌، اهالى‌ تل‌ ابلیس‌ با مرودشت‌ فارس‌ و سپس‌ با بخشهای‌ مرکزی‌تر فلات‌ مرکزی‌ ایران‌ ارتباط فرهنگى‌ داشتند و در دوره‌های‌ بعدی‌، همین‌ رابطه‌ را با بین‌النهرین‌ نیز برقرار کردند. دکتر سرفراز که کاوش های باستانی در تل ابلیس را ادامه داد تاریخ هزاره پنجم قبل از میلاد را پذیرفته است.

آتشکده خانه دیو

آتشکده خانه دیو:

خانه دیو یک آتشکده و از بناهای معماری (احتمالا دوران ساسانیان) در روستای فشتنق سبزوار است. از این محل از دوران ساسانی تا دورهٔ سلجوقی استفاده می‌شده و کاربردی آیینی داشته‌است. نحوهٔ تاق زدن آتشکدهٔ سبزوار در نوع خود منحصر به‌ فرد است که پلان آن با پلان آتشکدهٔ تخت سلیمان در آذربایجان قابل مقایسه‌ است. این بنا از بناهای جالب در روستای فشتنق است و به عبارت دیگر دیو خانه که چندی پیش باستانشناسان ایرانی با لهستانی‌ها استقرارهای ساسانی را در سبزوار بررسی کردند.

بررسی، گمانه‌زنی و نقشه‌برداری بقایای معماری در چهارتاقی سبزوار «دیوخانه» با همکاری دو هیات ایرانی و لهستانی در روستای فشتنق سبزوار آغاز شده‌است. براساس شواهد، نشانه‌ای از آتش‌دان و تالار طواف از نظر ساخت معماری در این مکان کشف شده‌اند.

چارتاقی «خانه دیو» یکی دیگر از چارتاقی‌های منفرد ایران است که در کوهستان‌های دورافتاده شمال غربی سبزوار در استان خراسان و بر قلهٔ صخره‌ای سخت و صعب‌العبور جای دارد. دستیابی به چارتاقی، پس از ساعت‌ها پیاده‌روی و کوه‌پیمایی ممکن می‌شود و اکنون برای صعود از صخرهٔ حامل چارتاقی، از میلهٔ نقاله‌های بالابر که برای حمل مصالح ساختمانی برپا شده‌اند، کمک گرفته می‌شود.

چارتاقی خانه دیو یکی دیگر از نمونه‌های چارتاقی‌های منفرد در ایران با شکل متقارن چهار وجهی است. بنا از چهار پایه با چهار تاق تشکیل شده که گنبدی به واسطه چهار فیلپوش بر روی آنها ساخته شده است. این گنبد و بخش‌های وسیعی از پایه‌ها و تاق‌ها به مرور زمان تخریب شده‌اند. چهار سوی بنا به مانند دیگر چارتاقی‌های منفرد ایران، چشم‌اندازی باز و بدون هیچگونه در یا پنجره و مانعی است.

مختصات چارتاقی عبارت است از ۳۶ درجه و ۲۰ دقیقه شمالی، ۵۷ درجه و ۲۱ دقیقه شرقی و محور بنا با چهار جهت اصلی به اندازه ۲۲ درجه میل غربی دارد. ویژگی‌های کالبدی و خصوصیات معماری و سازه بنا نشان می‌دهد که هم عصر با دیگر چارتاقی‌های منفرد ایران است و قدمتی در حدود ۲۰۰۰ سال دارد. بنا را می‌توان به اواخر دوره پارتی (اشکانی) و به احتمال کمتر به اوایل دوره ساسانی منسوب کرد.

خانه دیو نیز همچون دیگر چارتاقی‌های منفرد ایران و از جمله چارتاقی مشهور نیاسر، ملاحظات تقویمی و تناسب با نقاط طلوع خورشید به هنگام اعتدالین و نیز انقلاب‌های تابستانی و زمستانی بکار بسته شده است. محور و ساختار بنا و نسبت اندازه طول پایه‌ها به فاصله میان آنها و زاویه‌های منتج شده از آن با توجه به ارتفاع افق محلی به گونه‌ای است که در هنگام‌‌هایی از سال، پرتوهای خورشید در راستاهای سنجیده شده‌‌ای از بنا می‌تابند و از روزنه‌های میان پایه‌ها دیده می‌شوند.

در اعتدال بهاری و پاییزی یعنی در نوروز و مهرگان باستانی (آغاز ماه مهر) پرتوهای خورشید بامدادی در امتداد قطر بنا می‌تابند و از دو روزنه دیده می‌شوند

طلوع خورشید در انقلاب تابستانی در امتداد روزنه تشکیل شده میان گوشه‌، در حالیکه در انقاب زمستانی نیز پرتوهای خورشید بامدادی در امتداد روزنه دیگر قابل مشاهده است

عده‌ای گمان برده‌اند که چارتاقی خانه دیو، همان آتشکده مشهور آذربرزین مهر باشد. اما موقعیت مکانی و دشوار چارتاقی، دوری آن از شهرهای امروزی یا باستانی، و نیز وسعت بسیار اندک محوطه آن، حتی امکان تصور چنین پنداری را هم نمی‌دهد. به ویژه که در چندین فصل از کاوش‌های باستان‌شناختی که انجام شده، هیچگونه آثار و بقایایی از آتش و آتشکده شناسایی نشده است. از آنجا که بناهای مقدس، همواره مقدس می‌مانند و از بین نمی‌روند، مکان این آتشکده و یا هرگونه بنای مقدس دیگری را می‌باید در بناهای مقدس بزرگ امروزی جستجو کرد

کاخهای سه گانه هخامنشیان

کاخ هخامنشی چرخاب:  در شهرستان برازجان آثار و بقایای 3 کاخ هخامنشی به نام‌های کاخ چرخاب، کاخ سنگ سیاه (که در بین اهالی به کاخ نظرآقا مشهور است) و کاخ بردک سیاه وجود دارد. محوطه‌های باستانی محل واقع شدن این سه کاخ هم از لحاظ تاریخی دارای ارزش‌های بالایی است و هم بناهای موجود در آنها آثاری ویژه در هنر معماری ایرانیان محسوب می‌شوند. براساس شواهد و اسناد به دست آمده معماری داخلی این 3 کاخ وام گرفته از کاخ بزرگ آپادانا در شوش پایتخت اصلی هخامنشی بوده است. کاخ چرخاب از کاخ‌های زمستانی کوروش هخامنشی بوده و تنها و یا حداقل اصلی‌ترین سند معماری است که ثابت می‌کند خلیج فارس از دوران باستان متعلق به ایرانیان است. همچنین در این محوطه باستانی یک لوح تاریخی به خط پارسی باستان در رابطه با کنترل هخامنشیان بر خلیج فارس کشف شده که بهترین سند در این باره است. این بنا که از لحاظ ارزش‌های باستانشناسی همسطح با تخت جمشید و پاسارگاد است در نزدیکی برازجان در استان بوشهر و به فاصله 20 کیلومتری از دریای خلیج فارس بدون محافظت و هیچگونه نگهداری رها شده است این محوطه باستانی و بی نظیر هم از لحاظ تاریخی واجد ارزش‌های بالایی است و هم یک بنای فوق‌العاده در هنر معماری ایرانیان است. کاخ چرخاب جزو کاخ‌های زمستانی امپراتوری بزرگ هخامنشی محسوب می‌شده است. کاخ چرخاب نیز کاخ ناقصی است که هرگز مسکونی نشد و کاوش‌های باستان‌شناسی در آن نشان می‌دهد ساخت این کاخ بزرگ به فرمان کوروش کبیر بوده و احتمالا با مرگ وی نیز متوقف شده است. بخشی از دروازه شاهی این کاخ که ناتمام مانده برخلاف تالار اصلی با لعابی از جنس سیلیس کف سازی شده است. 10 پایه ستون کوچک تالار اصلی کاخ کوروش در چرخاب برازجان در جریان عملیات پاکسازی این محوطه به دست آمد که شبیه پایه ستون‌های پاسارگاد طراحی شده است. مهم‌ترین ویژگی‌ این کاخ، تکنیک ساخت پایه ستون‌های سنگی مکعب شکلی است که به طریق دقیق و ظریفی تراش و صیقل داده شده به گونه‌ای که در اتصال سنگ‌ها، از هیچ نوع ملاط یا وسیله دیگری استفاده نشده است. این پایه ستون‌ها با شالی‌های بسیار زیبا مجموعه‌ای ناقص هستند و تنها 4 سرستون آن‌ها سالم باقی مانده است و در دروازه شاهی نصب شده‌اند، بخشی از کاخ نیمه ساخته کوروش هخامنشی است که پس از مرگ وی ساخت این کاخ متوقف شده است. فاصله هر یک از پایه ستون‌ها از یکدیگر حدود 2 متر است و بخشی از این بقایا به واسطه وجود سازه آبی‌ که همزمان با کشف این پایه ستون‌ها کشف شده آسیب دیده و آب باعث فرسایش بعضی از نقاط این ستون‌ها شده است. به عقیده کارشناسان روش صیقل سنگ و اتصال آنها و نحوه استفاده از ترکیب رنگ، عایق‌بندی و مقاوم سازی در این سازه هخامنشی حتی در تخت جمشید و پاسارگاد هم مشاهده شده است. موضوع مهم دیگر در معماری و زیبایی شناسی در این کاخ، انتخاب و تنوع رنگ در ستون‌هاست که برای اولین بار در محوطه‌های سنگی هخامنشی دیده می شود. بنابر اطلاعات باستان‌شناسی این کاخ معاصر با پاسارگاد و تخت جمشید بوده است اما از دو اثر سنگی یاد شده در تراش ستون‌ها، به رنگ سنگی که ستون از آن تراش خورده اکتفا شده است در حالی که در این کاخ تکنیک صیقل و تراش سنگ‌ها این امکان را به هنرمند داده است که از سنگ‌هایی با دو رنگ متفاوت سیاه و سفید استفاده کند. کاخ کوروش هخامنشی در چرخاب بوشهر، تنها نمونه از معماری این عصر است که در بنای آن هم از سنگ استفاده شده و هم از آجر. استفاده از لعاب سلیس روی کف بنا نیز از دیگر موضوعات جالب توجه در این کاخ است که به عنوان اندود کف به کار گرفته شده و از نظر رنگ و جنس و روش ساخت موضوع قابل تاملی است به طوریکه بخشی از دروازه شاهی این کاخ که ناتمام مانده، برخلاف تالار اصلی، با لعابی از جنس سیلس، کف سازی شده است. 

تومولوس ها در ایران

با سلام بدوستان گلم با اینکه قبلا در مورد تومولوسها در ایران مطالب نوشته بودم . باز دوستان سوالاتی داشتند در مورد تومولوسها که مطالب ذیل را دوباره برای یادآوری نگارش کردم . حق نگهدارتان 

ارادتمند همه پویا

تومولوس=====
مزاری که برای پادشاه و خانواده پادشاه بوده و اتاقیست که اول بر روزی زمین یا کمی پایین تر از سطح زمین بنا می شود و سپس با توده ای از خاک و یا تپه ای که از سنگ تشکیل شده ، پوشیده می شود . این مزار ها از طرف معماران روز ساخته می شد .

نباید با نگاه به ظاهر بیرونی آن گول خورد ، زیرا معمولا معماری عظیمی را در درونشان حفاظت می کنند. پادشاه و یا افرادی که از خانواده پادشاه می مردند ، با اشیایی که استفاده می کردند و هدیه هایی که دریافت میکردند، در اتاقهایی ساروجی یا سنگی و یا چوبی ساخته میشد و به همراه جسد دفن می شدند .

بلندی تومولوس، و زیبایی معماری آن با توجه به ثروت و ارزش فرد مرده ، متغیر می باشد، آنها که ارتفاع بلندتری دارند، برای پادشاهان و حکام ثروتمندتری می باشد.

این بناها همیشه دارای ارتفاعاتی با ضرایب 9 ، مثل 9 ، 18 ، 27 ، 36 متر می باشند.

البته بايد در نظر داشت كه فرسايش و نيز گاهي اوقات سازه هايي كه در سالهاي پس از آن بر روي تپه ساخته مي شده است نيز مي تواند ارتفاع را تا دو متر بيشتر و يا كمتر بنمايد.

تومولوس ها تپه های ساختگی می باشند و علیرغم اینه شبیه به تپه های کوچک دست ساز می باشند ولی با توجه به ویژگی هایشان ، از تپه های کوچک دست ساز متمایز می باشند، مشخص ترین ویژگی آنها این است که به شکل قیف وارونه می باشند.
@Ganjhaaa ورودی
اگر از دور و نزدیک به تومولوس دقت شود، همیشه ساختگی بودنش کاملا مشخص می باشد. البته معماری درون و بیرون تومولوس ، با توجه به ارزش و قدرت فرد مرده و موقعیت جغرافیایی و آیین و رسوم اقوام مختلف، تغییر می کند و استاندارد مشخصی ندارد .

برای اینکه خاک نلغزد و باعث رانش نشود، در موضع پایین دیوارهایی وجود دارد که از سنگهای بزرگی تشکیل شده است.

در تومولوس ها علاوه بر اینکه بر جلوگیری از دستبرد تدابیری در نظر گرفته می شده است، در مکانی ساخته می گشت که از دور دست ها به وضوح دیده بشود.
@Ganjhaaa ورودی
تمام تومولوس ها آنطور که حدس زده می شود ، پر از طلاهای درخشان یا مومیایی و ... نمی باشند. در این گونه مزارها ، اشیایی وجود دارد که انسانهای مرده در طول حیاتشان صاحب آنها بوده اند و بدین ترتیب در بعضی از این مزارها اشیایی ناچیز و در بعضی از آنها بسیار زیاد و ارزشمند وجود دارد.

معمولا در تومولوس های متعلق به زنان، زیورآلات و آویزه های زیادی موجود است و در تومولوس هایی که متعلق به مردان می باشد، وسایل و ابزار جنگ و نبرد بیشتر به چشم می خورد.

ضمنا تومولوس ها جزو مناطق و محوطه های حفاظت شده تلقی می گردند و حفاری آنها با توجه به قوانین کشورمان ممنوع می باشد.

حکایت ارامگاه کوروش بزرگ مرد ایران

پاسارگاد،آرامگاه کوروش


پاسارگاد،آرامگاه کوروش بزرگ،قبر کوروش کبیر،کاخ کوروش،دژحفاظتی پاسارگاد،پاسارگاد کجاست،زندان سلیمان، او كه هویت نخستین و ریشه های استوار خویش را باز نشناسد، آینده ای استوار نخواهد داشت ، و انسان بی آینده ، سرانجام به هر یوغی گردن خواهد نهاد.
کوروش بزرگ


پاسارگاد مجموعهای از آثار باستانی برجایمانده از دوران هخامنشی است که در 70 کیلومتری شمال مرودشت در منطقه پاسارگاد استان فارس واقع شدهاست.
این مجموعه ازآثاری چون :
کاخ دروازه
کاخ بار عام
کاخ اختصاصی
دو کوشک
آبنماهای باغ شاهی
آرامگاه کمبوجیه
استحکامات دفاعی تل تخت
آرامگاه کوروش بزرگ
محوطه مقدس
تنگه بلاغی تشکیل شده است.
خاندان پارس، که به رهبری کوروش بزرگ (که از529 تا559 پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال 550 پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند و، کوروش بزرگ این منطقه را به پایتختی انتخاب کردمحوطه اصلی شهر پاسارگاد160 هکتار توسط یک منطقه طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شدهاست (حدوداً 7127 هکتار).


مهمترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد آرامگاه کوروش بزرگ است که چون گوهری در میان دشت خودنمایی میکند. حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شدهاست. بنای آرامگاه میان باغهای سلطنتی قرار داشته و از سنگهای عظیم ، که درازای بعضی آنها به هفت متر میرسد،ساخته شدهاست. تخته سنگهای آرامگاه با بستهای فلزی، به هم پیوسته بودهاست.که بعدها آنها را کنده و بردهاند و اکنون جایشان به صورت حفرههایی دیده میشود که بیشترشان را تعمیر کردهاند. بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد، یکی سکویی ۶ پلهای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است و دیگری اطاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر میرسد. پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی تشکیل شدهاست، که از آنها اولی به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد آخری ۵۷٫۵ سانتی متر هستند. ارتفاع کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است.این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفتهاست. خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. پس از کشته شدن کوروش بزرگ در جنگ با ساکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. در حمله اسکندر مقدونی، یک شخص مقدونهای در این آرامگاه را شکسته و اشیای آن را تاراج کرده و کالبد را گزند رسانده بود. در شیب سقف آرامگاه دو حفرهٔ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگها و کم کردن از بار سقف ایجاد شدهاست و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانستهاند. آرامگاه کوروش در همه ادوارمقدس به شمار میآمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود.



کوروش بزرگ مرد تاریخ ایران

روزی که کوروش وارد شهر صور شد یکی از برجسته ترین کمانداران سرزمین فینیقیه (که صور از شهرهای آن بود) تصمیم گرفت که کوروش را به قتل برساند. آن مرد به اسم "ارتب" خوانده می شد و برادرش در یکی از جنگ ها به دست سربازان کوروش به قتل رسیده بود. کوروش در آن روز به طور رسمی وارد صور شده بود و پیشاپیش او، به رسم آن زمان ارابه آفتاب را به حرکت در می آوردند و ارابه آفتاب حامل شکل خورشید بود و شانزده اسب سفید رنگ که چهار به چهار به ارابه بسته بودند آن را می کشید و مردم از تماشای زینت اسب ها سیر نمی شدند ...


هیچ کس سوار ارابه آفتاب نمی شد و حتی خود کوروش هم قدم در ارابه نمی گذاشت و بعد از ارابه آفتاب کوروش سوار بر اسب می آمد. از آنجا که پادشاه ایران ریش بلند داشت و در اعیاد و روزهای مراسم رسمی، موی ریش و سرش را مجعد می کردند و با جواهر می آراستند. کوروش به طوری که افلاطون و هرودوت و گزنفون و دیگران نوشته اند علاقه به تجمل نداشت و در زندگی خصوصی از تجمل پرهیز می کرد، ولی می دانست که در تشریفات رسمی باید تجمل داشته باشد تا اینکه آن دسته از مردم که دارای قوه فهم زیاد نیستند تحت تاثیر تجمل وی قرار بگیرند. در آن روز کوروش، از جواهر می درخشید و اسبش هم روپوش مرصع داشت و به سوی معبد "بعل" خدای بزرگ صور می رفت و رسم کوروش این بود که هر زمان به طور رسمی وارد یکی از شهرهای امپراطوری ایران(که سکنه آن بت پرست بودند) می گردید، اول به معبد خدای بزرگ آن شهر می رفت تا اینکه سکنه محلی بدانند که وی کیش و آیین آنها را محترم می شمارد.

در حالی که کوروش سوار بر اسب به سوی معبد می رفت، "ارتب" تیرانداز برجسته فینیقی وسط شاخه های انبوه یک درخت انتظار نزدیک شدن کوروش را می کشید!

در صور، مردم می دانستند که تیر ارتب خطا نمی کند و نیروی مچ و بازوی او هنگام کشیدن زه کمان به قدری زیاد است که وقتی تیر رها شد از فاصله نزدیک، تا انتهای پیکان در بدن فرو می رود. در آن روز ارتب یک تیر سه شعبه را که دارای سه پیکان بود بر کمان نهاده انتظار نزدیک شدن موسس سلسله هخامنشی را می کشید و همین که کوروش نزدیک گردید، گلوی او را هدف ساخت و زه کمان را بعد از کشیدن رها کرد. صدای رها شدن زه، به گوش همه رسید و تمام سرها متوجه درختی شد که ارتب روی یکی از شاخه های آن نشسته بود. در همان لحظه که صدای رها شدن تیر در فضا پیچید، اسب کوروش سر سم رفت. اگر اسب در همان لحظه سر سم نمی رفت تیر سه شعبه به گلوی کوروش اصابت می کرد و او را به قتل می رسانید. کوروش بر اثر سر سم رفتن اسب پیاده شد و افراد گارد جاوید که عقب او بودند وی را احاطه کردند و سینه های خویش را سپر نمودند که مبادا تیر دیگر به سویش پرتاب شود، چون بر اثر شنیدن صدای زه و سفیر عبور تیر، فهمیدند که نسبت به کوروش سوءقصد شده است و بعد از این که وی را سالم دیدند خوشوقت گردیدند، زیرا تصور می نمودند که کوروش به علت آنکه تیر خورده به زمین افتاده است.

در حالی که عده ای از افراد گارد جاوید کوروش را احاطه کردند، عده ای دیگر از آنها درخت را احاطه کردند و ارتب را از آن فرود آوردند و دست هایش را بستند...

کوروش بعد از اینکه از اسم و رسم سوءقصد کننده مطلع گردید گفت که او را نگاه دارند تا اینکه بعد مجازاتش را تعیین نماید و اسب خود را که سبب نجاتش از مرگ شده بود مورد نوازش قرار داد و سوار شد و راه معبد را پبش گرفت و در آن معبد که عمارتی عظیم و دارای هفت طبقه بود مقابل مجسمه بعل به احترام ایستاد. کوروش بعد از مراجعت از معبد، امر کرد که ارتب را نزد او بیاورند و از وی پرسید برای چه به طرف من تیر انداختی و می خواستی مرا به قتل برسانی؟


ارتب جواب داد ای پادشاه چون سربازان تو برادر مرا کشتند من می خواستم انتقام خون برادرم را بگیرم و یقین داشتم که تو را خواهم کشت، زیرا تیر من خطا نمی کند و من یک تیر سه شعبه را به سوی تو رها کردم، ولی همین که تیر من از کمان جدا شد، اسب تو به رو درآمد و اینک می دانم که تو مورد حمایت خدای بعل و سایر خدایان هستی و اگر می دانستم تو از طرف بعل و خدایان دیگر مورد حمایت قرار گرفته ای نسبت به تو سوءقصد نمی کردم و به طرف تو تیر پرتاب نمی نمودم!

کوروش گفت در قانون نوشته شده که اگر کسی سوءقصد کند و سوءقصد کننده به مقصود نرسد دستی که با آن می خواسته سوءقصد نماید باید مقطوع گردد. اما من فکر می کنم که هنگامی که به طرف من تیر انداختی با هر دو دست مبادرت به سوءقصد کردی و با یک دست کمان را نگاه داشتی و با دست دیگر زه را کشیدی. ارتب گفت همین طور است. کوروش گفت هر دو دست در سوءقصد گناهکار است و من اگر بخواهم تو را مجازات نمایم باید دستور بدهم که دو دستت را قطع نمایند ولی اگر دو دستت قطع شود دیگر نخواهی توانست نان خود را تحصیل نمایی، این است که من از مجازات تو صرفنظر می کنم.

ارتب که نمی توانست باور کند پادشاه ایران از مجازاتش گذشته، گفت ای
پادشاه آیا مرا به قتل نخواهی رساند؟ کوروش گفت : نه. ارتب گفت ای پادشاه آیا تو دست های مرا نخواهی برید؟ کوروش گفت: نه. ارتب گفت من شنیده بودم که تو هیچ جنایت را بدون مجازات نمی گذاری و اگر یکی از اتباع تو را به قتل برسانند، به طور حتم قاتل را خواهی کشت و اگر او را مجروح نمایند ضارب را به قصاص خواهی رسانید. کوروش گفت همین طور است. ارتب پرسید پس چرا از مجازات من صرفنظر کرده ای در صورتی که من می خواستم خودت را به قتل برسانم؟ پادشاه ایران گفت: برای اینکه من می توانم از حق خود صرفنظر کنم، ولی نمی توانم از حق یکی از اتباع خود صرفنظر نمایم چون در آن صورت مردی ستمگر خواهم شد.

ارتب گفت به راستی که بزرگی و پادشاهی به تو برازنده است و من از امروز به بعد آرزویی ندارم جز این که به تو خدمت کنم و بتوانم به وسیله خدمات خود واقعه امروز را جبران نمایم. کوروش گفت من می گویم تو را وارد خدمت کنند.

از آن روز به بعد ارتب در سفر و حضر پیوسته با کوروش بود و می خواست که فرصتی به دست آورد و جان خود را در راه کوروش فدا نماید ولی آن را به دست نمی آورد. در آخرین جنگ کوروش که جنگ او با قبایل مسقند بود نیز ارتب حضور داشت و کنار کوروش می جنگید و بعد از آنکه موسس سلسله هخامنشی(کوروش بزرگ) به قتل رسید، ارتب بود که با ابراز شهامت زیاد جسد کوروش را از میدان جنگ بدر برد و اگر دلیری او به کار نمی افتاد شاید جسد موسس سلسله هخامنشی از مسقند خارج نمی شد و آنها نسبت به آن جسد بی احترامی می کردند، ولی ارتب جسد را از میدان جنگ بدر برد و با جنازه کوروش به پاسارگاد رفت و روزی که جسد کوروش در قبرستان گذاشته شد، کنار قبر با کارد از بالای سینه تا زیر شکم خود را شکافت و افتاد و قبل از اینکه جان بسپارد گفت : بعد از کوروش زندگی برای من ارزش ندارد.

کوروش بزرگ یا کوروش کبیر(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی پادشاهی انسان دوست بود و از صفات و خدمات او بخشندگی‌، بنیان گذاری حقوق بشر، پایه‌گذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و... شناخته شده‌ است.
خیر نقر روی آن جدید است

اسطورهای ایرانی همیشه زنده اند آرش کماندار

(روستای فیال زادگاه آرش کمانگیر).آرش کمانگیر قهرمان بزرگ ایرانی در روستای فیال بروجرد متولد شده است. در بالای این روستا خرابه‌هایی وجود دارد که به شهر باستانی گوراب یا فیال اولیه مشهور می‌باشد و تاریخ نویسان این مکان را زادگاه آرش کمانگیر می دانند. تندیسی از آرش کمانگیر بر روی تپه چغای بروجرد در نزدیکی روستای فیال نصب شده است. (در بالای روستای فیال خرابه‌هایی وجود دارد که مربوط به شهر باستانی گوراب یا فیال اولیه می‌باشد که زاد گاه آرش کمان گیر می‌باشد. این منطقه در بین اهالی کنونی به شهر خرابه معروف است) نویسندهٔ کتاب آرش کمانگیر، آرش را بروگردی نوشته است.او نیز از اوستا نامهٔ زرتشت گرفته است و می‌گویند در آثار الباقه بیرونی نیز آرش را بروگردی نوشته‌اند. محققان فرنگ ویس و رامین عاشق و معشوق افسانه‌ای ایران باستان را از مردم شهر گوراب که در جنوب فیال ویروگرد می‌باشد دانسته‌اند. ویرو ازشاهزادگان اشکانی بوده که در حدود نهاوند حکومت داشته است و در بنای بروجرد سهیم بوده است(بروجردیا ویروگرد=شهری که توسط ویرو ساخته شده)بروجرد-ویروگرد-وروگرد-ورو یرد-دیگرنامهای این سرزمین است
فیال درلغت به معنی=سرزمینی که نخستین بار درآن کشت شودبرخی معتقدند ممکن است نخستین بارسکونت درناحیه بروجرداز این منطقه آغازشده باشد

اسطورهای ایرانی همیشه زنده اند

هما در اسطوره‌های ایرانی جایگاه مهمی دارد و معروف است که سایه‌اش بر سر هر کس بیافتد به سعادت و کامرانی خواهد رسید به همین دلیل به مرغ سعادت معروف شده‌است. در افسانه‌های ایران مثل ققنوس در اساطیر مصر و یونان صاحب کرامت است. هما در ادبیات ایران به عنوان نماد سعادت است و برعکس تازیان که آموختند جغد نماد شوم است البته هما می‌تواند پرنده‌ای افسانه‌ای و اساطیری باشد.نقش این پرنده در کنده کاریها و برخی از سر ستون های پارسه نیز پیداست. هواپیمایی ملی ایران با بکارگیری ایهام نام هما و نیز نماد هما به بهترین شکل چه به در تعبیر پرنده سعادت و چه در استفاده از حروف کوتاه شده برای نامش این باور فرهنگ عامه را با فعالیت تجاری خود پیوند زده بود. در نشان کنونی باشگاه فوتبال پرسپولیس هم نمادی از سر این پرنده به کار گرفته شده است.

«همای گو مفکن سایه ٔ شرف هرگز/بر آن دیار که طوطی کم از زغن باشد»
حافظ

کوشک اردشیر

کوشک اردشیر
.

با توجه به شواهد و بقایای مخروبه بناهای باقیمانده در دشت پُشت پَر (بُزپَز یا بسپر) ، شهری بزرگ با معماری خاص زمان ساسانیان قرار داشته و احتمالا با شهرهای واقع در مسیر فیروزآباد به بیشابور در ارتباط بوده است.  مشهود ترین نمونه از بقایای این شهر باستانی، بقایای بنایی ساخته شده از قلوه سنگ در فاصله حدود ۷۸۰ متری جنوب شرق گور دختر است که به کوشک اردشیر ساسانی معروف میباشد.
.

این بنا با قلوه سنگ و با استفاده از ملات ساروج ساخته شده است. بقایای ساختمان در حال حاضر به شکلی شبیه به مستطیل در جهت جنوب شرقی به شمال غربی قرار گرفته و با احتمال زیاد ورودی اصلی آن در سمت شمال شرق قرار داشته است. البته با توجه به پیش آمدگی ایوان شمال شرقی ساختمان، بقایای ایوان جنوب غربی و رعایت اصل قرینه سازی در بناهای مشابه دوران ساسانی، این بنا به احتمال قوی دارای پلانی صلیب شکل بوده است.
.

عمده ترین عناصر باقیمانده و قابل تشخیص این بنا در حال حاضر، دو ایوان بلند با طاقهای گنبدی در جهات شمال شرقی و جنوب غربی میباشند که شباهت زیادی به ایوانهای کاخ فیروزآباد فارس البته در مقیاسی کوچکتر دارند. البته به نظر میرسد ایوان شمال شرقی در اصل بقایای تالاری با سقف گنبدی بلندی باشد. چند اطاق با سقف هلالی نیز در اطراف این ایوانها قابل تشخیص است ولی سالم ترین قسمت بنا یک راهرو طولانی و سرتاسری در طول ساختمان و از جنوب شرق تا شمال غرب بنا میباشد که سقف هلالی آن ارتفاعی در جدود ۶ متر دارد. تزئینات این بنا شباهت زیادی به تزئینات کاخ فیروزآباد فارس دارد بخصوص  دندانه موشيها و گوشواره هاي باقیمانده ایوان شمال شرقی که کاملا یادآور کاخ فیروز آباد است.
همچنین بر بالای قسمت جنوب شرقی بنا ستونی از قلوه سنگ به شکل یک مناره قرار دارد که کاربرد آن مشخص نیست ولی احتمال داده میشود که جهت نگهبانی و یا قرار دادن روشنایی جهت راهنمایی در شب بوده باشد
.
در حال حاضر حفاظت خاصی از این بنا به عمل نمی آید به گونه ای که زمینهای کشاورزی تا چند متری آن پیش رفته و هر ساله شخم زده میشوند. همچنین نفوذ آب باران و رویش گیاهان نیز باعث تسریع در تخریب این بنا میباشند. رسوبات و فضولات حیوانی به ارتفاع چند متر از کف این بنا در قسمتهای مختلف را پوشانده اند خصوصا در اطاقها و ایوان ضلع جنوب غربی که تا فاصله کمی از سقف پر شده است.

زندان سلیمان

🎗🔍زندان سلیمان نام کوهی مخروطی‌شکل و میان تهی که در سه کیلومتری غرب تخت سلیمان قرار دارد. این کوه هزاران سال پیش، بر اثر رسوب کانی‌های آب دریاچهٔ آن به وجود آمده‌است. ارتفاع این کوه از زمین مجاور خود ۹۷ تا ۱۰۷ متر می‌باشد و بر فراز آن گودال عمیقی در حدود ۸۰ متر دیده می‌شود که قطر دهانه آن به طور تقریب ۶۵ متر است.

این کوه در زمان مانایی‌ها ـ ۸۳۰ تا ۶۶۰ پ. م. ـ نیایشگاه بوده‌ است. در اطراف کوه زندان سلیمان چشمه‌های آب گرم گوگردی متعددی دیده می‌شود که دارای خاصیت درمانی متعدد می‌باشد.

زندان سليمان که تپه‌ای است به ارتفاع يکصد متر از سطح زمين، و مخروطی شکل، زمان ساسانيان محل قربانی و نيايش موبدان زرتشتی بوده و البته بقايای بناهای دور مخروط زندان سليمان، نشانگر اهميت اين محل مقدس می‌باشد. موبدان پس از نيايش در محل و استفاده از برسم، حيوان در نظر گرفته شده را برای قربانی کردن به جايگاه مخصوص می‌بردند تا نذر آتشکده کنند. احتمالاً دوهزار سال پيش مخروطی که امـروز خالی از آب است و در دهانه تپه قرار دارد، پر از آب بوده و بقايای آب‌ انبارهای اطراف مخروط، نشانگر غيرقابل استفاده بودن آب اين دهانه و درياچه درون آن است؛ اما به مرور زمان و بر اثر حجم رسوبات و فرو ريختن به دهانه، شکاف‌های اين درياچه که در عمق ۱۰۰ متری قرار داشتند، بسته شده و مخروط خشک شده است.

اهالی محل این کوه زیبا را بنام زندان سلیمان یا زندان دیو می‌شناسند و معتقدند که حضرت‌سلیمان دیوهایی را که از فرمانش سرپیچی می‌کردند در این کوه زندانی می‌کرده‌ است. این نام نیز به واقعیت و با توجه به نسبت دادن محل به حضرت سلیمان بر این کوه گذارده شده‌است.

 

راز درخت گز

درخت گز :
درخت گز به طور کلی در مناطق گرمسیر رشد بهتر و دوام و ماندگاری بیشتری دارد . از خانواده میخک هاست . دلیل عمر طولانی آن ( گاهی هزار سال و بیشتر ) ریشه ها و دسترسی ریشه ها به آبهاست .

شکل ظاهری : همه انواع درخت گز دارای برگهای سوزنی و باریک و به هم فشرده اند . شاخه های این درخت از ارتفاع پایین شروع شده و دست انسان به شاخه های پایین آن به راحتی می رسد و بلند ترین آنها درخت گز شاهی یا شاهنشاهی است که تا پانزده متر هم میرسد .

چند نوع درخت گز در ایران وجود دارد که در شیراز و شمال کشور و خوانسار از انواع آن است .

برگ درخت گز شور است و معمولا غیر از شتر حیوان دیگری از آن تغذیه نمیکند .

درخت گز یکی از علایم پر کاربرد در دفینه یابی است دلیل آن هم استقامت و طول عمر آن است .

اگر دو یا سه درخت گز در کنار چشمه ای باشد و در نزدیکی قبرستان یا سکونتگاه قدیمی باشد احتمال قرار گرفتن دفینه در آن منطقه زیاد است .

به طور معمول دفینه های با علامت درخت گز ، یک سربار در عمق کم دارند .

اگر سه درخت گز با شرایط فوق باشد معمولا نیمساز وسط در عمق کم محل دفینه است و اگر دو درخت گز در روبروی هم با فاصله کمتر از 10 گز یا ده پانزده متر باشد دفینه در فاصله یک متری ( یک گز ) درخت جنوبی( بین دو درخت ) است . درختی که نسبت به دیگری به جنوب نزدیکتر است درخت هدف است این دفینه ها مربوط به اوایل دوره اسلامی است و معمولا عدد ثابتی دارد و تعداد سکه ها به یکصد و سی عدد می رسند . البته مشروط به اینکه نشانه دیگری نباشد.

راز درخت گز

درخت گز :
درخت گز به طور کلی در مناطق گرمسیر رشد بهتر و دوام و ماندگاری بیشتری دارد . از خانواده میخک هاست . دلیل عمر طولانی آن ( گاهی هزار سال و بیشتر ) ریشه ها و دسترسی ریشه ها به آبهاست .

شکل ظاهری : همه انواع درخت گز دارای برگهای سوزنی و باریک و به هم فشرده اند . شاخه های این درخت از ارتفاع پایین شروع شده و دست انسان به شاخه های پایین آن به راحتی می رسد و بلند ترین آنها درخت گز شاهی یا شاهنشاهی است که تا پانزده متر هم میرسد .

چند نوع درخت گز در ایران وجود دارد که در شیراز و شمال کشور و خوانسار از انواع آن است .

برگ درخت گز شور است و معمولا غیر از شتر حیوان دیگری از آن تغذیه نمیکند .

درخت گز یکی از علایم پر کاربرد در دفینه یابی است دلیل آن هم استقامت و طول عمر آن است .

اگر دو یا سه درخت گز در کنار چشمه ای باشد و در نزدیکی قبرستان یا سکونتگاه قدیمی باشد احتمال قرار گرفتن دفینه در آن منطقه زیاد است .

به طور معمول دفینه های با علامت درخت گز ، یک سربار در عمق کم دارند .

اگر سه درخت گز با شرایط فوق باشد معمولا نیمساز وسط در عمق کم محل دفینه است و اگر دو درخت گز در روبروی هم با فاصله کمتر از 10 گز یا ده پانزده متر باشد دفینه در فاصله یک متری ( یک گز ) درخت جنوبی( بین دو درخت ) است . درختی که نسبت به دیگری به جنوب نزدیکتر است درخت هدف است این دفینه ها مربوط به اوایل دوره اسلامی است و معمولا عدد ثابتی دارد و تعداد سکه ها به یکصد و سی عدد می رسند . البته مشروط به اینکه نشانه دیگری نباشد.

راز درخت گز

درخت گز :
درخت گز به طور کلی در مناطق گرمسیر رشد بهتر و دوام و ماندگاری بیشتری دارد . از خانواده میخک هاست . دلیل عمر طولانی آن ( گاهی هزار سال و بیشتر ) ریشه ها و دسترسی ریشه ها به آبهاست .

شکل ظاهری : همه انواع درخت گز دارای برگهای سوزنی و باریک و به هم فشرده اند . شاخه های این درخت از ارتفاع پایین شروع شده و دست انسان به شاخه های پایین آن به راحتی می رسد و بلند ترین آنها درخت گز شاهی یا شاهنشاهی است که تا پانزده متر هم میرسد .

چند نوع درخت گز در ایران وجود دارد که در شیراز و شمال کشور و خوانسار از انواع آن است .

برگ درخت گز شور است و معمولا غیر از شتر حیوان دیگری از آن تغذیه نمیکند .

درخت گز یکی از علایم پر کاربرد در دفینه یابی است دلیل آن هم استقامت و طول عمر آن است .

اگر دو یا سه درخت گز در کنار چشمه ای باشد و در نزدیکی قبرستان یا سکونتگاه قدیمی باشد احتمال قرار گرفتن دفینه در آن منطقه زیاد است .

به طور معمول دفینه های با علامت درخت گز ، یک سربار در عمق کم دارند .

اگر سه درخت گز با شرایط فوق باشد معمولا نیمساز وسط در عمق کم محل دفینه است و اگر دو درخت گز در روبروی هم با فاصله کمتر از 10 گز یا ده پانزده متر باشد دفینه در فاصله یک متری ( یک گز ) درخت جنوبی( بین دو درخت ) است . درختی که نسبت به دیگری به جنوب نزدیکتر است درخت هدف است این دفینه ها مربوط به اوایل دوره اسلامی است و معمولا عدد ثابتی دارد و تعداد سکه ها به یکصد و سی عدد می رسند . البته مشروط به اینکه نشانه دیگری نباشد.

دفینه درختان کهنسال

دفینه کنار درختان قدیمی :
در دفینه یابی با استفاده از درختان قدیمی سه گونه با اهداف مختلف دفینه گذاری ، رویت شده که بیان میشود و در پایان نیز مکان هدف با توجه به تعداد و نحوه قرارگیری درختان و نوع درخت ( هر منطقه و قومی درخت نشانه خاصی داشتند با گرای خاص ) و چشمه بیان میشود انشالله مثمر ثمر باشد .

دفینه گذاری بر پایه نذر : این نوع دفینه گذاری معمول ترین انواع است و همان شیوه معروف گنج یابی را دارد . معمولا دو درخت قدیمی که معمولا گز ، چنار ، سرو آزاد ویا توت در کنار چشمه ای با فاصله اکثرا هفت گز به دلیل تقدس عدد هفت ، قرار دارند . و اگر از درختی که نزدیکتر به قبله است یک قدم بلند به سمت درخت مجاور برداریم زیر پای چپمان در عمق کم به هدیه ای میرسیم که 10 من یا 30 کیلو به عنوان نذر اهالی آبادی قرار داده شده است . این نوع دفینه گذاری در مجاورت قبرستان و در نزدیکی روستا است ، به طوری که نگاهبانان و مردم آن محل را میدیدند .

دفینه گذاری اشخاص : نوعی دیگر از دفینه های درختان ، بر پایه نشان قرار دادن درخت در مکانی خاص است که دفینه خوبی است . افراد متمول که قصد مسافرت و یا حج و .... را داشتند بخشی از اموال نقد خودشان را به گونه مذکور دفن میکردند . برای کاوش این مدل ، اگر هفت تا 10 قدم به سمت قبله یا به سمت طلوع خورشید بروید با مکانی متفاوت از زمینهای مجاور روبرو خواهید شد . بدون شک نشانه ای را خواهید یافت و توجهتان را به خود جلب میکند .

دفینه های باستانی : اگر چشمه در کنار درختان ، گاهی اوقات از خود تکه های سفال بیرون میدهد به هدف زده اید . در ظل ظهر تابستان هم طعم آب کمی تغییر میکند و بویی شبیه کاربیت یا مردار میدهد . این نوع دفینه گذاری از معدود مواردی است که واقعا دفینه گذاری صورت گرفته است و قصد هدیه و نذر و ... نیست . ساختاری خاص دارد و از منفذی که آب بیرون می آید اگر یک متر به جلو حفر کنید لوله های سفالی خواهید دید . لوله ها را با تامین امنیت دنبال کنید به آب انبار میرسید در گوشه ای از اتاق مکعبی پلپ شده با ساروج خواهید دید اگر داخل اتاق نبود دیوارهایی را که مشرف به درختان است را چک کنید بدون شک با دفینه ای خوب روبرو هستید .

اگر سه درخت داغدانان ( رنگ تنه خاکستری ، ارتفاع تا 25 متر و برگی شبیه انار ولی دوبرابر برگ انار ) در کنا چشمه باشد نیمساز آن با عمق زیاد که تا 7 متر هم میرسد ( بررسی لایه های زمین برای اطمینان از محل کاوش ) پیشنهاد میشود

اگر تک درخت توت یا سرو و چنار در کنار چشمه بود و در نزدیکی قبرستان بود حتما در هفت تا 10 قدمی درخت به سمت قبله ، یک قبر خالی وجود دارد که زیر آن دارای هدیه است . قبر خالی برای فریب دزدان حفر میشده است .

اگر سه درخت قدیمی در کنار چشمه بود و درختان کمتر از 800 سال عمر داشتند در نیمساز آن و عمق 1 تا 1.5 متر با سربار مواجه خواهید شد و هدیه اصلی در فاصله کمتر از 30 متر در نیمساز سه سنگ سیاه و یا کبود و یا سه درخت مثلثی قرار دارد .

تشخیص صحیح از آثار

تشخیص صحیح آثار و علائم

در حین حفاری امکان داره که با علائم و آثار زیادی مواجه بشوید که در اکثر مکان ها مشترک است و امکان داره با آثاری هم مواجه بشوید که تا حالا نمونه اش را از نزدیک مشاهده نکرده باشید و یا نشنیده باشید . معمولا این آثار برای مکانها و یا هدف های کوچک و متوسط صدق می کند.اول اینکه در سطح زمین باید نشانه هایی وجود داشته باشد. مثلا تخته سنگی که بتواند نظرها را به خود جلب نماید، باید با بقیه سنگهای اطراف فرق داشته باشد و به راحتی نتوان آن را جابجا نمود و یا اینکه نوشته و نشانه هایی بر روی سنگ وجود داشته باشد و یا ...توجه داشته باشید وجود تخته سنگ، درخت کهنسال، چشمه آب، تپه و تل خاکی، دلیل وجود حتمی و صددرصدی گنج و دفینه نیست!بعضی از افراد فکر می کنند که هر تپه ای نشانه گنج است، در صورتی که از نشانه های وجود گنج در یک تپه این است که اولا خاک آن دستی بوده و نباید بکر یا طبیعی و دارای رگه های سنگی باشد. ثانیا تپه در محلی قرار گرفته باشه که در اون منطقه مشابه اون تپه کم باشد و در نزدیکی اون تپه آثاری همچون درخت کهنسال و چشمه آب و ... وجود داشته باشد. توجه داشته باشید که با دیدن درست آثار و علائم موجود و گمانه زنی درست و اصولی، می تواند شما را از حفاریهای بیهوده و مایوس کننده، تا حدود زیادی نجات دهد!پس از شروع حفاری نیز توجه داشته باشید که ابتدا باید از خاک سطح عبور کنید و بسته به منطقه مورد نظر کوهستانی، جنگلی، کشاورزی و ... حداکثر تا عمق ۷۰ سانتیمتر، آثاری همچون ذغال، خشت یا تکه آجر، سنگ رودخانه ای و ... تا این عمق، دلیلی محسوب نمیشوند و حدودا از عمق یک متری به بعد است که باید آثار را کم کم مشاهده نمایید، مثل سنگ چین، خاک قبر یا جسد انسان، کوزه سفالی، ذغال چوب یکدست حداقل ۷ سانتیمتر و یا گلهای صابونی(روغنی) که در گذشته جهت عایق و جلوگیری از عبور آب و رطوبت و محافظت از اموال مورد استفاده قرار می گرفته و ...اما وجود ذغال چوب یا سنگ هم از دلایل وجود صددرصد گنج و دفینه نیست، چرا که در گذشته امکان داشته چوپانی و یا فردی در آن مکان آتشی روشن کرده باشد و یا سقف چوبی و دیوار سنگی ساختمان و عمارتی بر اثر جنگ یا آتش سوزی فرو ریخته باشد.آن مکان وقتی تائید می شود که نشانه های دیگر هم وجود داشته باشند و به هیچ عنوان خاک بهم خورده و دارای لکه های مختلف نباشد.از دیگر نشانه ها، سنگ چین با ملات یا وجود تخته سنگ یا سنگ های تراش خورده بزرگ در عمق حدودی یک و نیم متر به بعد است.آجر و خشت های خام که بصورت مربع بوده و پلکانی یا منظم و بی دلیل چیده شده باشند بطوری که مسکونی بودن مکان را تائید نکند، نیز می تواند از نشانه ها باشد .البته در صورت اطمینان باید به کارشناس مسوولین مربوط گزارش دهید.

اولین فلزیابها یا پاندول

دازينگ؛ چوب جادو براي يافتن گنجينه‌هاي زيرخاكي
در «دازينگ» چه نيروي ماورايي نهفته است كه دازرها را به سمت گنجينه‌هاي زيرخاكي و آب‌هاي زيرزميني هدايت مي‌كند؟

يكي از عجيب‌ترين روش‌هاي كشف آب‌هاي زيرزميني، سنگ‌هاي قيمتي، گنج‌هاي پنهان و هر گونه زير خاكي، «دازينگ» نام دارد؛ روشي فراتر از علم براي يافتن گنجينه‌ها و آب‌هاي معدني است. جالب اين است كه تنها وسيله مورد نياز براي اين كار، يك چوب به شكل حرف انگليسي «Y» است كه به آن «چوب دازينگ» مي‌گويند، چوبي كه به «چوب جادو» نيز مشهور است.

روش دازينگ در دوران رنسانس در آلمان پديد آمد و از آن زمان به بعد، طرفداران خاص خود را پيدا كرد. به افرادي كه اين كار را انجام مي‌دهند، «دازر» گفته مي‌شود.

دازینگ در طول تاریخ: مورخین معتقدند «دازینگ» از قرن پانزدهم، یعنی زمانی که تب جست و جوی فلزات گرانبها داغ شده بود، در آلمان به وجود آمده است، اما در سال 1662، این روش به عنوان یک عمل خرافي و یک كار شیطانی معرفی شد، چرا که تعدادی از قضات آلمانی معتقد بودند که این نیروی شیطانی است که چوب را هدایت می‌کند. با این حال، بعد از مدتي، بار دیگر «دازینگ» به عنوان روشی مرسوم برای یافتن زیرخاکی‌ها به کار گرفته شد.

در قرن هفدهم میلادی، دازینگ مورد استفاده پلیس و کارآگاهان قرار گرفت و فرانسوی‌ها برای دستگیری جنایتکاران و قانون شکنان، از این روش استفاده کردند، اما سوءاستفاده از دازینگ و متهم کردن بیگناهان باعث شد در سال 1701، «قانون منع استفاده از دازینگ در موارد پلیسی و جنایی» به تصویب برسد. در قرن بیستم، کشاورزان و گله داران جنوب «داکوتا» در آمریکا برای اینکه جای پر آب و علفی پیدا کنند، از روش دازینگ استفاده می‌کردند، اما استفاده از دازینگ تنها در کشاورزی و گله داری مرسوم نبود، در جنگ ویتنام، بعضی از سربازان نیروی دریایی ارتش آمریکا برای پیدا کردن زاغه مهمات و تونل‌های اسلحه دشمن، از روش دازینگ استفاده می‌کردند. حتی در سال 1986 وقتی 31 سرباز ناتو در یکی از کوهستان‌های نروژ گرفتار بهمن شدند، ارتش نروژ برای پیدا کردن آنها، از اين چوب سادهِ ایگرگي شکل کمک گرفت.

اگرچه علمی بودن دازینگ به اثبات نرسیده است، اما حتی امروزه هم بسیاری از کشاورزان اروپا و آمریکا برای تعیین محل آب، هیچ روشی را مناسب تر از دازینگ نمی‌دانند.
چوب‌هاي فلزی: بسیاری از دازرهای امروزی، استفاده از چوب چنگالي را کنار گذاشته‌اند و به جای آن، دو میله فلزی «L» شکل را در دست می‌گیرند. هر یک از اين میله‌ها در یک دست نگه داشته می‌شود و قسمت کوتاه محله‌هاي «اِل» به سمت بالا نگه داشته می‌شود.
دازرها درباره روش پیدا کردن آب و اشیای زیرزمینی با استفاده از این روش ادعا می‌کنند که وقتی دازر به شیء مورد نظر در زیر خاک نزدیک می‌شود، میله‌ها به سمت یکدیگر خم شده و شکل «X» را تشکیل می‌دهند. علاوه بر میله‌های فلزی، دازرها از میله‌های پلاستیکی و شیشه‌ای نیز استفاده می‌کنند.
چوب‌هاي فلزی: بسیاری از دازرهای امروزی، استفاده از چوب چنگالي را کنار گذاشته‌اند و به جای آن، دو میله فلزی «L» شکل را در دست می‌گیرند. هر یک از اين میله‌ها در یک دست نگه داشته می‌شود و قسمت کوتاه محله‌هاي «اِل» به سمت بالا نگه داشته می‌شود.
دازرها درباره روش پیدا کردن آب و اشیای زیرزمینی با استفاده از این روش ادعا می‌کنند که وقتی دازر به شیء مورد نظر در زیر خاک نزدیک می‌شود، میله‌ها به سمت یکدیگر خم شده و شکل «X» را تشکیل می‌دهند. علاوه بر میله‌های فلزی، دازرها از میله‌های پلاستیکی و شیشه‌ای نیز استفاده ۔می۔کنند
گمانہ زنی با تکنیک دازینگ

راز کار کرد با فلزیابها

راز عمق زنی فلزیابها 

چگونه بیشترین عمق زنی را از فلزیابمان بگیریم!؟

آیا تا بحال به این موضوع فکر کرده اید که چرا برخی از افراد اشیائ فلزی بیشتری را نسبت به دیگران پیدا میکنند ، در صورتیکه هردو از یک نوع و یک مدل فلزیاب استفاده میکنند؟
چرا این افراد همواره عملکرد بهتری نسبت به اکثریت اپراتوران دارند !؟
آیا رازی وجود دارد که ما از آن بی خبریم؟
هر فلزیاب الکترونیکی دارای یک ماکزیمم عمق زنی هست که توسط دو فاکتور کنترل میشود : یکی نوع و ساختمان و قطر سیمپیچ جستجو و دیگری ساختار مدار سیستم.
در این تئوری فرقی نمیکند چه کسی با سیستم کار کند!
اما وقتی یک فلزیاب در دستان یک اپراتور حرفه ای قرار میگیرد ، میتواند فلزات مدفون بیشتری را در عمق بیشتری نسبت به یک فرد بی تجربه پیدا کند!
حتی سکه های کوچک را در عمق بیشتری پیدا میکند!
چه رازی نهفته است؟
راهنماییهای زیر به شما کمک خواهد کرد تا بیشترین عمق زنی را از فلزیاب خود بگیرید! فلزات مدفون را بهتر پیدا کنید و از روی دفینه های با ارزش بدون شکار آنها عبور نکنید و اینگونه لذت بیشتری را از این سرگرمی نصیب خود کنید.
قوانین ساده ای وجود دارد که با رعایت آنها هر شخصی میتواند به یک اپراتور حرفه ای تبدیل شود، پس با دقت قوانین زیر را دنبال کنید و در کاوشهای خود بکار بگیرید.

1- همواره از هدفون استفاده کنید.

بهترین نوع هدفون برای استفاده هدفونهایی هستند که روی سر نصب شده و کاملا روی گوشها را بپوشانند و از ورود صداهای اضافه به محدوده لاله گوش جلوگیری کنند. با یک هدفون مناسب شما قادر به تشخیص سیگنالهای ضیعیف تر و عمیق تر نسبت به شرایط بدون هدفون هستید و این امر یکی از ملزومات اپراتورهای حرفه ای است. البته باید دقت کنید هدفونی که انتخاب میکنید صرف نظر از ویژگیهای عمومی دارای سازگاری با سیستم فلزیاب شما نیز باشد ، مثلا برخی از فلزیابها نیاز به هدفون استریو دارند و برخی نیاز به هدفون مونو.
2- با سرعت کم و آهسته حرکت کنید.

شاید برای خیلی از افراد کم تجربه سخت باشد که آهسته حرکت کنند و همواره سریع و با این تفکر که زودتر به گنج پنهان برسند در تکاپو هستند و متاسفانه همین امر باعث میشود بسیاری از اهداف مانند سکه های مدفون را از دست بدهند.
بگذارید یک موضوع را یاداوری کنم: گنجهای پنهان و سکه های مدفون جایی نمیروند!آنها سالهاست خوابیده اند.
حرکت کندتر و آهسته به معنی انتقال دادن سیمپیچ جستجو به طرفین بصورت رفت و برگشتی متناسب با حرکت رو به جلو است و شما باید با تمرین و تست در شرایط عادی بهترین سرعت حرکت را که سیتم شما قادر به شناسایی کوچکترین فلز است پیدا کنید و در زمان کاوش بکار بگیرید.

3- سیمپیچ جستجو را در کمترین فاصله نسبت به زمین نگه دارید.

هنگامیکه در حال کاوش هستید عمق زنی سیستم شما از لوپ شروع میشود و شما هرچقدر لوپ یا سیمپیچ را بالاتر از سطح زمین نگهدارید درواقع مقداری از عمق نهایی خود را از دست میدهید بنابراین ضرورت دارد تا حد امکان سیمپیچ را بزمین نزدیک کنید تا حتی یک سانتیمتر عمق بیشتری را بدست بیاورید و این یک سانتیمتر ممکن است در پیدا کردن سکه و حلقه های طلای مدفون بسیار موثر باشد.این امر کاملا منطقی و امکانپذیر است.

4- فاصله نوسانی حرکت لوپ را کم کنید.

زمانیکه شما در حال کاوش هستید و لوپ را بطرفین بصورت نوسانی حرکت میدهید و جلو میروید هرچقدر این نوسان کوتاهتر باشد به خط راست نزدیکتر بوده و میتوانید تمام منطقه مورد کاوش را زیر نظر داشته باشید ولی اگر این نوسانها بلندتر باشد و فاصله زمانی بین نوسانها بیشتر باشد در انتهای نوسان لوپ فاصله بیشتری از زمین میگیرد و مقداری از عمق را از دست میدهید و همچنید بر اثر حرکت به جلو شما مقداری از زمین مورد جستجو را جاگذاشته و چه بسا در همان قسمت چیزی مدفون باشد و ما از روی آن عبور کنیم.

5- در کاوش واقعی تا حد امکان از تفکیک استفاده نکنید.

فقط زمانی از امکانات تفکیک استفاده کنید که واقعا مجبور باشید، مانند حالاتی که سطح پر از ابزار و اشیائ فلزی آهنی است و یا اینکه شما فلزی را آشکار نموده و میخواهید اطلاعات بیشتری درباره ی آن بدست بیاورید.
در هرصورت هنگام استفاده از تفکیک شما مقداری از عمق زنی ماکزیمم را از دست میدهید و این امری اجتناب ناپذیر است.
نکته ی جالبی که قابل توجه است این است که همواره افرادی که از فلزیابهای بدون تفکیک استفاده میکنند اشیائ ارزشمند بیشتری مانند سکه و حلقه های طلا را شکار میکنند.
تفکر درباره ی این مطلب را به شما واگذار میکنم.

6- نوسانات کویل را طوری تنطیم کنید که بیشترین همپوشانی را داشته باشند.

با توجه به اینکه حساسیت لوپ به طرف پایین بصورت یک مخروط ادامه میابد پس با دانستن این واقعیت بهتر میتوانید حرکت لوپ را تنطیم نموده و درک درستی از جستجوی اصولی داشته باشید با دانستن این واقعیت که حتی یک سانتیمتر عمق بیشتر میتواند موجب پی
دا کردن یک سکه با ارزش شود!

7- زمانی که زمین مرطوب است شانس بیشتری برای پیدا کردن فلزات مدفون دارید!

همه ی ما میدانیم که در کنار رطوبت رسانایی افزایش میابد و همین امر شانس ما را برای پیدا کردن فلزات بیشتر میکند.
البته اگر میزان رطوبت زمین از حدی بیشتر باشد میتواند باعث ایجاد سیگنالهای غلط شده و ما را به اشتباه بیاندازد ولی این امر را نیز میتوان با کاهش حساسیت کنترل کرد.
درواقع هنگام مرطوب بودن زمین حفاری نیز بسیار راحت است و احتمال آسیب دیدن شخص و اشیا نیز کمتر میشود

8- عمل به قوانین و ماندن بر اصل رعایت قوانین!

همانطور که هر مهارتی با تمرین بهبود میابد اپراتوری فلزیاب نیز با تمرین و ممارست بهبود یافته و کم کم شخص تبدیل به یک اپراتور حرفه ای میشود.
اگر در مراحل اولیه سعی نمایید تمام قوانین را رعایت نموده و همواره بر ماندن در مسیر درست مصمم باشید کم کم این قوانین عادی شده و ملکه ذهن میگردد
و تبدیل به یک عادت شده و روش جستجوی عادی شما میشود.
دوستان من مطالب گروه رو کامل نخوندم یه نکته ی مهمی رو میخوام عرض کنم اگه قبلا گفته شده عذرخواهی میکنم.برای کار با فلزجو سعی کنید با اسپید خیلی کم کار کنید ایطوری میتونید از حداکثر قدرت دستگاه استفاده کنید و نیازی هم به بالا بردن دیلی دستی و حتی استفاده از گراند نیست تنها مساله ای که باید رعایت بشه اینه که باید خیلی اهسته جستجو کنید که هیچ هدفی رو حتی در بالاترین عمق از دست ندین در حالت اسپید کم تقریبا میشه گفت هیچ هدف کاذبی رو نخواهید گرفت و برای بوقهایی با عدد میتر حتی 2 هم باید تامل بیشتری کرد و سعی کنید فرکانس مناسب باشرایط زمینتون رو خودتون پیدا کنید درصورت استفاده از اسپید پایین دیگه نباید فرکانس ازحدی هم کمتر گذاشته بشه چون سرعت کار رو خیلی پایین میاره و این دیگه بسته به اپراتور داره که با چه شرایطی بهتر میتونه کار کنه.من با اسپید کم تو زمینهای خیس و پراملاح با درجه ی حساسیت بیست هم تونستم کار کنم اگه زمین خشک باشه فکر میکنم بازه ی انتگرال رو برای افزایش عمقزنی مقداری میشه بالاتر گذاشت دوستانی که شرایطش رو دارن میتونن تست کنن و نتیجه رو اعلام کنن البته بنده به شخصه این موارد رو تست کردم ولی شاید برای تمام زمینها این موارد صادق نباشه با امید موفقیت تمامی دوستان
برای تست گذاشتن در خاک سعی کنید توی مکانی باشه که اولا خاکش همگن باشه لایه های زیاد ایجاد نشده باشه چون با خالی شدن خاک و در هنگام پر کردن نمیشود همان لابه ها را ایجاد کرد و ممکنه دستگاه شما به خاطر تغییر لایه خاک در اون منطقه عمل کنه و شما به اشتباه فکر کنید جنسو زده نکته بعدی سعی کنید جنس توی خاک باشه و باهاش در تماس باشه و اگر تونستید کمی خیلی مقدار کم اهک بریزید روش تا عمل یونیزه شدن سریعتر بشه ولی اینقدر نباشه که دستگاه اهکو بگیره نکته سوم وقتی خاکو برگردونید خاش هر 30 سانت به اب بریزید روی خاک تا هوای داخل خاک خارج شده و خاک فشرده بشه و تراکم خاک کناری خود را ایجاد کند .در صورت گرفتن در این حالت دستگاه شما در ارتفاع مورد نظر کارکرد دارد.

راز کار کرد با فلزیابها

راز عمق زنی فلزیابها 

چگونه بیشترین عمق زنی را از فلزیابمان بگیریم!؟

آیا تا بحال به این موضوع فکر کرده اید که چرا برخی از افراد اشیائ فلزی بیشتری را نسبت به دیگران پیدا میکنند ، در صورتیکه هردو از یک نوع و یک مدل فلزیاب استفاده میکنند؟
چرا این افراد همواره عملکرد بهتری نسبت به اکثریت اپراتوران دارند !؟
آیا رازی وجود دارد که ما از آن بی خبریم؟
هر فلزیاب الکترونیکی دارای یک ماکزیمم عمق زنی هست که توسط دو فاکتور کنترل میشود : یکی نوع و ساختمان و قطر سیمپیچ جستجو و دیگری ساختار مدار سیستم.
در این تئوری فرقی نمیکند چه کسی با سیستم کار کند!
اما وقتی یک فلزیاب در دستان یک اپراتور حرفه ای قرار میگیرد ، میتواند فلزات مدفون بیشتری را در عمق بیشتری نسبت به یک فرد بی تجربه پیدا کند!
حتی سکه های کوچک را در عمق بیشتری پیدا میکند!
چه رازی نهفته است؟
راهنماییهای زیر به شما کمک خواهد کرد تا بیشترین عمق زنی را از فلزیاب خود بگیرید! فلزات مدفون را بهتر پیدا کنید و از روی دفینه های با ارزش بدون شکار آنها عبور نکنید و اینگونه لذت بیشتری را از این سرگرمی نصیب خود کنید.
قوانین ساده ای وجود دارد که با رعایت آنها هر شخصی میتواند به یک اپراتور حرفه ای تبدیل شود، پس با دقت قوانین زیر را دنبال کنید و در کاوشهای خود بکار بگیرید.

1- همواره از هدفون استفاده کنید.

بهترین نوع هدفون برای استفاده هدفونهایی هستند که روی سر نصب شده و کاملا روی گوشها را بپوشانند و از ورود صداهای اضافه به محدوده لاله گوش جلوگیری کنند. با یک هدفون مناسب شما قادر به تشخیص سیگنالهای ضیعیف تر و عمیق تر نسبت به شرایط بدون هدفون هستید و این امر یکی از ملزومات اپراتورهای حرفه ای است. البته باید دقت کنید هدفونی که انتخاب میکنید صرف نظر از ویژگیهای عمومی دارای سازگاری با سیستم فلزیاب شما نیز باشد ، مثلا برخی از فلزیابها نیاز به هدفون استریو دارند و برخی نیاز به هدفون مونو.
2- با سرعت کم و آهسته حرکت کنید.

شاید برای خیلی از افراد کم تجربه سخت باشد که آهسته حرکت کنند و همواره سریع و با این تفکر که زودتر به گنج پنهان برسند در تکاپو هستند و متاسفانه همین امر باعث میشود بسیاری از اهداف مانند سکه های مدفون را از دست بدهند.
بگذارید یک موضوع را یاداوری کنم: گنجهای پنهان و سکه های مدفون جایی نمیروند!آنها سالهاست خوابیده اند.
حرکت کندتر و آهسته به معنی انتقال دادن سیمپیچ جستجو به طرفین بصورت رفت و برگشتی متناسب با حرکت رو به جلو است و شما باید با تمرین و تست در شرایط عادی بهترین سرعت حرکت را که سیتم شما قادر به شناسایی کوچکترین فلز است پیدا کنید و در زمان کاوش بکار بگیرید.

3- سیمپیچ جستجو را در کمترین فاصله نسبت به زمین نگه دارید.

هنگامیکه در حال کاوش هستید عمق زنی سیستم شما از لوپ شروع میشود و شما هرچقدر لوپ یا سیمپیچ را بالاتر از سطح زمین نگهدارید درواقع مقداری از عمق نهایی خود را از دست میدهید بنابراین ضرورت دارد تا حد امکان سیمپیچ را بزمین نزدیک کنید تا حتی یک سانتیمتر عمق بیشتری را بدست بیاورید و این یک سانتیمتر ممکن است در پیدا کردن سکه و حلقه های طلای مدفون بسیار موثر باشد.این امر کاملا منطقی و امکانپذیر است.

4- فاصله نوسانی حرکت لوپ را کم کنید.

زمانیکه شما در حال کاوش هستید و لوپ را بطرفین بصورت نوسانی حرکت میدهید و جلو میروید هرچقدر این نوسان کوتاهتر باشد به خط راست نزدیکتر بوده و میتوانید تمام منطقه مورد کاوش را زیر نظر داشته باشید ولی اگر این نوسانها بلندتر باشد و فاصله زمانی بین نوسانها بیشتر باشد در انتهای نوسان لوپ فاصله بیشتری از زمین میگیرد و مقداری از عمق را از دست میدهید و همچنید بر اثر حرکت به جلو شما مقداری از زمین مورد جستجو را جاگذاشته و چه بسا در همان قسمت چیزی مدفون باشد و ما از روی آن عبور کنیم.

5- در کاوش واقعی تا حد امکان از تفکیک استفاده نکنید.

فقط زمانی از امکانات تفکیک استفاده کنید که واقعا مجبور باشید، مانند حالاتی که سطح پر از ابزار و اشیائ فلزی آهنی است و یا اینکه شما فلزی را آشکار نموده و میخواهید اطلاعات بیشتری درباره ی آن بدست بیاورید.
در هرصورت هنگام استفاده از تفکیک شما مقداری از عمق زنی ماکزیمم را از دست میدهید و این امری اجتناب ناپذیر است.
نکته ی جالبی که قابل توجه است این است که همواره افرادی که از فلزیابهای بدون تفکیک استفاده میکنند اشیائ ارزشمند بیشتری مانند سکه و حلقه های طلا را شکار میکنند.
تفکر درباره ی این مطلب را به شما واگذار میکنم.

6- نوسانات کویل را طوری تنطیم کنید که بیشترین همپوشانی را داشته باشند.

با توجه به اینکه حساسیت لوپ به طرف پایین بصورت یک مخروط ادامه میابد پس با دانستن این واقعیت بهتر میتوانید حرکت لوپ را تنطیم نموده و درک درستی از جستجوی اصولی داشته باشید با دانستن این واقعیت که حتی یک سانتیمتر عمق بیشتر میتواند موجب پی
دا کردن یک سکه با ارزش شود!

7- زمانی که زمین مرطوب است شانس بیشتری برای پیدا کردن فلزات مدفون دارید!

همه ی ما میدانیم که در کنار رطوبت رسانایی افزایش میابد و همین امر شانس ما را برای پیدا کردن فلزات بیشتر میکند.
البته اگر میزان رطوبت زمین از حدی بیشتر باشد میتواند باعث ایجاد سیگنالهای غلط شده و ما را به اشتباه بیاندازد ولی این امر را نیز میتوان با کاهش حساسیت کنترل کرد.
درواقع هنگام مرطوب بودن زمین حفاری نیز بسیار راحت است و احتمال آسیب دیدن شخص و اشیا نیز کمتر میشود

8- عمل به قوانین و ماندن بر اصل رعایت قوانین!

همانطور که هر مهارتی با تمرین بهبود میابد اپراتوری فلزیاب نیز با تمرین و ممارست بهبود یافته و کم کم شخص تبدیل به یک اپراتور حرفه ای میشود.
اگر در مراحل اولیه سعی نمایید تمام قوانین را رعایت نموده و همواره بر ماندن در مسیر درست مصمم باشید کم کم این قوانین عادی شده و ملکه ذهن میگردد
و تبدیل به یک عادت شده و روش جستجوی عادی شما میشود.
دوستان من مطالب گروه رو کامل نخوندم یه نکته ی مهمی رو میخوام عرض کنم اگه قبلا گفته شده عذرخواهی میکنم.برای کار با فلزجو سعی کنید با اسپید خیلی کم کار کنید ایطوری میتونید از حداکثر قدرت دستگاه استفاده کنید و نیازی هم به بالا بردن دیلی دستی و حتی استفاده از گراند نیست تنها مساله ای که باید رعایت بشه اینه که باید خیلی اهسته جستجو کنید که هیچ هدفی رو حتی در بالاترین عمق از دست ندین در حالت اسپید کم تقریبا میشه گفت هیچ هدف کاذبی رو نخواهید گرفت و برای بوقهایی با عدد میتر حتی 2 هم باید تامل بیشتری کرد و سعی کنید فرکانس مناسب باشرایط زمینتون رو خودتون پیدا کنید درصورت استفاده از اسپید پایین دیگه نباید فرکانس ازحدی هم کمتر گذاشته بشه چون سرعت کار رو خیلی پایین میاره و این دیگه بسته به اپراتور داره که با چه شرایطی بهتر میتونه کار کنه.من با اسپید کم تو زمینهای خیس و پراملاح با درجه ی حساسیت بیست هم تونستم کار کنم اگه زمین خشک باشه فکر میکنم بازه ی انتگرال رو برای افزایش عمقزنی مقداری میشه بالاتر گذاشت دوستانی که شرایطش رو دارن میتونن تست کنن و نتیجه رو اعلام کنن البته بنده به شخصه این موارد رو تست کردم ولی شاید برای تمام زمینها این موارد صادق نباشه با امید موفقیت تمامی دوستان
برای تست گذاشتن در خاک سعی کنید توی مکانی باشه که اولا خاکش همگن باشه لایه های زیاد ایجاد نشده باشه چون با خالی شدن خاک و در هنگام پر کردن نمیشود همان لابه ها را ایجاد کرد و ممکنه دستگاه شما به خاطر تغییر لایه خاک در اون منطقه عمل کنه و شما به اشتباه فکر کنید جنسو زده نکته بعدی سعی کنید جنس توی خاک باشه و باهاش در تماس باشه و اگر تونستید کمی خیلی مقدار کم اهک بریزید روش تا عمل یونیزه شدن سریعتر بشه ولی اینقدر نباشه که دستگاه اهکو بگیره نکته سوم وقتی خاکو برگردونید خاش هر 30 سانت به اب بریزید روی خاک تا هوای داخل خاک خارج شده و خاک فشرده بشه و تراکم خاک کناری خود را ایجاد کند .در صورت گرفتن در این حالت دستگاه شما در ارتفاع مورد نظر کارکرد دارد.