خصوصیات سنگ ماه تولد
1- نوع سنگ : آكوامارين
خواص درماني رواني : افزايش قدرت بيان و ضريب هوشي ، بسيار سودمند براي هنرمندان و موسيقي دانان
خواص شفا بخشي : مخصوص بيماري هاي مجراي تنفسي ، ريه ها و ناراحتي ناحيه گردن است .افزايش قدرت سيستم دفاعي در بدن و غده تيموس
فروردين : اميتست ، كريستال ، كارنلين ، هماتيت ، جاسپرقرمز
ارديبهشت : اون تورين ، عقيق آبي ، كوارتز صورتي ، لاجورد ، مالاكيت
خرداد : عقيق خزه اي ، سليمان ، كوارتز صورتي ، رودونيت ، چشم ببر
تير : سوداليت ، جيد ، اون تورين عقيق خزه اي ، رودونيت
مرداد : آبسيدان رنگين كمان ، كارنلين ، اون تورين ، كوارتز صورتي چشم ببر
شهريور : امازونيت ، كوارتز دودي ، امتيست ، كارنلين ، چشم ببر
مهر : فلوريت ، كوارتز صورتي ، جيد ، جاسپر قرمز اون تورين
آبان : كارنلين ، هماتيت ، عقيق آبي ، رودونيت ، مالاكيت
آذر : سوداليت ، كوارتزدودي ، امتيست ، لاجورد ، لابرادوريت
دي : ابسيدان لكه برفي ، امتيست ، كريستال ، كارنلين ، كوارتز دودي
بهمن : امازونيت ، عقيق آبي ، كوارتز صورتي ، لاجورد ، فلوريت
اسفند : اميتست ، جيد ، لابرادوريت ، فيروزه ، فلوريت
فروردین
روشهای شناخت گوهرهای زینتی و گرانقیمت
مقدمه
ارزش و بهای گران گوهرها به علت برخی ویژگی
ها از جمله رنگ و سختی و زیبایی و درخشندگی است. گذشته از اینها، کمیابی و
قانون خلل ناپذر عرضه و تقاضا نیز در مطلوب بودن و بالا بودن بهای آنها بی
تاثیر نیست.
یَشم یکی از سنگهای بهادار و سنگی سیلیسی است که معمولاً به رنگ قرمز، زرد، قهوهای یا سبز است. گونه آبی آن کمیاب است.
در اشعار و حکایات زیادی در متون ادبی فارسی به سنگ یشم اشاره شده است:
به دشت شاه بهار آمد [مسعود] با تکلفی سخت عظیم از پیلان و خیلستان چنانکه سی اسب با شاخهای مرصع به جواهر و پیروزه و یشم.
انگشتری یشم داشت بیرون کشید و گفت این انگشتری خداوند سلطان است.
مزاج و طبع هوا گرم ونرم شد، نه شِگفت
اگر بزاید از یشم و مرمر، آتش و آب.
| یاقوت کبود | |
|---|---|
| کلیات | |
| رده | از انواع کانی |
| فرمول | اکسید آلومینیوم Al2O3 |
| ویژگیها | |
| رنگ | همهٔ رنگها بهجز سرخ. |
| دگرفامی | قَوی |
| ساختار | ششضلعی |
| نوع درخشش | آبگینهای |
| رفتار | چگال و دانهدانهای |
| چگالی | ۳٫۹۵–۴٫۰۳ |
| دوشکستی | ۰٫۰۰۸ |
| ضریب شکست | ۱٫۷۶۲–۱٫۷۷۸ |
یاقوت کبود نوعی سنگ قیمتی است. یاقوت کبود نوع قیمتی سنگ سنباده است. سنگ سنبادهای که سرخ باشد، یاقوت نام دارد، اگر نارنجی مایل به صورتی باشد پادپارادشا و اگر به رنگ دیگری باشد یاقوت کبود نامیده میشد.
یاقوت کبود سنگی تقریباََ کمیاب است که بیشتر در آبرفتهای سریلانکا، در بیرمانی، هند، چین، کامبوج، استرالیا، کنیا، زامبیا، تانزانیا، آنگولا، فنلاند و چک و اسلواکی یافت میشود. این سنگ در اسیدها نامحلول است و ذوب نمیشود.یاقوتهای کبودی که به خاطر درشتیشان معروفاند عبارتاند از:
۱- «ستاره هند» با وزن ۵۳۶ قیراط در موزه علوم طبیعی نیویورک.
۲- «ستاره آسیا» به وزن ۳۳۰ قیراط
۳- «سومین سنگ یاقوت کبود با وزن ۱۹۰ قیراط در شیراز و متعلق به یک خانواده است.»↑
۴- «ستاره نیمهشب» به وزن ۱۱۶ قیراط که در آمریکا در موزه نگهداری میشوند.
دو نگین یاقوت کبود به نامهای «ادوارد» و «استوارت» در تاج پادشاهی انگلستان وجود دارد که از یاقوتهای معروف هستند.
یاقوت یکی از کانیهای سنگهای آذرین، است که بعد از الماس سختترین کانیها محسوب میشود. ترکیبات شیمیایی یاقوت آلومین خالص است که ممکن است به مقدار کم با مواد دیگر از قبیل کروک و آهن آغشته شود. در لایههای آتشفشانی قدیمی هند و تبت یافت میشود و دارای اقسام مختلف میباشد که مرغوب ترین و قیمتی تر از همه یاقوت آتشی است.
ریشهٔ نهایی این واژه از یونانی باستان huakinthos است که یک بار از عربی به صورت «یاقوت» و یک بار از فارسی میانه به صورت «یاکَند» وارد فارسی شده است. یاقوت یکی از سنگهای قیمتی میباشد که در صنعت و زیورها کاربرد دارد.
معدنهای یاقوت در آفریقا، آسیا، استرالیا و گرینلند یافت میشوند. بیشتر یاقوت جهان در کشورهای میانمار، سریلانکا، کنیا، ماداگاسکار و تایلند قرار دارد. بهترین گونه یاقوت جهان در دره موگوک در میانمار (برمه پیشین) یافت میشود.
یاقوت در رنگهای سرخ و آبی و زرد در دسترس میباشد. در خرافات نشانه قدرت است.
بر پایه باور و خرافات پیشینیان همه گوهرها در آتش میگدازد بجز یاقوت رُمّانی. محمد بن محمود همدانی در کتاب عجایبنامه درباره یاقوت میگوید:
«طبع وی گرم و خشک است، به درجه رابع. هر که با خود دارد از طاعون ایمن بُوَد. یاقوت از زر و سرب سنگیتر بُوَد. معدن وی کوه رُهون است به سَرَندیب(سریلانکا) که آدم به آن فروآمد، و در میان دریاست. هر که یاقوت با خود دارد، خون در تن وی صافی کند و از خُمود و سکته و صرع ایمن بود.»
مُروارید یا دُر، گوهری است معمولاً سفید و درخشان که در اندرون برخی از نرمتنان دوکفهای مانند صدف مروارید به وجود میآید.
وقتی جسمی خارجی مانند ذرهای شن بین صدف و پوسته او قرار بگیرد جانور لایههایی مرکب از ماده آلی شاخی کونچیولین و بلورهای کلسیت یا آراگونیت را به دور جسم خارجی ترشح میکند. از این لایههای هممرکز رفته رفته مروارید شکل میگیرد. جنس مروارید با جنس دیواره درون صدف یکسان است. شکل مروارید اغلب نزدیک به کره است هرچند به شکلهای دیگر مانند گلابی و دکمه و حتی شکلهای نامنظم هم دیده میشود. درشتی آن به درشتی دانه خشخاش تا تخم کبوتر است. رنگ مروارید اغلب سفید است ولی ممکن است به رنگهای صورتی و زرد و سبز و آبی و قهوهای و سیاه نیز دیده شود. در خلیج فارس و اقیانوس هند و استرالیا صید میشود. در قرن بیستم پرورش مروارید نیز رایج شد. برای تهیه مروارید پرورشی (که گاه مروارید مصنوعی نیز نامیده میشود) با سوراخ کردن پوسته صدف، یک قطعه مروارید بسیار کوچک را در درون صدف قرار میدهند تا جانور لایههایی به دور آن ایجاد کند.
| لعل | |
|---|---|
| کلیات | |
| رده | کانی |
| فرمول | X3Y2(SiO4)3 |
| ویژگیها | |
| رنگ | تقریباً به همهٔ رنگها |
| حالت بلوری | دوازدهلوزوجهییا مکعب |
| دوشکستی | هیچ |
| ساختار | یکسانذره (ایزومتریک) |
| چگالی ویژه | 3.1 - 4.3 |
لَعل (نارسنگ، حجر سیلان) یکی از سنگهای قیمتی است. لعلها از دوره برنز به عنوان سنگ قیمتی و ساینده کاربرد داشتهاند.
لعل واژهای فارسی است و اصل آن لال بوده است. آن را در قدیم، لال، بدخشانی، بدخشی و ملخش نیز مینامیدند
در لغتنامهٔ دهخدا به نقل از منابع قدیمی مینویسد: سنگی ظریف با سرخی درخشنده و از یاقوت سستتر است. رنگارنگ است سرخ و زرد و بیشتر سبز و بنفش و بهترینش سرخ بدخشانی است. در روزگار پیشین لعل نبوده است و بدین سبب در کتب ذکرش کمتر آمدهاست و پس از آن در کوه بدخشان پیدا شد. در سر راه آذربایجان نیز معدن است اما لعل آن نارسیده است و تیره رنگ و با کبودی زند، از اینرو قیمتی ندارد.
صاحب آنندراج میگوید: معرّب لال، معدن آن مخفی بود تا در زمان خلافت اوایل عباسیان در ارض ختلان زلزلهای عظیم پدید آمده و کوه سکنان (؟) شکافته شده، کان لعل پیدا گشت و لعل را انواع میباشد: رمانی و پیازی و تمری و لحمی و عنابی و بقمی و ادریسی و دوشابی و لعل پیکانی و لعل عقربی و لعل قطبی و آن نگینهوار پهن باشد و بهترین آن عقربی است و بعد از آن پیازی و سپس تمری و رمانی و پیکانی، لعلی که آن را بر شکل پیکان تراشند و زنان آن را گوشواره سازند و ناب از صفات لعل است. حکیم مومن طبیعت آن را در گرمی و سردی معتدل مایل به حرارت میداند.
لاجوَرد (به لاتین: Lapis lazuli) سنگ آبی رنگی است که ترکیب شیمیایی آن شامل فسفات آبدار طبیعی آلومینیوم، آهن، منیزیم و کلسیم می باشد. و یا به عبارت دیگر ترکیبی از لازورایت، کلسایت، پایرایت و دایپوسیت می باشد. این سنگ به خاطر سختی و رنگ آبی خوشرنگ موسوم به لاجوردی اش در جواهرسازی به عنوان نگین به کار میرود.
به آن لازورد و لاژورد نیز گفته شدهاست. این سنگ در افغانستان به میزان وسیع استخراج میشود. زیور سازی و سورت بندی این سنگ در پاکستان، هندوستان و قسماٌ در افغانستان و ایران و سویس صورت گرفته سپس بخارج صادر میگردد.
سنگ لاجورد علاوه بر زیورآلات تولیدات دیگری از قبیل مجسمه و بت، مُهرۀ شطرنج و غیره نیز دارد.
این سنگ قیمتی آبیرنگ است که بخاطر رنگ آبی سیر آن، و قابلیت پودر شدن و کندهکاری روی آن از هزاران سال پیش در جهان خواهان زیادی داشتهاست. استخراج این سنگ بیش از ۲۵۰۰ سال در افغانستان رواج داشته (البته باید به یاد داشته باشیم که در 2500 سال پیش افغانستان و به ویژه شهر بدخشان جزئی از جهانشاهی بزرگ هخامنشی بوده و درست نیست که افغانستان را مبدا لاجورد بدانیم. زیرا در آثار به دست آمده از دورههای پیش از تاریخ در ایران استفاده لاجورد بسیار معمول بوده است. «در هزاره چهارم پیش از میلاد مردم این سرزمین (سیلک) در ساختن آئینه و سنجاق و جواهر مهارتهای بیشتری یافتند و در آلات و ادوات زینتی عقیق و فیروزه و مهرهای لاجورد را به کار بردند.»«در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد در سیلک خانههای قدیمی از میان رفت و به جای آن خانههایی با در و پنجره کوتاه ساخته شد و در ورودی آن اجاقی مرکب از دو بخش وجود داشت، یکی برای آشپزی و دیگری مخصوص پخت نان. در این دوره غیر از ظروف سفالین بعضی تُنگهای کوچک از مرمر که گویا مخصوص نگهداری عطر بود در حفریات سیلک پیدا شده است و همچنین مقداری آئینه مسی جهت آرایش به دست آمده است. از ویژگیهای این دوره وجود گوشوارههایی از طلا و لاجورد است. » و عمدتاً به مصر باستان صادر میشدهاست. پژوهشها نشان داده که لاجوردِ استخراجشده از معدن سَرِ سنگ، در اعماق کوههای هندوکش در افغانستان تنها منبع شناختهشدۀ لاجورد در دنیای باستان بودهاست. در مجسمه طلای فرعون و نفرتیتی در قسمت چشم کار گرفته شده است. در قدیم هنر مندان از پودر لاجورد به عنوان رنگ برای مینا کاری و نقاشی استفاده می کردهاند. درجه سختی سنگ لاجورد به طور معمول ۵ است.
کهربا به شیره (صمغ) فسیل شدهٔ درخت گفته میشود که معمولاً به خاطر رنگ زیبایش دارای ارزش است. معمولاً ازاین ماده برای ساخت اشیاء تزئینی و جواهر استفاده میشود و خاصیت درمانی دارد و کبد را شست و شو میدهد عمده کهربای جهان عمری بین ۳۰ تا ۹۰ میلیون سال دارد. گاهی در داخل کهربا حشرات و حتی پستانداران کوچک به دام افتاده روزگاران پیش از تاریخ نیز یافت شده اند.
کهربا در لغت از دو واژه کاه و ربا ساخته شده است و به معنای رباینده کاه است.این معنا به این دلیل برای این ماده به کار می رود که به هنگام مالیده شدن آن به یک پارچه یا امثال آن، در سطح کهربا الکتریسیته ساکن القاء می شود و این الکتریسیته ساکن باعث ربایش کاه می گردد.
واژه عربی کَهرَبا معرب واژه پارسی کَهرُبا است که امروزه در زبان عربی به معنی «الکتریسیته» می باشد که هم اکنون در کشورهای عربی رایج است. در مقابل فارسیزبانان از لغت عربی «برق» به جای الکتریسیته استفاده میکنند.
کهربا در گروه سنگهای اورگانیک (منشا گیاهی، حیوانی) قرار دارد. در دوران قدیم زمین شناسی به صورت صمغ از درختان کاج مخروطی شکل به نام (پیتوس-سوکسینیفرا) خارج شده و پس از خشک و سخت شدن به صورت فسیل و سنگ درآمده است.
کهربا از انواع ناهمگونی از مواد رزینی (صمغی) تشکیل شده که کما بیش در الکل، اتر و کلوروفرم محلول اند و همچنین مواد نامحلول. فرمول کلی کهربا C۱۰H۱۶O است
سختی کهربا در مناطق مختلف تفاوت هایی دارد، کهرباهای جوان تر، نرم تر از آنهایی هستند که مدت های طولانی زیر خاک مدفون بوده اند.
کشورهای ایتالیا، جمهوری دومینیکن، رومانی، برمه، چین، کانادا، مکزیک، ژاپن، روسیه و آمریکا دارای معدن کهربا هستند. بزرگ ترین معدن کهربا در غرب کالیمینگراد در روسیه در عمق ۳۰ متری زمین در زیر شن و ماسه است.
این رنگ که در زبان انگلیسی Amber تلفظ می گردد، به رنگی بین رنگ های نارنجی و زرد گفته می شود.در صنایع روشنایی این رنگ کاربرد گسترده ای دارد، به طوری که گاهی اوقات در کنار نورهای اصلی (آبی، سبز، قرمز) به عنوان کمکی برای ساخت طیف رنگی مورد استفاده قرار می گیرد.
| فیروزه | |
|---|---|
| کلیات | |
| رده | کانی |
| فرمول | CuAl6(PO4)4(OH)8·5H2O |
| ویژگیها | |
| رنگ | آبی، سبزآبی، سبز |
| حالت بلوری | توپر، ریزگرهدار |
| ساختار | کجوجهی (تریکلینیک) |
| چگالی ویژه (Specific Gravity) |
2.6-2.9 |
| حلشدن | محلول در HCl |
فیروزه یک کانی کمیاب و ارزشمند آبی نزدیک به سبز است که خواهان فراوانی دارد. این کانی بهدست فیروزهتراشان شکل داده میشود و به عنوان نگین برای انگشتر، گردنبند، گوشواره و دیگر جواهرات به کار میرود.
پیشتر این کانی تنها از سنگ فیروزه به دست میآمد ولی امروزه همانند دیگر کانیها مصنوعی نیز فرآوری میشود به گونهای که حتی تشخیص طبیعی یا مصنوعی بودن آن برای کارشناسان نیز بسیار دشوار است.
نامورترین و پرخواهانترین فیروزه در ایران فیروزه نیشابور است و مهمترین معدن فیروزه در ایران در شهرستان نیشابور میباشد که از بیش از ۲۰۰۰ سال پیش استخراج میشدهاست. معدن این فیروزه در نزدیکی روستای معدن نیشابور است و از سطح زمین ۲۰۱۲ متر بلندی دارد.
به سبب وجود این معدن در نیشابور، شهر فیروزه را به عنوان یکی از القاب نیشابور آوردهاندهرچند که شهرفیروزه نام دیگر شهر بزغان که یکی از شهرهای شهرستان نیشابور است؛ میباشد. فیروزه یکی از رهآوردهای نیشابور به شمار آمده و فروشگاههای فراوانی در بخشهای سیاحتی شهر نیشابور و مشهد این فیروزه را به شکلهای گوناگون عرضه میکنند. افزون بر آنها رنگ فیروزهای یک رنگ نمادین برای نیشابور تلقی شدهاست و در دهه ۱۳۷۷ هجری از سوی شهرداری تلاشهایی برای فیروزهای کردن رنگ دیوارها و مغازههای خیابانهای اصلی شهر نیز انجام گرفت.
فیروزه سنگی زنده میباشد و نسبت به روغن و مواد شیمیایی مانند مواد شوینده بسیار حساس بوده و رنگ او را تغییر میدهد- برای بهتر شدن رنگ آن بهتر است آن را در یک لیوان آب در روز به مدت چند ساعت گذاشت
عَقیق سلیمانی یا سنگ باباقوری یا خلنگ نوع رگهدار سنگ یمانی (chalcedony) است. سنگ یمانی خود گونهای از در کوهی (کوارتز) است.
رنگ رگههای عقیق سلیمانی سفید و سیاه است. به آن گونه که رگههای رنگیاش بجای سیاه، طیفهایی از قرمز هستند عقیق یمانی (Sardonyx) میگویند.
عقیق یمانی را معمولاً به صورت دامله (گنبدی) یا به صورت تیله میتراشند و همچنین برای تراش فرونقش و برجسته (cameo) هم از آن استفاده میشود. برخی از عقیقهای سلیمانی طبیعی هستند ولی بسیار از آنها را با رنگ کردن و لکهدار کردن عقیق تولید میکنند.
| ترکیب شیمیایی و نام | SiO۲ - دیوکسید سیلیکون |
| درجه سختی | ۷ |
| وزن مخصوص | ۲٫۶۵ - ۲٫۶۶۷ |
| نمایه شفافیت | ۱٫۵۴۳ - ۱٫۵۵۲ تا ۱٫۵۴۵ - ۱٫۵۵۴ |
| دوشکستگی | ۰٫۰۰۹ |
| علامت نوری | مثبت |
| ویژگی نوری | تکمحوری |
در فرهنگ عوام چشمهای آشفته و لوچ را به رگههای سنگ باباقوری تشبیه میکنند و چشمهای باباقوری مینامند.
| عقیق | |
|---|---|
| کلیات | |
| رده | کانی |
| فرمول | SiO2 |
| ویژگیها | |
| رنگ | سفید تا خاکستری، آبی روشن، نارنجی تا سرخ، سیاه |
| حالت بلوری | سنگ چخماق نهانبلورین∗ |
| ساختار | ریزبلور لوزیپهلو∗ |
| چگالی | ۲٫۶۴-۲٫۵۸ |
| دوشکستگی∗ | تا ۰٫۰۰۴+ |
عَقیق یا آگات گونهای سنگ گرانبها است.
عقیق سنگی سیلیسی و نوعی از در کوهی است که بیشتر از سنگ یمانی تشکیل شدهاست. ترکیب شیمیایی آن ۱۰۰% SiO۲ یا سیلیس است که البته گاهی عناصری نظیر Al، Fe، Mg، Ca، Ni، Cr در کنار آن قرار میگیرد. ویژگی عقیق ریزدانه بودن آن و روشنی رنگش است. عقیق درخشنده و دارای چمک بلورین میباشد.، بهترین آن سرخ، زرد و سفید است. گونهای از آن که ذرات فراوان میکا دارد و براق است دلربا نامیده میشود شکل بلورهای عقیق، نازک و شش گوش است این کانی در هیدروکسید پتاسیم (KOH) حل میشود.
شَبَق (کهربای سیاه، سنگ موسی، مهر سیاه) یکی از مواد کانی است که به عنوان یکی از سنگهای قیمتی، با ارزش کم، بهشمار میآید.
شبق در اصل یک کانی نیست بلکه در زمرهٔ کانیوارهاشمرده میشود زیرا این سنگ خاستگاهی زیستی دارد. شبق در اصل از چوبهای پوسیدهای که تحت فشار بسیار شدید بودهاند پدید آمدهاست.
| پیریت | |
|---|---|
| اطلاعات کلی | |
| نام دیگر | طلای ابلهان. مارقشیشا |
| فرمول شیمیایی | FeS2 |
| ترکیب شیمیایی | Fe=46.6% S=53.4% |
| رده بندی | سولفور |
| اطلاعات کانی شناسی | |
| شکل بلوری | هگزائدر- اكتائدر |
| شکل ظاهری | بلوری - آگرگات تودهای - دانهای - كنكرسیونی |
| رنگ | زرد، زرد طلایی |
| رنگ خاکه | سیاه پررنگ |
| رخ | ناقص (مطابق با سطح 100 و 110) |
| جلا | فلزی |
| شکستگی | صدفی، نامنظم |
| شفافیت | کدر (اپاک) |
| اثر اسید | در HNO3 حل میشود |
| خاصیت مغناطیسی | خوب |
| پاراژنز | گالن، اسفالريت، پيروتين، آرسنوپيريت
ماركازيت |
| کانی مشابه | اورانیم، کالکوپیریت، کالاوریت، مارکازیت |
| اطلاعات معدنی | |
| کانسار | مناطق سولفوره آلمان، ایتالیا، سوئیس، آمریکا |
| منشأ تشکیل | ماگمایی، دگرسانی مجاورتی، هیدروترمال، رسوبی |
| محل پیدایش | اسپانیا |
پیریت یا پیریت آهن که در متنهای کهن فارسی مارقشیشا نامیده میشود، یک کانی با فرمول شیمیایی FeS2 است.
پیریت از لغت یونانی پیر به معنی آتش گرفته شدهاست. شاید این نامگذاری به علت تولید جرقهاست که بر اثر برخورد با سنگهای دیگر حاصل میشود. این کانی را در کانیشناسی قدیم ایران با مارکازیت یکی دانستهاند. در فارسی واژهٔ برنجه و سنگ نور نیز برای پیریت بکار برده میشود.[نیازمند منبع] ترکیب شیمیایی آن دارای ۰۰/۴۶ درصد آهن و ۴۵/۵۳ درصد گوگرد است که به صورت FeS۲ مشاهده میشود. از نظر کریستالوگرافی سیستم تبلور مکعبی دارد که شبیه به نمک طعام میباشد. علاوه بر تبلور مکعبی، پیریت به صورت اکتاهدرال و پیریتوهدرال و گاهی دودکاهدرال دیده میشود. علاوه بر عناصر یاد شده ناخالصیهایی از نیکل، کبالت، طلا، نقره، مولیبدن، کرومیوم، وانادیوم، تنگستن، تالیوم، مس، روی، آرسنیک و تیتانیوم در کانی یاد شده میتواند مشاهده گردد.
این کانی از نظر شفافیت کدر بوده و به رنگ زرد، زرد طلایی با بازتاب چند رنگی مشاهده میشود و آنرا طلای احمقها مینامند. اشکال ظاهری آن به صورت بلوری، آگریگات تودهای، دانهای، دندریتی اشباع شده، سودومورف و پودری است. پیریت از نظر سختی ترد بوده و خاصیت مغناطیسی خوبی دارد. شکستگی آن به صورت صدفی و اکثراً ناهموار بوده و چگالی آن ۱/۵-۹۵/۴ میباشد. پیریت در آب، اسید سولفوریک و اسید کلریدریک نامحلول بوده و در اسید نیتریک حل شده و در زیر شعله به رنگ آبی درمیآید. نقطه ذوب این کانی ۱۱۷۷ تا ۱۱۸۸ درجه سانتی گراد است و خاصیت هدایت الکتریکی متوسطی دارد. این کانی منشاء ماگمایی، دگرسانی مجاورتی، هیدروترمال و رسوبی دارد و با پیروتیت، اسفالریت، گالن، کالکوپیریت، کلسیت، کوارتز، باریت، مارکازیت، آرسنوپیریت و هماتیت همراه است و در داخل ذغال سنگ نیز تشکیل میشود. این کانی برای تهیه اسید سولفوریک استفاده میشود و در رنگ سازی، جهت صیقلی کردن، به ندرت در تهیه آهن و تهیه دی اکسید سولفور در کاغذسازی بکار میرود.
وجود پیریت و اکسیده شدن آن توسط باکتری، اهمیت زیادی در فروشویی زیستی کانیهای معدنی دارد و گاهی برای پیشرفت واکنش، به سنگهای معدنی افزوده میشود. با تجزیه زیستی پیریت، اسید سولفوریک و یون فریک تولید میشود که هر دو میتوانند در تجزیه فراتر سنگ موثر باشند.
در معادن، پیریت در معرض هوا قرار میگیرد و یک واکنش خودبخودی کندی، با اکسیژن صورت میگیرد. این واکنش آغازگر منجر به پیدایش محیط اسیدی میشود که برای رشد باکتریهای خاص مناسب میباشد. این باکتریها، آهن فرو را اکسید کرده و Fe۲+ ایجاد میکنند که در pH اسیدی محلول بوده و به عنوان یک اکسید کننده قوی میتواند سبب اکسیده شدن بیشتر پیریت و سایر کانیها میشود.
در pH بالای ۵/۲ ممکن است رسوب زرد یا قهوهای رنگ جاروسیت [HFe۳(SO۴)۲(OH)۶] شکل گیرد که به صورت فاضلاب اسیدی از معدن خارج میگردد. طی اکسیده شدن کامل پیریت تنها یک الکترون از بخش آهن کانی آزاد میشود و این در حالی است که ۱۴ الکترون از بخش گوگردی رها شدهاست. مجموعه این الکترونها در زنجیره انتقال الکترونی قرار گرفته و انرژی آزاد مینمایند. لازم به ذکراست که شکل کریستالی پیریت در سرعت فروشویی کاملاً موثر است و رهائی آهن فریک از آن بیشتر از سایر اشکال است
سَنگِ ماه یا حَجَرُالقَمَر گونهای سنگ تزئینی است.
این سنگ در متنهای عربی و اسلامی با نامهای زبدالقمر، رغوة القمر، بصاق القمر، بزاق القمر، افروسالنیتوس، مها، مهو، سالنیطس، و افروسلونن نیز نامیده شده.
در باورهای خرافی پیشینیان سنگ ماه سنگی است که نقره را جذب میکند و با افزایش نور ماه، گردآلودگی آن سپیدرنگ میشود. برای درمان صرع، جنون و خفقان مفید است. آویزان نگه داشتن آن در پارچه کبود باعث پذیرش جاه و زدودن ترس میشود و آویختن آن بر نخل، نگهدارنده میوه آن است.
صاحب اختیارات بدیعی میگوید: بزاق القمر و زبدالبحر خوانند و افروسالین (در نسخه دیگر افروسالیین) خوانند یعنی زبدالقمر و به یونانی سالنیطس (در نسخه دیگر سالیطنس) خوانند و افروسالین از بهر آن خوانند که بشب در افزونی ماه یابند در بلاد عرب، و آن سنگ سپید و شفاف و سبک بود و اگر از درختی درآویزند که بار نمیدهد بارآور گردد، و اگر بسایند و به مصروع دهند شفا یابد و زنان بعوض تعویذ با خود نگاه دارند.
و در تنسخنامه آمده: بر او نقطهای ه
| سنگ ماه | |
|---|---|
| کلیات | |
| رده | فلدسپات ارتوکلاز |
| فرمول | KAlSi۳O۸ |
| ویژگیها | |
| رنگ | میتواند رنگهای گوناگونی داشتهباشد از جمله خاکستری، سفید، صورتی، سبز و قهوهای ولی باارزشترین آن به رنگ آبی سیر است. |
| ساختار | تکشیب |
| چگالی | ۲٫۵۵ - ۲٫۵۸ |
| ضریب شکست | ۱٫۵۲ - ۱٫۵۳ تا ۱٫۵۳ - ۱٫۵۴ |
| زمرد | |
|---|---|
| کلیات | |
| رده | کانی سیلیکاتی |
| فرمول | Be۳Al۲(SiO۳)۶::Cr |
| ویژگیها | |
| رنگ | سبز |
| حالت بلوری | بلورهای ششوجهی |
| ساختار | شش وجهی |
| چگالی | - |
| دوشکستگی | ۰٫۰۰۶ |
زُمُرُّد گونهای بریل و از سنگهای گرانبها است. این سنگ که از سیلیکات آلومینیوم و بریلیوم تشکیل شده در سنگهای پگماتیت یافت میشود.
واژهٔ زمرد عربیشدهٔ «اسماراگدوس» یونانی است.که خود گویا از واژهای سانسکریت به معنی سبز گرفته شده. نام اصلی فارسی آن دوال یا دوبال است.
در باورهای قدیم، زمرد را دفعکننده بیماری صرع و برق و جلای آنرا کورکنندهٔ مار و اژدها میپنداشتند.
برای نمونه در غزل شماره ۲۰۳۹ دیوان شمس مولانا چنین سرودهاست:
| گر اژدهاست بر ره، عشق است چون زمرد | از برق آن زمرد، هین دفع اژدها کن |
زمرد در قدیم در مصر باستان و اتریش و سوات در شمال پاکستان استخراج میشد. امروزه بهترین زمردها از معدن موزو در کشور کلمبیا استخراج میشود.
| کوارتز | |
|---|---|
| اطلاعات کلی | |
| نام دیگر | بسته به نوع رنگ : عقیق، در کوهی، آمیتیست |
| فرمول شیمیایی | SiO۲ |
| ترکیب شیمیایی | SiO۲ |
| رده بندی | کوارتز (سیلیکاتها) |
| اطلاعات کانی شناسی | |
| شکل بلوری | شش وجهی |
| رنگ | بیرنگ، سفید و بر اثر ناخالصی به رنگهای بنفش، صورتی، شیری، دودی و زرد
حالت دودی را درّ کوهی مینامند |
| سختی موس | ۷ |
| وزن مخصوص | ۲٫۶۵ |
| رخ | بدون رخ |
| جلا | شیشهای |
| شکستگی | شیشهای |
| شفافیت | شفاف - نیمهشفاف- غیرشفاف |
| اثر اسید | همه اسیدها به جز HF بر روی آن بیتاثیر است. |
| پاراژنز | فلدسپاتها - میکاها - آمفیبولها - پیروکسنها |
| اطلاعات معدنی | |
| منشأ تشکیل | ماگمایی- پگماتیتی - هیدروترمال -دگرگونی - رگههای تیپآلپی دگرسانیها- رسوبی |
| کاربرد | شیشهسازی، سنبادهسازی، ابزارهای نوری و الکتریکی، جواهرسازی |
کوارتز یا دُرّ کوهی یکی از پلیمورفهای سیلیس (اکسید سیلیسیم) با ساختار بلوری لوزیپهلو است. آبهای داغ دارای محلولهای SiO۲ در شکافهاو درزها سرد میشوند و رسوب SiO۲ در این مکانها بلورهای زیبای کوارتز را بهوجود میآورند. کوارتز تورمالینی یکی از انواع بسیار جالب وزیبای کوارتز است که رشتههای تورمالین را در بلور زیبا وششوجهی خود جایدادهاست. محلولهای دارای SiO۲ میتوانند در شکاف مرکزی سنگها رسوب کنند که زمینشناسان آنها را ژئود کوارتز مینامند. کوارتز به خوبی در مقابل هوازدگی ازخود مقاومت نشان میدهد و در دمای تقریبی ۱۶۷۰ درجه سانتیگراد ذوب میشود.
کوارتز، که از سیلیکون و اکسیژن تشکیل شده، شایعترین ماده معدنی در کره زمین است. ۶۰ فیصد کره خاکی زمین از کوارتز ساخته شده است. کوارتز در ساختن شیشه استفاده خیلی دارد.شیشه کوارتز ناشکن بوده در صورت شکستن خطر کم دارند.
میلیاردها نفر هر روز از کوارتز استفاده میکنند، اما تعداد کمی از آنها از این موضوع خبر دارند، زیرا بلورهای ریز کوارتزی که از آن استفاده میکنند، درون ساعتهای مچی و دیواری آنها پنهان شده است.
اما این بلورهای سفید یا شفاف که در سراسر جهان یافت میشوند، چه ارتباطی با اندازهگیری زمان دارند؟
برخی از مواد مانند برخی از سرامیکها و بلورهای کوارتز، هنگامی که تحت فشار مکانیکی قرار گیرند، میتوانند الکتریسیته تولید کنند. توانایی تبدیل دوجانبه فشار مکانیکی و الکتریسیته را به یکدیگر "خاصیت پیزوالکتریک" مینامند.
بلورهای کوارتز که دارای این خاصیت هستند، با یک ولتاژ معین برق همیشه با بسامد یا فرکانس خاصی مرتعش میشوند. بنابراین این بلورها معیار دقیقی از بسامد یا فرکانس را حفظ میکنند، که به تنظیم حرکت ساعت کمک میکند و دقت آن را بسیار بالا میبرد.
نخستین ساعت کوارتز که با ارتعاشات یک بلور کوارتز هنگام بکار افتادن ولتاژ برقی کار میکند،در سال ۱۹۲۹ ساخته شد.ساعت کوارتز چنان دقیق است که در هر ده سال یک ثانیه خطا میکند.
کوارتز در رادیوها، ریزپردازشگرها (میکروپروسسورها)،و بسیاری از دستگاههای صنعتی دیگر نیز به کار میرود.
اَلماس یکی از سنگهای قیمتی و یکی از آلوتروپهای کربن است که در فشارهای بالا پایدار است. آلوتروپ دیگر کربن گرافیت نام دارد.
الماس در حالت پایدار دارای ساختار بلندروی (مکعبی) است. الماس ساختار منشوری نیز دارد که این ساختار بصورت شبهپایدار در طبیعت به صورت کانی لونسدالنیت وجود دارد.
الماس از واژه ادَماس {{به یونانی|ἀδάμας}و به معنای "نشکن"} گرفته شدهاست.
با وجود این خواص منحصربهفرد، قیمت بالای آن جلوی کاربرد گستردهٔ آن را میگیرد و دانشمندان به دنبال پیدا کردن روشهای تازه برای سنتز آن هستند.
الماس بطور طبیعی تحت فشارهای زیاد اعماق زمین و در زمانی طولانی شکل میگیرد. اما در آزمایشگاه میتوان به کمک دو فرآیند مجزا در زمانی بسیار کوتاهتر الماس تولید کرد. فرآیند فشار بالا _ دما بالا (HP HT) اساساً تقلیدی است از فرآیند طبیعی شکل گیری الماس در حالی که فرآیند رسوب گیری بخار شیمیایی (CVD) دقیقاً خلاف آن عمل میکند. در واقع CVD بجای وارد کردن فشار به کربن برای تولید الماس با آزاد گذاشتن اتمهای کربن به آنها اجازه میدهد با ملحق شدن به یکدیگر به شکل الماس در آیند.(لوزی یا مربعی شکل)
این دو تکنیک برای اولین بار در دهه ۱۹۵۰ کشف شدند. به گفته باتلر که هفده سال روی تولید الماس با استفاده از تکنیک cvh کار کردهاست «از آنجا که پیشگامان تولید الماس بدون فشار بالا در دهه ۱۹۵۰ با تمسخر سایرین از میدان به در شدند. تکنولوژی CVD هنوز دوران کودکیاش را سپری میکند.» هر دو فرآیند قادرند با سرعتی خیره کننده الماسهایی با کیفیت جواهر تولید کنند، اما در نهایت این فرآیند CVD است که بخاطر کنترل ساده ناخالصی و اندازه محصول برای تکنولوژیهای الکترونیکی مناسبترین خواهد بود.
فرآیند CVD با قرار دادن ذره بسیار کوچکی از الماس در خلأ آغاز میشود. سپس گازهای هیدروژن و متان به محفظه خلأ جریان مییابند. در ادامه پلاسمای تشکیل شده باعث شکافته شدن هیدروژن به هیدروژن اتمی میشود که با متان واکنش میدهد تا رادیکال متیل و اتمهای هیدروژن بوجود آیند. رادیکال متیل نیز به ذره الماس میچسبد تا الماس بزرگ شود. رشد الماس در تکنیک CVD، فرآیندی خطی است، بنابراین تنها عوامل محدودکننده اندازه محصول در این روش بزرگی ذره ابتدایی و زمان قرار دادن آن در دستگاه است.
به گفته دیوید هلیر (D. Hellier)، رئیس بخش بازاریابی کمپانی ژمسیس، «فرآیند HP HT نیز با ذره کوچکی از الماس آغاز میشود. هر ذره الماس در محفظههای رشدی به اندازه یک ماشین رختشویی، تحت دما و فشار بسیار بالا درون محلولی از گرانیت و کاتالیزوری فلزی غوطهور میشود. در ادامه تحت شرایط کاملاً کنترل شدهای این الماس کوچک به تقلید از فرآیند طبیعی، مولکول به مولکول و لایه به لایه شروع به رشد میکند.»
گر چه جنرال الکتریک در تولید الماسها به این روش پیشگام است و الماسهای ساخته شده با تکنیک HP HT را برای مصارف صنعتی به بازار عرضه میکرد اما تا پیش از آنکه کمپانی ژمسیس با ساده سازی این فرآیند امکان تولید نمونههایی با کیفیت جواهر را فراهم کند، هرگز آن الماسها به عنوان سنگهای قیمتی به فروش نرسیده بودند.
در واقع الماسهای زینتی مصنوعی بخش کوچک و در عین حال پر سودی از صنعت الماس را تشکیل میدهند. این الماسهای رنگی که در مقایسه با همتاهای بیرنگ شان فوق العاده کمیاب و در نتیجه بسیار گرانبها ترند با توجه به نوع ناخالصیها در رنگهای گوناگون از سرخ و صورتی گرفته تا آبی، سبز و حتا زرد روشن و نارنجی تولید میشوند. در واقع این الماسها میتوانند چنان کیفیت بالایی داشته باشند که حتی ماشینهای ساخته شده برای تشخیص سنگهای مصنوعی از طبیعی در تفکیکشان از یکدیگر دچار مشکل شوند، همانطور که امروزه برخی از بزرگترین الماس فروشان در صنعت نیز به زحمت از پس آن بر میآیند.
شباهت فوق العاده نمونههای مصنوعی و طبیعی باعث شدهاست تا تاجران الماس برای تشخیص الماسهای رنگی مصنوعی از سنگهای طبیعی دست به دامن آزمایشگاههای الماس بلژیک و دیگر نقاطی شوند که بطور سنتی عهده دار تجزیه و تحلیل و تأیید الماسها از نظر بزرگی قیراط، رنگ و شفافیت هستند.
آنتورپ در کشور بلژیک یکی از مهمترین مراکز تجارت الماس در دنیاست و «روزانه ۲۰۰ میلیون دلار الماس به این شهر وارد یا از آن خارج میشود».
هنوز اساساً تنها منبع جواهرات بوده و بالاترین بها را دارد.
سهم گستردهای از بازار صنعت را به خود اختصاص دادهاست. به عنوان ساینده و ابزار برشی و ماشینکاری به کار میرود.
پتانسیلهای زیادی برای کاربرد در صنعت دارد ولی هنوز بصورت آزمایشگاهی تولید میشود.
اخیراً تولید شده اما دارای کاربردهایی در زمینهٔ ابزار نوری دقیق است.
خواص الماس شدیداً به ناخالصیها وابستهاست. حتی وجود مقادیر جزئی ناخالصی مانند نیتروژن میتواند خواص آن را بسیار تغییر دهد.
الماس چه به صورت سنتزی و چه به صورت طبیعی هرگز به شکل کاملاً خالص نیست. این ناخالصیها را میتوان به دو دسته تقسیم کرد:
این نوع ناخالصیها در شبکهٔ الماس به جای یکی از اتمهای کربن قرار میگیرند و با اتمهای مجاور تشکیل پیوند میدهند.
این ناخالصیها ذرات مجزایی هستند که شبکه را برهم زده و بخشی از آن نمیشوند. این ناخالصیها معمولاً سیلیکاتهای آلومینیوم، سیلیکاتهای منیزیم و یا سیلیکاتهای کلسیم هستند.
دو ناخالصی مهم در الماس نیتروژن و بور هستند. این دو عنصر همسایههای کربن در جدول تناوبی بوده و به علت داشتن شعاع اتمی کوچک و متناسب، به خوبی در شبکهٔ کریستالی الماس جایگزین میشوند.
«الماسهای خونین» اصطلاحی است در رابطه با تجارت الماس که به آن دسته از الماسهایی که در مناطق جنگی و در اردوگاههای کار اجباری استخراج و به فروش میرسند، گفته میشود. سود حاصل از فروش این الماسها توسط جنگسالاران معمولا برای تامین نیازهای مالی گروههای شورشی و به منظور خرید اسلحه و تامین نیاز تسلیحاتی مورد استفاده قرار میگیرد.
فهرستی از گوهرها، جواهرات و سنگهای قیمتی:
| توپاز | |
|---|---|
| کلیات | |
| رده | کانی |
| فرمول | Al2(SiO4)(F.OH)2 |
| ویژگیها | |
| رنگ | بیرنگ، زردمایل به قهوهای، آبی روشن، صورتی مایل به قرمز، سبز روشن |
| رخ | کامل، شکستگی صدفی |
| ساختار | سامانه بلوری راستلوزی (ارتورومبیک) |
| چگالی | 4/3-6/3 |
| دیگر ویژگی ها | خاصیت فلورسانس |
در لغت نامه دهخدا آمده است: «زبرجد زرد مایل به سرخی را هندی گویند. و این زبون ترین همه انواع زبرجد است .»کلمه توپاز از واژه ی یونانیΤοπάζιος (توپازیوس) یا Τοπάζιον (توپازیون)-که نام جزیره ی سنت جان در دریای سرخ بوده است - گرفته شده است. معادن این سنگ در این جزیره وجود داشته است. واژه ی توپاز با کلمه سانسکریت तपस् (تاپاس) به معنی "آتش" یا "گرما" ارتباط دارد.
ساختار بلوری آن راستلوزی (ارتورومبیک) و فرمول شیمیایی آن Al۲(SiO۴)(F.OH)۲ است.
زبرجد هندی سنگی است شفاف تا نیمه شفاف و دارای سختی ۸ و چگالی ۴/۳-۶/۳ میباشد.
رنگها : بیرنگ، زردمایل به قهوهای، آبی روشن، صورتی مایل به قرمز، سبز روشن جلا : شیشه ای
این کانی رخ کامل، شکستگی صدفی و خاصیت فلورسانس ضعیف دارد.
این سنگ به عنوان یکی از سنگ های متولدین آبان ماه ذکر شده است. این سنگ سمبل وقار و ابهت، و نشانه شادی و موفقیت است. مصریها سنگ توپاز را سمبل خورشید می دانند. یونانیها نیز معتقدند این سنگ به انسان نیرویی خاص می دهد و طلسم و جادو را باطل می کند. حتی در گذشته بر این باور بودند که اگر کسی این سنگ را همراه داشته باشد از نظرها دور می ماند. رومیها اعتقاد داشتند که توپاز هوش و وفاداری را افزایش می دهد. به علاوه، آنان پودر این سنگ را در شربت حل می کردند و برای درمان خونریزی و آسم از آن استفاده می کردهاند. از پودر آن برای درمان و التیام سوختگی و زخمهای شدید نیز بهره می بردهاند. حتی در مواردی به عنوان پادزهر استفاده می شده است. توپاز در برزیل نشانه و سمبل دندان پزشکان است.
مکانهای مهم پیدایش توپاز در اتحاد جماهیر شوروی سابق در ناحیه نرشیسنگ سیبری و مورسینسک واقع در رشته کوههای اورال قرار دارد و در ایالات اومی و مینو ژاپن و نیز در سان لوئیس پوتوسی مکزیک یافت میشود. از سالها پیش برزیل منبع اصلی توپاز زرد رنگ بوده است. در سال ۱۹۴۰ چند بلور بزرگ کاملاً شکلدار توپاز بیرنگ از این محل بدست آمد که وزن بزرگترین آنها ۵۹۶ پوند بود.